مقالستان جهان انديشه جهان شعر جهان داستان
متون کهن
مقالستان
طنز
معرفی و نقد کتاب
انديشه
گفت‌وگو
معرفی نويسنده
شعر فارسی
شعر ترجمه
نقد شعر
داستان فارسی
داستان ترجمه
نقد داستان

معرفی:

ع.ا.شعار
ali_shoar@yahoo.com



  • تروریست
    7 شهریور 1387  ( داستان فارسی )

    پنجره را که باز کرد بوی بلوار خیس پیچید توی اتاق. نگاهش را از آن طرف خیابان برید و برگشت طرف تخت‌خواب. کیف زرد رنگ را از زیر تخت بیرون کشید و روی زمین زانو زد. شماره‌ی رمز را تند تند چرخاند، کیف را خواباند روی تخت و درش را باز کرد. بست‌های سیاه را باز کرد و با دست چپ لباس‌ها را بیرون ریخت. با دست راست مخزن و قنداق تفنگ را بیرون آورد و کنار کیف گذاشت. لوله‌ی سیاه بلندی را از جوف شکافته‌ی کنار کیف بیرون کشید و کیف و لباس‌ها را به انتهای تخت هل داد. مخزن تفنگ را سر قنداق محکم کرد و قنداق را عمود روی تخت گذاشت و آن‌قدر لوله‌ی سیاه را پیچاند تا محکم شد. کسی در زد. تفنگ را سراند زیر انبوه لباس‌ها و از اتاق خواب بیرون رفت...


  • کولیوانف و اقاقیا
    9 مرداد 1387  ( داستان فارسی )

    ـ کولیوانف بلند شو صبح شده...
    این جا بهار این جوریه، آدم دلش می‌خواد تا لنگ ظهر تو جاش بخوابه. مامان می‌گه همه جا بهار همین‌طوریه، فقط دیر یا زود می‌آد. ما پشت فنس مرکز تحقیقات کشاورزی هامبورگ وایسادیم و چمن‌های نارنجی و قرمز و زرد اون جا رو تماشا می‌کنیم. آلبرتو می‌گه باید مزه‌ی خوبی داشته باشن. دست داداش کوچیکش توتو رو گرفته و دو تایی زل زدن به چمن‌های رنگی و براق و آب از لب و لوچه‌شون آویزونه. من آب‌نبات‌کشی رو ترجیح می‌دم. گو این که تو کمپ ما کم‌تر از این جور چیزها پیدا می‌شه...


زیر چتر شیطان
صورتک‌های تسلیم
پاره‌های ممنوع
خانه به سيلاب