![]() |
معرفی: |
- دست توی عکس
3 بهمن 1384 ( داستان فارسی )
چقدر وقت دارم چيزی بگذارم زير دستم و ريزتر بنويسم؟ ريزتر از چی؟ در آهنی گير میکند به زمين. انگار ساختمان نشست کرده يا موزاييک زير پتو بالا زده، نمیگذارد لولا بگردد. دست به دستگيره بگيری، خودش را میاندازد از پشت. با قفل و زنجير بند است. جير میکند جير. قاطی نکن کليدهای دسته را. اين نه، که مال ته راهرو و يا سالن بعدی نيست. شبيه هماند. پنجره را هم قفلدار میسازند...








