مقالستان جهان انديشه جهان شعر جهان داستان
متون کهن
مقالستان
طنز
معرفی و نقد کتاب
انديشه
گفت‌وگو
معرفی نويسنده
شعر فارسی
شعر ترجمه
نقد شعر
داستان فارسی
داستان ترجمه
نقد داستان

معرفی:

كاوه‌ احمدی‌ علی‌آبادی

دکترای فلسفه و مطالعات اديان
از دانشگاه راچ‌ويل تگزاس در آمريکا

وبلاگ شخصی: kaveh7.persianblog.com
                         hermes.blogsky.com



  • حی بن یقظان: زنده‌ی بیدار
    6 شهریور 1388  ( مقالستان )

    ... عصاره‌ی سخنان وی آن بود که روزنامه‌نگاری را شغلی سراسر دردسر معرفی می‌کرد که تنها عشق و جنون می‌طلبد. اما دیروز که تو دوست روزنامه‌نگارم را می‌ربودند و می‌بردند، من در آن سکوت سنگین تو از نفس کنش‌هایت فریادی را خواندم که روح روزنامه‌نگاری را بیداد می‌کرد: «حی بن یقظان: زنده‌ی بیدار».


  • دل قوی دار ایمان من...
    3 تیر 1388  ( مقالستان )

    در میان‌ اقوام‌ باستانی‌ ناهوآتل‌، که‌ در مکزیک‌ می‌زیستند، جشنی‌ به‌ نام‌ تلالوک‌ ـ خدای‌ باران‌ ـ متداول‌ بود که‌ برای‌ استغاثه‌ی باران‌ برگزار می‌شد. در این‌ عید، اگر بتوان‌ نام‌ آن‌ را عید نامید، انسان‌هایی‌ به‌ عنوان‌ قربانی‌ ذبح‌ می‌شدند تا خدای‌ باران‌ راضی‌ شده ‌و بر اقوام‌ ناهوآتل‌ بارشی‌ ارزانی‌ دارد تا آنان‌ زنده‌ بمانند!! دختر بچه‌ای‌ که‌ برای‌ باران‌ ذبح‌ می‌شد، اشعار مختلفی‌ را می‌خواند که‌ از عاطفه‌ای‌ انسانی‌ حکایت‌ داشت‌ که‌ این‌بار به دست‌ مذهب‌ قربانی‌ می‌گشت...


  • دو تجلی از یک «حقیقت‌»
    29 اردیبهشت 1388  ( انديشه )

    (تحلیل فیلم «توپ‌های سن‌سباستین»)
    پدری روحانی که با روح بخشایش مسیح عجین است‌، اجازه نمی‌دهد تا یک فراری را که به کلیسای خدا پناه برده، تحویل نیروهای نظامی دهند و او را در حمایت خود می‌گیرد. کشیشی درباری که در معاملات این جهانی غرق است‌، به خاطر مقاومت پدر روحانی‌، او را تنبیه می‌کند. وقتی می‌بیند که او حاضر نیست شخص فراری را تحویل دهد، از قدرت خود استفاده می‌کند و ترتیبی می‌دهد تا او را به کلیسایی متروک در سن‌سباستین تبعید کنند...


  • نمایش آوارگی
    11 بهمن 1387  ( مقالستان )

    ابژه‌ی آوارگی از عهد عتیق تا به امروز به گونه‌ای غریب و ملون به سوژه‌ای در دنیای امروز بدل شده است. در حالی که تاریخ قوم و دین یهود با آوارگی پیوند خورده است و آن به کرّات به عنوان سوژه و توصیه‌هایی در کتب عهد عتیق آمده است، در دوره‌ای از تاریخ مسیحیت متجلی می‌شود که اتفاقاً بر هنرمندان و نمایشگران دوره‌گرد عارض می‌شود که این‌بار نه بازی، بلکه به بهای تمام زندگی است. اما آوارگی جدای از پرده‌ی نمایش و صحنه‌ی تئاتر بر عرصه‌ی دیگری نیز متجلی می‌شود. آن‌جاست که آوارگی، خود نمایشی است که بر روی صحنه‌ی زندگی متظاهر می‌شود؛ نمایشی که به معنای دقیق کلمه، واقعی است و چیزی نیست جز زندگی زیسته‌ی انسان‌ها...


  • رستاخیز نارضایتی خلاق
    28 مهر 1387  ( انديشه )

    (بازآفرینی فیلم گوژپشت نوتردام)
    کازیمودو یا گوژپشت نوتردام، نماد شوربختی و سیه‌روزی‌های ناخواسته است. او یارای شنیدن حرف‌های عادی را ندارد، تنها اصواتی قوی همچون ناقوس‌های کلیسا و سوت سوتک را می‌شنود و اوامر کلود فرلو و احساسات اسمرالدا، دخترک رقاص کولی را اطاعت می‌کند. اجازه دهید تا متن بالا را با هم به زبان نمادها ترجمه کنیم. اما آیا اجازه داریم تا اثری از ویکتور هوگو را که از پدیدآورندگان رمانتیسم است، به گونه‌ای سمبولیک تأویل کنیم...


  • گفتمانی درباره‌ی مسیح و منجی (بخش دوم)
    27 مرداد 1387  ( انديشه )

    بخش دوم مقاله با تأکید بیش‌تر بر خوانش دوباره‌ی «آخرین وسوسه‌ی مسیح»


  • گفتمانی درباره‌ی مسیح و منجی (بخش اول)
    27 مرداد 1387  ( انديشه )

    در این گفتمان سعی کرده‌ایم که آرای گوناگونی را که درباره‌ی مسیح و منجی‌بودنش وجود داشته است، توصیف و تبیین کنیم و به بحث بکشانیم؛ از کتب و اناجیل مختلف گرفته تا اشخاص و مکاتب، ادیان و مذاهب گوناگونی که درباره‌ی عیسا مسیح باورهایی داشته یا اظهارنظر کرده‌اند. هدف از این اثر پرداختن به انواع و اقسام باورهای دینی در نزد مذاهب و فرق مختلف نیست، مقصود آن است که روح مطالب‌شان درباره‌ی مسیح و منجی در کنار هم دیده شود تا مخاطب بتواند در عین در هم تنیدگی‌شان، به مشترکات و ممیزات‌شان پی برد.


  • افسون لابرینت‌های معنویت
    3 مرداد 1387  ( انديشه )

    (تحلیلی بر فیلم «پری» به مناسبت وفات نابهنگام خسرو شکیبایی)
    هنگام بررسی فیلمی از روزنه‌ی عرفان، سخن از «بود، نمود و نبود»، است. پری، داداشی، صفا، اسد و شیخ سالک، هر یک به تنهایی و در جای خویش، دنیایی هستند که باید آنان را شناخت و معنایی ندارد که یکی از آن‌ها را (که منتقدان عمدتن داداشی را برگزیدند که به سبب حرافی‌های اوست!) صحیح و دیگران را غلط برچسب زنیم! این اشخاص هستی‌های مختلف، دنیاهای گوناگون و خلاصه روال‌ها و شدن‌هایی را به ما معرفی می‌کنند که هر یک در جای خود، قابل تأمل و توضیح‌اند. داستان زندگی شیخ سالک که مدتی به دنبال ذکر مطلوب و حقیقی‌اش می‌گشت و عاقبت خودش را با همسرش به آتش کشید، یکی از آن‌هاست!...


  • تعزیه در ایران‌زمین از آغاز تاکنون
    10 اسفند 1386  ( انديشه )

    سوگواری برای از دست‌رفتگان، به خصوص اشخاصی چنان برجسته که به اسوه و اسطوره‌ای در نزد وجدان ‌جمعی یک ملت بدل شده‌اند، در جوامع و فرهنگ‌های مختلف آمده است و گرچه در برخی از ادیان منع ‌شده، اما با این همه به حیات و بازآفرینی‌اش همراه با فراز و فرودهای مختلف ادامه داده است؛ به ویژه اگر مرگ آنان با یک تراژدی همراه بوده باشد. قیام و شهادت امام حسین، میترا، سیاوش، مسیح و... از این جمله‌اند...


  • اوديسه‌ی انسان در «اقيانوس هوشمند»
    31 تیر 1386  ( انديشه )

    (بازآفرينی فيلم سولاريس)
    ... پيام‌های نامفهومی از ايستگاه سولاريس در فضا به زمين مخابره می‌شود و زمينی‌ها از جمله کلوين را برمی‌انگيزد تا با توجه به سويش، راه آسمان را در پيش گيرند. يافتن موجوداتی عجيب و غريب و مهم‌تر از آن، کشف جهان‌هايی تازه شايد بتواند پاسخی به سردرگمی انسان در اين فضای لايتناهی بدهد! پس ‌انسان‌ها ايستگاهی به نام سولاريس را در فضا تأسيس می‌کنند تا آزمايشات و تحقيقاتی را صورت دهند که شايد به آن کشف و راه‌حلی رهنمون شود...


  • ... با اين همه‌، من «يک پدر حقيقی» هستم‌
    21 فروردین 1386  ( انديشه )

    (تحليل فيلم «من سام هستم»)
    ... فيلم «من سام هستم» نشان می‌دهد که اگر سام از نظر هوش رشد نکرده، اما از بعد احساسات و بلوغ شخصيتی (احساس مسئوليت در مقابل ديگران، وظيفه‌شناسی‌، ابراز محبت، پشتکار حتا در کارهايی که ناتوان بوده و زير طوفان حملات ديگران راه درست را برگزيده و...) در حدی ورای ديگران رشد يافته و از اين منظر کامل است‌. دوربين هرگز به دادگاه نمی‌رود، تنها تصاوير بازی لوسی را نشان می‌دهد که در آن سام، مادرخوانده‌ی لوسی، وکيل، دوستان سام و هم‌بازی‌های لوسی حضور دارند و در کمال شادی بازی می‌کنند و اين تصاوير خود گواه همه‌چيزند.


  • بازآفرينی تحليلی فيلم «بدل»
    13 بهمن 1385  ( انديشه )

    (دنياهای واقعی و بدل‌ در «بدل‌»)
    در «بدل‌»، انسانی پس‌ از سردرگمی‌های بسيار با «خودش‌» روبه‌‌رو می‌شود!؟ او در حقيقت‌ با چيستی خود مواجه‌ می‌شود. او در عصر کنونی همچون‌ بسياری، انسانی بی‌هويت‌ شده‌ که‌ تنها شبيه‌ همان‌ انسان‌هايی است‌ که‌ پيش‌ از اين‌ بوده‌اند. دنيايی را که‌ وی پيش‌ رويش‌ می‌بيند، در حقيقت‌ تنها رؤيايی است‌ که‌ قدرت‌های بزرگ‌ برای او و ديگران‌ تعريف‌ کرده‌اند. همان‌گونه‌ که خود می‌گويد: «من‌ خواب‌ بودم‌». پول‌، نيروهای پليس‌، رسانه‌ها، اتفاقات‌ و حتا مرگ‌ و زندگی ديگران‌ (در حقيقت‌ بدل‌ها) در اختيار آن‌هاست‌ که‌ از قدرت‌، ثروت‌ و تفکر برتر برخوردارند....


  • به نام زندگی
    17 آذر 1385  ( انديشه )

    (تحلیلی بر نمایش «آرامش از نوعی دیگر»)
    جان براون خواستار اتاقی در بیمارستان برای استراحت و اقامت است، در حالی که او مریض نیست! خواهش عجیب براون، دکتر و پرستاران بیمارستان را به حیرت می‌اندازد. ایجاد خراش کوچکی روی انگشت، بهانه‌ای خوب برای اقامت در بیمارستان است؛ شاید پس از مدتی او خسته یا منصرف شود و به سراغ زندگی خود برود. اما انگار زندگی براون دقیقن همان‌جاست. او از بیمارستان خوشش آمده و انگار بهترین دوران زندگی‌اش را در مناسب‌ترین نقطه‌ی دنیا سپری می‌کند...


  • اودیسه‌ی انسان عقلایی
    15 آبان 1385  ( انديشه )

    (هبوط تا فروغ، دگرآفرینی فیلم «۲۰۰۱: یک اودیسه‌ی فضایی»)
    میمون انسان‌نما در اودیسه‌ای فضایی به «انسانی کاوشگر و عقلایی» بدل می‌شود. ابزار او از استخوان به سفینه‌ی فضایی بدل شده است. چه چیزی این تکامل را پدید آورده است؟ قدرت!؟ چنان که نیچه در «چنین گفت زرتشت» معرفی می‌کند و فیلم «۲۰۰۱: یک اودیسه‌ی فضایی» برای همین موسیقی‌اش را از «چنین گفت زرتشت اشتراوس» وام گرفته است. اما جملگی به خطا رفته‌اند!...


  • وکيل‌مدافع شيطان: پاسخی از شيطان!؟
    30 خرداد 1385  ( انديشه )

    (دگرآفرینی فیلم وکيل‌مدافع شيطان)
    اين کيست که در درون، می‌انديشد...؟! اگر آن تنها منم، پس به چه سبب او متفاوت حرف می‌زند، متناقض فکر کرده و رفتار می‌کند و مهم‌تر از همه شک می‌کند؟ اگر او تنها يکی‌ست، پس به چه جهت گاه بازخواست کرده و گاه چشم‌پوشی می‌کند، زمانی اعتراف کرده و زمانی انکار می‌کند و لحظه‌ای مصمم رفتار کرده و لحظه‌ای ديگر وسوسه می‌شود؟! او خداست يا شيطان؟ اين روح معنايی‌ست که در «وکيل‌مدافع شيطان» مدام قل زده و می‌جوشد.حقايقی که با بستن ديدگان بر روی‌شان نمی‌توان ناديده‌شان گرفت يا تحت تأثير آن‌ها نبود: در هر لذتی، هر کاميابی، هر خواستن و توانستنی در زندگی، همواره ردپای شيطان هست، همان‌گونه که حضور خداوند مستتر است! بشر فرزند شيطان نيز هست، همان‌سان که روح خدايی نيز در اوست....


  • از مسير سبز تا مسير پايانی
    17 اردیبهشت 1385  ( انديشه )

    (تجزیه و تحلیلی بر فیلم مسیر سبز)
    مسير سبز با پاره‌هايی از يک فاجعه آغاز می‌شود!! جست‌وجو برای يافتن فرزندانی که دزديده شده و کشته شده‌اند! مسير سبز همان دنيايی‌ست که گذرگاه همگی ماست و مسير پايانی، استعاره‌ای از مرگی‌ست که برای همه اجتناب‌ناپذير خواهد بود... مسير سبز در جست‌وجوی احساسی با نگاهی صميمی‌ست تا تجربه‌ای فراواقعی، اما حقيقی را تحقق بخشد که در دنيای ما ادراک نمی‌شود، ولی احساس، تجربه و معنا می‌شود، طوری که مشکل بتوان جلوی اشک‌های ديدگان را در طی «مسير سبز» تا «مسير پايانی» گرفت.


  • ماتریکس از فراسوی ماتریکس، بخش دوم
    19 بهمن 1384  ( انديشه )

    بازآفرینی فیلم ماتریکس، بخش دوم


  • ماتریکس از فراسوی ماتریکس، بخش اول
    19 بهمن 1384  ( انديشه )

    (بازآفرینی فیلم ماتریکس)
    اثری که می‌خوانید تحلیل و بازآفرینی فیلمی «یگانه» با نام «ماتریکس» است. از منظر نگارنده ماتریکس نه سه‌گانه است و نه نسخه‌های مکمل دارد، بلکه فیلم‌های بعدی که با عنوان‌های ماتریکس ۲ و ۳ ساخته شدند، یک کپی تقلیل‌یافته و ضعیف از نسخه‌ی یگانه‌ی ماتریکس بودند و به هیچ‌وجه تکمیل‌کننده‌ی مضامین مطرح‌شده در ماتریکس به شمار نمی‌رفتند و تنها به سبب «استقبال بی‌نظیر» از آن تولید شدند. نگارنده بر این باورست که پس از گذشت سالیان متمادی خواهد بود که سینما از ماتریکس به عنوان نقطه‌ی عطفی یاد خواهد کرد که سینما را به دو دوره‌ی پیش و پس از آن تقسیم می‌کند...


  • مانيفستی برای زندگی
    13 دی 1384  ( انديشه )

    (بازآفرینی تحلیلی از «فارست گامپ»)
    ... «انگيزه، موفقيت، اتفاق، رضايتمندی شخصی و رضايت ديگری، هيچ‌يک به تنهايی نمی‌تواند توصيف‌کننده‌ی فارست گامپ باشد، بلکه آن‌ها جملگی فصل مشترکی را می‌سازند که بر طبق آن‌ها تنها می‌توان گفت: «فارست گامپ مانيفستی است برای زندگی مردم عادی». مردمی که در جريان زندگی عادی بارها با آن‌ها برخورد داريم و سعی فارست گامپ نيز پرداختن به نمونه‌هايی از همان‌هاست، نه نخبگان، شايستگان و افرادی با ويژگی‌های استثنايی و منحصر به فرد، بلکه اشخاصی معمولی که اهميت‌شان در همان کارها و تجربه‌های ملموس زندگی نهفته است...


  • آفرينش از روز نخست تا روز هشتم
    15 آبان 1384  ( انديشه )

    (بازآفرینی فيلم «روز هشتم»، با نظر به تأويلی نو از کتاب مقدس)
    ... روز هشتم نيز نشانه‌ی جالبی‌ست. به معنی افزودن روزی به روزهای آفرينش است که در کتاب مقدس نيامده. هفته هفت روزست و آفرينش در روز هشتم، پس از روز هفتم که سکوت بود، تنها هنگامی قابل تصور است که تصحيح آفريده‌ها در روزهای پيشين، پس از تأملی ژرف باشد. اما به چه سبب داستان آفرينش نياز به روايت و تأويل دارد؟ سردرگمی جولی در مورد زندگی‌اش پاسخی به پرسش فوق است...


  • ژاندارک در غسل تعميد ژاندارک
    12 شهریور 1384  ( انديشه )

    (بازآفرينی و دگرآفرينی فيلم ژاندارک ساخته‌ی لوک بسون)
    ... ژاندارک با اعتراف به پايان می‌رسد، اما اين‌بار اعتراف در محضر وجدان. آن‌جا ديگر هيچ کشيشی نمی‌تواند غسل تعميد دهد. ژان يک قديس نيست، ولی به قديسی بدل می‌شود. اما نه بدين سبب که گناه نمی‌کند، بلکه دقيقن برعکس؛ هنگامی‌که اعتراف به گناه می‌کند به قديس بدل می‌شود، و هنگامی‌که با تجديدنظر مداوم، معانی پيشين از «خداوند» را ذوب کرده و معانی جديدی را جانشين آن می‌سازد...


  • نفی ارباب قدرت از دنيای اثيری
    21 مرداد 1384  ( انديشه )

    (تحليلی بر سه‌گانه ارباب حلقه‌ها)
    ... در ارباب حلقه‌ها، نيروهای خير مختلفی را می‌بينيم که به سبب مبارزه برای حلقه، وسوسه شده و درصدند تا حلقه را خود مالک شوند، که به سرعت از آن منع می‌شوند. در اديان اثيری تمايز بين نيروهای نيک و شر برحسب ذات آن‌هاست، در حالی که در اديان زمينی هويت متمايزشان بر حسب اعمال و گزينش‌هاست که تعيين می‌گردد...


  • درسی که اسکار به کن آموخت
    5 اردیبهشت 1384  ( مقالستان )

    (ديالوگ خاموش هاليوود با کن)
    سال گذشته جشنواره‌ی کن با انتخاب سياسی فيلم «فارنهايت 11/9» از مايکل مور ـ به عنوان بهترين فيلم، نشان داد که از اهداف بانيانش فاصله گرفته است...


  • «زندگی الهی»؛ تراژدی، درام و کمدی
    4 فروردین 1384  ( انديشه )

    (بازآفرينی و دگرآفرينی از «کانال» تا «کمدی الهی»)
    سيری در کانال آندره وايدا، همراه با دانته، ارداويراف، سنايی غزنوی، گوته، جمالزاده و...


  • دم «معنوی» رقص آفرينش
    5 بهمن 1383  ( انديشه )

    (دگرآفرينی از فيلم «باراکا» (برکت))
    «باراکا» به معنی «برکت»، نوعی جهان‌شناسی و معناشناسی در هستی است. برخی از اهالی هندوستان در جهان‌بينی دينی و هستی‌شناسی خود، به چيزی که «برکت» می‌نامند، اعتقاد دارند. در ملانزی به آن «مانا» می‌گويند. سرخ‌پوستان ايروکوا...


  • نابينايی يک هياهو!؟
    5 دی 1383  ( انديشه )

    (نقدی بر فيلم پايان هاليوود)
    ... اما ضعف سينمای روشنفکری حتی به تصاوير، تکنيک يا فرم نيز محدود نمی‌شود، اکنون حتا از مضامين عميق نيز وامانده است و بين تقليد تا بازآفرينی گذشته سرگردان است!؟ کدام کتاب فلسفی را می‌شناسيد که تا اوج ماتريکس، زيبا و در عين حال عميق، لايه‌لايه و متکثر و در عين حال با ترکيبی همگون و خوانا با کليت اثر و فراسورونده از خالق اثرش پيش رود!؟...


  • شما هم داريد مثل من نقش بازی می‌کنيد؟
    5 آذر 1383  ( انديشه )

    (بازآفرينی از فيلم «پرسونا» اثر «اينگمار برگمان»)
    از نگاه پرسونا: همه ما داريم به نوعی نقش بازی می‌کنيم. حتی هنگامی که تصور می‌کنيم خودمان هستيم و حتی وقتی که سکوت اختيار می‌کنيم. از منظر او «هر لغزش صدا دروغی و خيانتی است...


  • راز «کيمياگری» يک ذهن «آفريننده»
    18 مهر 1383  ( انديشه )

    دگرآفرينی فيلم «يک ذهن زيبا»
    «جان نش» رياضی‌دانی است که در هر چيز روابط رياضی را جستجو می‌کند، از بازتابش نور در يک کراوات گرفته تا سطرها و تيترهای گوناگون عناوين و مقالات روزنامه‌ها. در فيلم «يک ذهن زيبا»، او بيشتر در خود فرو رفته است...


  • تجزيه‌ و تحليلي‌ از كتاب‌ «منم‌ ايوب»
    27 تیر 1383  ( معرفی و نقد کتاب )

    چگونه‌ سر برآوردي‌، با چشماني‌ باز يا بسته‌؟ اين‌ همان‌ پرسشي‌ است‌ كه‌ منتهي‌ به‌ آفرينش‌ كتاب‌ «منم ‌ايوب‌» شده‌ است‌. تشكيكي‌ كه‌ منتهي‌ به‌ ديدن‌ و تأويل‌ آن‌ بخشي‌ از هستي‌ مي‌شود كه‌ خوشايندمان‌ نيست...


  • «لحظاتي» غرق در داستان تا واقعيت
    17 خرداد 1383  ( انديشه )

    بازآفريني تحليلي از فيلم «ساعت‌ها» (لحظات)
    در لحظاتي سنگين، زني خود را به سوي رودخانه‌اي مي‌كشد تا شايد، با پايان بخشيدن به زندگي خويش، زجري كه‌ هر لحظه او را له‌ مي‌كند، مدفون‌ كرده و غرق سازد!؟ او از كسي دلخور نيست‌ و حتي از زندگي زناشويي خود نيز شكوه‌اي ندارد...


  • سير معنويت‌ در گذر زمان
    12 اردیبهشت 1383  ( انديشه )

    معنويت‌ در هر عصري‌ با خصايص‌ آن‌ دوره‌ آفريده‌ شده‌ و متجلي‌ گشته‌ است‌، چرا كه‌ آن‌ در وجود انسان‌ها و درمعناسازي‌هاي‌ آنان‌ در مواجهه‌ با هستي‌ شكل‌ گرفته‌ و هويت‌ يافته‌ است‌. هر رهرويي‌ براي‌ ارتقاء تا به‌ سطح ‌آفرينشگر آن‌، همواره‌ ناگزير است‌ بخشي‌ از روح‌ معناي‌ دوره‌هاي‌ گذشته‌ را بازآفريني‌ كند...


زیر چتر شیطان
صورتک‌های تسلیم
پاره‌های ممنوع
خانه به سيلاب