مقالستان جهان انديشه جهان شعر جهان داستان
متون کهن
مقالستان
طنز
معرفی و نقد کتاب
انديشه
گفت‌وگو
معرفی نويسنده
شعر فارسی
شعر ترجمه
نقد شعر
داستان فارسی
داستان ترجمه
نقد داستان

معرفی:

علی صالحی بافقی
a-salehi@pasargadoil.com



  • دو شعر از علی صالحی بافقی
    24 بهمن 1387  ( شعر فارسی )

    (کلمات همیشه کم می‌آورند، حواسِ شش‌گانه)
    می‌گویند بازگشته‌ای/ بی آن‌که دیده‌اَت باشند/ من اما/ در برقِ خونِ چشم‌هاشان دیده‌ام‌اَت/ می‌گویند بازگشته‌ای/ بی آن‌که شنیده‌اَت باشند/ من اما شنیده‌ام‌اَت/ میانِ نجواترسِ کلماتِ روشن‌شان/ می‌گویند بازگشته‌ای/ بی آن‌که لمس‌اَت کرده باشند/ من اما لمس‌اَت کرده‌ام/ در هُرم ِ خالیِ سردِ تَـن‌پیرهن‌های پُر وصله‌پینه‌شان...


  • y = ۱/۲ g t ²
    4 بهمن 1387  ( شعر فارسی )

    (شعری از علی صالحی بافقی)
    شباهتِ ما در تفاوتِ پریدنـِــمان بود...


  • سه شعر از علی صالحی بافقی
    27 آبان 1387  ( شعر فارسی )

    (اتفاق، فرقی نمی‌کند...، قرینه)
    اتفاق‌ها، همیشه بزرگ نمی‌افتند./ به وسعتِ میلاد و مرگ نیستند همواره./ به بی‌کرانیِ طلوع و غروب هم نیستند/ که باید/ روبه‌رویِ آفتاب/ خیره ایستاده باشی/ تا سایه‌ی بلندِ اتفاق/ از سرت بگذرد...


  • دو شعر از علی صالحی بافقی
    19 مهر 1387  ( شعر فارسی )

    (‌بی‌زحمت یک عکس یادگاری از ما بگیرید!، از چیزی به خاک افتادم که از جنس تولد بود...)
    نه آشیل بودم،/ نه اسفندیار./ نابودی‌ام،/ نه از پاشنه‌ی استوار پاهام بود،/ نه از نگاهِ زنده‌ی چشم‌هام./ از چیزی به خاک افتادم / که از جنسِ تولد بود،/ نه هم‌جنسِ مرگ...


زیر چتر شیطان
صورتک‌های تسلیم
پاره‌های ممنوع
خانه به سيلاب