![]() |
معرفی: |
- خیانت
21 خرداد 1387 ( داستان فارسی )
در را که باز کردم کلهی مردی را دیدم با صورتی نتراشیده و نخراشیده روی تنهی زنم. چشمهای سیاه درشتش خیره شده بود بهم. لپهای گوشتیاش آویزان شده بود دو طرف صورتش. سبیل پُرپشتاش تاب داده شده بود طرف پایین و غبغب زیر چانهاش آخرین نشان این مرد غریبه بود. کلهای بزرگ و مردانه روی تنهی شکیل و زیبایِ زنم. مانده بودم چه صدایش کنم... - نمیخواهم روی ماه خداوند را ببوسم
31 اردیبهشت 1387 ( نقد داستان )
(نقدی بر کتاب «روی ماه خداوند را ببوس»)
درست است که داستان نه قالبی برای شرح واقعیتهای زندگی آنچنان که اتفاق میافتند هست؛ ولی باید در نظر داشت که نباید از واقعیت هم به دور باشد. داستان قالبی است که تخیلات نویسنده، آنچنان در آن بیان میشود که خواننده آن را واقعی بپندارد؛ و اگر نویسندهای موفق به این کار نشد که خواننده وقایع، روابط و گفتههایش را باور کند در مقصود خود ناکام مانده است. در داستان بلند «روی ماه خداوند را ببوس» در جاهای بسیاری خواننده از داستان پرت میشود و از آن فاصله میگیرد، چون که نمیتواند آن را باور کند... - يادداشتهای عصر جمعه
13 مهر 1384 ( داستان فارسی )
سه داستان از امير صادقی (من دارم میميرم، گناه من، باران)
گناه من تنها اين است كه در زمانی نامناسب در جای نامناسبی هستم. «هستم» و ای كاش نبودم، كه بودنم طوق لعنتی است بر گردنم. سالها تنهايی، صدسال تنهايی و باز تنهايی... - داستانی از امیر صادقی
29 شهریور 1384 ( داستان فارسی )
ــ سلام. / ــ و علیک دست مریزاد، حالا سر کار میذاری! / ــ خانومی همهاش یه ربع دیر اومدم؛ مخلصتیم. / ــ میدونی، بابام برام ماشین خرید....








