![]() |
معرفی: |
- گالیله را به یاد میآورم
25 شهریور 1387 ( شعر ترجمه )
(شعری از جرالد استرن، شاعر معاصر آمریکایی)
گالیله را به یاد میآورم که ذهن را تشبیه کرده بود به/ برگ کاغذی که با وزش باد به این سو و آن سو میرود،/ و من عاشق آن منظره بودم وقتی به شاخهی درختی گیر میکند،/ یا بر صندلی پشتی ماشینی فرود میآید،/ و من سالها در شهرمان رقص کاغذها را در باد نگاه میکردم؛/ اما دیروز دیدم که ذهن سنجابی است که در حال عبور از... - شنبه در کنار آبراه
10 اردیبهشت 1387 ( شعر ترجمه )
(شعری از گری سوتو، شاعر معاصر آمریکايی)
امیدوار بودم هفدهسالگی خوشی داشته باشم/ مدرسه ضربدری پررنگ بود در دفتر حضور و غیاب،/ بعدازظهر یک شیپور چندشی هی مینواخت چون تیم ما/ میخواست برنده شود آن شب. معلمها به آب و آتش میزدند/ برای سر درآوردن از کار ما. راهرو پر بود از/ بوی بنجلها و موهای نشسته. پس، دوستم و من/ نشسته به آب نگاه میکردیم شنبه، هیچکدام خیلی حرف نمیزدیم... - داستانها
15 اسفند 1386 ( داستان ترجمه )
(داستانی از جان ادگار ویدمن)
مردی زیر باران قدم میزند و موز میخورد. از کجا میآید. به کجا میرود. چرا موز میخورد. چقدر تند باران میبارد. مرد موز را از کجا آورده است. اسم موز چیست. چقدر تند مرد راه میرود. آیا حواسش به باران هست. چه در سرش میگذرد. کیست که این سؤالها را میپرسد. چه کسی قرار است به آنها جواب بدهد. چرا. چه اهمیتی دارد. چقدر سؤال دربارهی مردی که زیر باران قدم میزند و موز میخورد اینجا هست. آیا سؤال قبلی یکی از آنهاست یا نوع دیگری از سؤال است و نه دربارهی مرد یا قدمزدن یا باران...








