مقالستان جهان انديشه جهان شعر جهان داستان
متون کهن
مقالستان
طنز
معرفی و نقد کتاب
انديشه
گفت‌وگو
معرفی نويسنده
شعر فارسی
شعر ترجمه
نقد شعر
داستان فارسی
داستان ترجمه
نقد داستان

معرفی:

آراز بارسقيان
araz57@yahoo.com



  • تو می‌توانی هر کسی باشی
    20 مهر 1386  ( داستان ترجمه )

    (داستانی از ملیسا بنک)
    او از بس وزنه‌های سنگین بلند کرده و هر شب کنار رودخانه‌‌ی هادسن دویده، چهارشانه و قوی‌هیکل است. موطلایی و چشم ‌آبی است. با فکی خوش‌تراش و پوستی سفید. او خوش‌تیپ است، اما خوشگل نیست. مثل آن‌هایی‌ست که در نیروی دریایی کار می‌کنند و اهل فلوریدا هستند و دخترهای کنار ساحل «تکه‌ی خوب» صدایش می‌کنند. ولی در منهتن بزرگ شده و اهل میدان پارک است. وقتی وارد اتاق می‌شوی، از جایش بلند می‌شود؛ زمانی که سردت می‌شود، متوجه می‌شود و جلیقه‌ی ورزشی‌اش را بر شانه‌ات می‌اندازد؛ برایت تاکسی می‌گیرد و درش را باز می‌کند تا تو وارد ماشین شوی. در اولین قرارتان، تو را سوار موتورسیکلتش می‌کند و کلاه ایمنی بهت می‌دهد...


  • پايان‌های خوش
    7 تیر 1386  ( داستان ترجمه )

    (داستانی از مارگارت اتوود)
    جان و مری همديگر را می‌بينند. بعد چه اتفاقی می‌افتد؟ اگر انتظار پايانی خوش را داريد، الف را بخوانيد.
    الف) جان و مری عاشق هم می‌شوند و ازدواج می‌کنند. هر دو کارهای با ارزش و پردرآمدی دارند که هم مهيج است و هم چالش‌برانگيز. خانه‌ی زيبايی می‌خرند. قيمت خانه‌شان بالا می‌رود. عاقبت وقتی از عهده‌ی مخارج زندگی برمی‌آيند، صاحب دو بچه می‌شوند که خود را وقف‌شان کنند...


زیر چتر شیطان
صورتک‌های تسلیم
پاره‌های ممنوع
خانه به سيلاب