مقالستان جهان انديشه جهان شعر جهان داستان
متون کهن
مقالستان
طنز
معرفی و نقد کتاب
انديشه
گفت‌وگو
معرفی نويسنده
شعر فارسی
شعر ترجمه
نقد شعر
داستان فارسی
داستان ترجمه
نقد داستان

معرفی:

بهمن بهمنانه
bahman@doxdo.com

متولد ۱۳۶۰
دانشجوی داروسازی

درباره‌ی من:
گاهی نوشته‌هایم زیردسته‌ی طرح هستند، گاهی هم شعر، به خیال خودم!
بهمنانه، شاید نمودار اندیشه‌هایی باشد که روشن و خاموش از ذهنم می‌گذرند، و در این‌جا با قلم ناپیدایی، نقش برگ‌هایی ناملموس می‌شوند.
سپاس‌گذارم از نگاه مهربان‌تان.

بهمنانه: bahman.wordpress.com



  • چهار شعر از بهمن بهمنانه
    15 مرداد 1385  ( شعر فارسی )

    (سنگین، نگاه کن، شاید، آستانه‌ی بهت)
    من نگاهم سنگین شده است / به مانند سنگ‌های شکننده‌ی سنگین! / من گوش‌هایم سنگین شده است / احساسم سنگین / روزها و شب‌هایم سنگین / و قلبم که در برابر سنگ‌بارانی سنگین / ایستادگی کرده بود، هم / سنگین شده است! / این جا دیار سنگین‌شده‌ای‌ست، / دست‌های سنگین / بر سترگ شانه‌های سنگین!...


  • پنج شعر از بهمن بهمنانه
    7 خرداد 1385  ( شعر فارسی )

    (ابلهانه!، با زهرخند، برو!، در برابر زمان، گناه سرد)
    ضرورت ابلهانه‌ای‌ست، خنديدن! / به زمانی که بغض، يک يک ياخته‌های دونده را می‌کاود. / ضرورت ابلهانه‌ای‌ست، ديدن! / به زمانی که هر نگاه، پرده‌ها را به تکرار ورق می‌زند و چيزی نمی‌آموزد. / ضرورت ابلهانه‌ای‌ست، دويدن! / به زمانی که راه نباشد! عشق نباشد! زندگی نباشد! / و چه ابلهانه نوشتم! چرا که انديشه‌ای ندرخشيد و...


  • دو شعر از بهمن بهمنانه
    16 فروردین 1385  ( شعر فارسی )

    (ملالی تهی از عشق، خموش)
    کلاغ پوچ / سمج / نشسته / رنگش با هجوم شب درآميخته / داستان شومی را می‌زند فرياد؛ / قار! قار! / هستی، / بر سطحی سرد / هرچه آرام‌تر می‌لغزد. / خنياگر باد / به تکرار، می‌خواند آواز؛ / هوی! هوی!...


زیر چتر شیطان
صورتک‌های تسلیم
پاره‌های ممنوع
خانه به سيلاب