![]() |
معرفی: |
- دو شعر از فرناز لويزه
26 مرداد 1385 ( شعر فارسی )
(هشدار، نامه)
گيرم من و تو همزبان، همخانه، همخون / همکوچمان کرده کدام اجبار؟ برگرد! / دل، هر تپش، مشتیست بر سندان تسليم / او را به حال سرخ خود بگذار و برگرد! / چيزی نمانده بشکنی از سنگباران / چتر تسلای مرا بردار و برگرد!... - سه شعر از فرناز لويزه
20 خرداد 1385 ( شعر فارسی )
(ناتمام، ديوار، جستجو)
بجوييد در من کسی مرده است / که بوی تعفن مرا برده است / کسی باغبان را ربود و گريخت / و باغ گل سرخ افسرده است / از اين جا پرستو گذر هم نکرد / گمانم که از ما دلآزرده است / مکن تکيه بر طرح لبخند من / که يک شکلک زار و افسرده است...








