![]() |
معرفی: |
- بام و باران
27 تیر 1383 ( داستان فارسی )
ماجد بلند شد از جا و گفت: «آقام» و دويد تا در حياط را باز كند. باران تازه شروع شده بود و نمنم ميباريد. آقام با يک گوني رو شانه يکوري آمد تو حياط و گوني را انداخت وسط...


|
|
پايگاه ادبی، هنری خزه تاريخ بهروزشدن: 9 اردیبهشت 1389 |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
![]() |
|
|
|
نقل مطالب خزه به صورت ناقص تنها با ذکر آدرس پايگاه و بهصورت کامل فقط با اجازهی نويسندهی مطلب مجاز است. |
![]() |
معرفی: |