![]() |
معرفی: |
- درج در تیتر تا نقطهشدن ته خط، آخر صفحه
13 آذر 1385 ( داستان فارسی )
نشستهایم... حالا، در هیأت کلمات... ردیف به ردیف، چنگ در چنگ هم انداخته فریاد میزنیم، متن را، هریک به اندازهی سهممان... چندتایمان که ظاهرشان هیکلمندتر است، سبیل اندر سبیل... از هیبتشان میشود فهمید، انگار که قسمتهای مهمتر متن را بر دوش میکشند، شاید، برای همین است که متنشان را محکمتر فریاد میزنند... محکمتر از من، که در هیأت یک «و» نشستهام...








