مقالستان جهان انديشه جهان شعر جهان داستان
متون کهن
مقالستان
طنز
معرفی و نقد کتاب
انديشه
گفت‌وگو
معرفی نويسنده
شعر فارسی
شعر ترجمه
نقد شعر
داستان فارسی
داستان ترجمه
نقد داستان

معرفی:

حسین کهندل
hedayat.zanganeh@gmail.com

دانشجوی فلسفه



  • کابوس
    3 مهر 1388  ( داستان فارسی )

    آدم‌هایی توی خیابان رخت‌خواب گرم و نرمشان را رها کرده‌اند تا در کابوس شبانه‌ی من حضور به هم رسانند و مرا همراهی کنند. هر شب سراغم می‌‌آید و وقتی‌ رهایم می‌کند که ملحفه‌ام خیس عرق شده است. توی رخت‌خواب، خواب توی خواب می‌بینم. آن‌قدر خواب که یک شب دیدم که خر شده‌ام و دارم زندگی‌ می‌کنم، اما حالا گمان می‌کنم که در یک گورستان خانوادگی دفن شده‌ام و فقط می‌توانم فکر کنم. تنم آن‌جا زیر آن‌ تخته‌سنگ است و آرام آرام رنگ خاک به خود می‌گیرد. روشنایی و تاریکی‌ را احساس نمی‌کند، چون بی‌خوابی به سرش زده است و دیگر هیچ وقت خواب نمی‌بیند...


زیر چتر شیطان
صورتک‌های تسلیم
پاره‌های ممنوع
خانه به سيلاب