مقالستان جهان انديشه جهان شعر جهان داستان
متون کهن
مقالستان
طنز
معرفی و نقد کتاب
انديشه
گفت‌وگو
معرفی نويسنده
شعر فارسی
شعر ترجمه
نقد شعر
داستان فارسی
داستان ترجمه
نقد داستان

معرفی:

حسنا صدقی
hosna_sedghi@yahoo.com

متولد بهمن‌ماه ۱۳۶۲، اولين شعر خود را در پنج‌سالگی سرود که دو سال بعد از طريق برنامه‌ای تلويزيونی در سطح کشور پخش شد.
از سال ۱۳۸۳ با تأييد و پيشنهاد خانم سيمين بهبهانی اولين مجموعه شعر خود را زير چاپ برد.
تاکنون دو کتاب از وی به بازار کتاب ايران عرضه شده است:
۱- مجموعه شعر راز تنهايی ـ انتشارات ثالث
۲- مجموعه شعر داستانی پلان آخر، ديگر خداحافظ بازيگر ـ انتشارات قصيده‌سرا

وبلاگ شخصی: http://hosnaa.blogfa.com



  • قهوه‌های فرانسه
    21 اردیبهشت 1387  ( شعر فارسی )

    رد پایت روی برف‌ها جا مانده/ نفس‌های گرمت در سینه‌ی من/ از گرمای تیرماه تنت/ تا سرمای دی‌ماه خداحافظی/ این شب‌ها بر مدار دلتنگی تو مهتابی‌ست...


  • دست‌نوشته‌هایم بر پیکر باد
    21 آبان 1385  ( شعر فارسی )

    افسانه‌ی چشمان تو / دریا را به باریدن کشاند / وقتی نگاه در آغوش / لب به واژه می‌دادی. / ساعت‌ها گذشتند / کنار مردمک گشوده‌ی آسمان / شب می‌شکست و تب...


  • هنوز، هراس آن روز...
    8 فروردین 1385  ( شعر فارسی )

    هنوز هراس آن بمب عمل‌نکرده‌ی گلی / قامت نمناک مادر را پشت در / بغض دو کودک پتو پوشیده‌ی ترسان / شب شعرهای زیرزمینی و شور شعار را به یاد دارم... / صدای قرمز آژیری که گیلاس‌ها را می‌خشکاند / سایه‌ی سنگین هواپیمایی نزدیک / آسمان زاد آفتاب نادیده‌ی کودکی / عروسک قشنگی که در تور و پولک خفت و هیچ‌گاه... / آن روزها که هنوز پوکه‌های خالی / تقدس شهادت بود و / بدن‌های بی سر / ارمغان ندامت...


  • تلفن
    13 آذر 1384  ( شعر فارسی )

    گوشی تلفن را برمی‌دارم / عطر بوسه‌هايت در اتاق می‌پيچد / قلبم کنار نفس‌هايت خيال تپيدن می‌گيرد / چند لحظه صبر می‌کنم... / گوشم شنيدن بوق ممتد را طاقت ندارد...


  • چهار شعر کوتاه از حسنا صدقی
    17 آبان 1384  ( شعر فارسی )

    می‌ترسد / چشم که بر هم می‌گذارد / همه چيز تمام شود / اراده‌ی رفتن به تار و پود بی‌جانش محکم گره بخورد / و چشم باز کند / در غربت پابرهنه‌ها


  • دو شعر از حسنا صدقی
    18 شهریور 1384  ( شعر فارسی )

    (پلان چهاردهم، نمی‌دانم...)
    زودتر بیا / من زیر باران ایستاده‌ام / و انتظار تو را می‌کشم. / چتری روی سرم نیست / می‌خواهم قدم‌هایت را، با تعداد قطره‌های باران شماره کنم...


زیر چتر شیطان
صورتک‌های تسلیم
پاره‌های ممنوع
خانه به سيلاب