![]() |
معرفی: |
- قهوههای فرانسه
21 اردیبهشت 1387 ( شعر فارسی )
رد پایت روی برفها جا مانده/ نفسهای گرمت در سینهی من/ از گرمای تیرماه تنت/ تا سرمای دیماه خداحافظی/ این شبها بر مدار دلتنگی تو مهتابیست... - دستنوشتههایم بر پیکر باد
21 آبان 1385 ( شعر فارسی )
افسانهی چشمان تو / دریا را به باریدن کشاند / وقتی نگاه در آغوش / لب به واژه میدادی. / ساعتها گذشتند / کنار مردمک گشودهی آسمان / شب میشکست و تب... - هنوز، هراس آن روز...
8 فروردین 1385 ( شعر فارسی )
هنوز هراس آن بمب عملنکردهی گلی / قامت نمناک مادر را پشت در / بغض دو کودک پتو پوشیدهی ترسان / شب شعرهای زیرزمینی و شور شعار را به یاد دارم... / صدای قرمز آژیری که گیلاسها را میخشکاند / سایهی سنگین هواپیمایی نزدیک / آسمان زاد آفتاب نادیدهی کودکی / عروسک قشنگی که در تور و پولک خفت و هیچگاه... / آن روزها که هنوز پوکههای خالی / تقدس شهادت بود و / بدنهای بی سر / ارمغان ندامت... - تلفن
13 آذر 1384 ( شعر فارسی )
گوشی تلفن را برمیدارم / عطر بوسههايت در اتاق میپيچد / قلبم کنار نفسهايت خيال تپيدن میگيرد / چند لحظه صبر میکنم... / گوشم شنيدن بوق ممتد را طاقت ندارد... - چهار شعر کوتاه از حسنا صدقی
17 آبان 1384 ( شعر فارسی )
میترسد / چشم که بر هم میگذارد / همه چيز تمام شود / ارادهی رفتن به تار و پود بیجانش محکم گره بخورد / و چشم باز کند / در غربت پابرهنهها - دو شعر از حسنا صدقی
18 شهریور 1384 ( شعر فارسی )
(پلان چهاردهم، نمیدانم...)
زودتر بیا / من زیر باران ایستادهام / و انتظار تو را میکشم. / چتری روی سرم نیست / میخواهم قدمهایت را، با تعداد قطرههای باران شماره کنم...








