![]() |
معرفی: |
- زبوری
6 مرداد 1387 ( شعر ترجمه )
(شعری از ویسلاوا شیمبورسکا، برندهی نوبل ادبی ۱۹۹۶)
آه چقدر مرزهای خاکی آدمها ترکدارند!/ چقدر ابر، بیجواز از فراز آنها عبور میکند./ چقدر شن میریزد از کشوری به کشور دیگر/ چقدر سنگریزه با پرشهایی تحریکآمیز!/ آیا لازم است هر پرندهای را که پرواز میکند/ یا همین حالا دارد روی میلهی «عبور ممنوع» مینشیند، ذکر کنم؟... - هر کودکی میتواند موسیقی یاد بگیرد
9 تیر 1387 ( گفتوگو )
(گفتوگو با موسیقیدان و ویولننواز لیتوانی، ایریماس ویهلیچکا (Eirimas Vielička))
قبل از این که با خودش آشنا شوم، کتابی از او میشناختم، مجموعهی ترانههای محلی لیتوانی که برایم اولین معرفی این گنجینهی فرهنگ لیانوانی بود. الان در خانهاش در پایتخت لیتوانی، ویلنیوس، نشستهام و با علاقه کتاب درسی موسیقی برای دبستان را ورق میزنم. تصاویر رنگارنگ، تمرین ریتم و نتشناسی بامزه و... این هم یکی از تألیفات اوست. اِیریماس دکترای آموزش موسیقی دارد و چندین سال است که در این زمینه فعال است. احتمالن اکثر بچههای لیتوانی با کمک همین کتابهای درسیاش اولین قدم خود را در دریای دُرافشان موسیقی برمیدارند... - مصاحبه با میترا کاویان، نقاش معاصر
13 مهر 1386 ( گفتوگو )
میترا کاویان (متولد ۱۳۴۲ در اصفهان)، نقاش ایرانی. لیسانس نقاشی از شهر مادریاش دارد؛ ۴ نمایشگاه انفرادی و ۴۰ نمایشگاه گروهی در ایران و خارج از ایران داشته است. عضو گروه «دنا»ست که غیر از خود او، ۸ نفر از نقاشان زن ایرانی از نسلهای مختلف نیز در آن حضور دارند. به مناسبت نمایشگاه تابلوهای گروه دنا که از اواسط شهریور تا مهرماه سال ۱۳۸۵ در «گالری آسیایی» شهر ورشو برگزار میشد، با خانم کاویان در قهوهخانهی «اینجا را دوست دارم» در شهر قدیم ورشو برای سایت اینترنتی ایرانشناسان ورشو مصاحبه کردم... - مصاحبه با فریده لاشایی، نقاش معاصر
28 تیر 1386 ( گفتوگو )
فریده لاشایی (متولد ۱۳۲۳ رشت)، نقاش و مترجم ایرانی. در آکادمی هنرهای زیبای شهر وین اتریش تحصیل کرد. تا به حال ۲۴ نمایشگاه انفرادی و ۷۰ نمایشگاه گروهی در ایران و خارج از ایران داشته است. یکی از تأسیسکنندگان گروه «دنا» است که در سال ۱۳۸۰ تشکيل شده است و اعضای آن نقاشان زن ایرانی از چند نسل مختلف هستند. از آلمانی نمایشنامههای برتولت برشت را: «زن نیک سچوان» (تهران ۱۳۴۷)، «ارباب پوتیلا و بندهاش ماتی» (تهران چاپ دوم: ۱۳۵۵) و «روزهای کُمون» (تهران ۱۳۵۷) ترجمه کرده است.از اواسط شهریور تا مهر سال ۱۳۸۵ نمایشگاه گروه دنا در «گالری آسیایی» شهر ورشو برگزار شد. به این مناسبت روز ۱۷ شهریور ۱۳۸۵ با خانم لاشایی در قهوهخانهی «اینجا را دوست دارم» در شهر قدیم ورشو مصاحبهای برای سایت اینترنتی ایرانشناسان ورشو انجام دادم... - شعرهايی از هالینا پوشویاتووسکا
24 خرداد 1386 ( شعر ترجمه )
(اگر میخواهی ترکم کنی، و این پروانه که عادت داشت، ازلیاند این واژهها، از روزی که آشنا شدیم، شعله، سقراط که زهر مینوشید)
شعله/ کامل زندگی میکند اما کوتاه/ و در طی عمر/ عمری که بیشتر از/ لحظهای نورانی/ طول نمیکشد/ در یک دم/ هزاران هزار جلد را میبلعد/ و با فرهیختهترین ذهنها یکی میشود/ کمیت و کیفیت برایش مهم نیست/ (مثلن کتابخانهی اسکندریه را/ کمتر از یک روز/ کاملن سوزاند... - شعرهايی از ماریا پاولیکوفسکا ـ یاسنوژفسکا
9 فروردین 1386 ( شعر ترجمه )
ماریا پاولیکوفسکا ـ یاسنوژفسکا، شاعر زن لهستانی (1891-1945)
(انتحار بلوطبن، عشق، برگها)
دیگر ماهیست که تو را ندیدهام/ و رنگ پریدهترم، تنها/ و شاید، خوابآلودهتر و خاموشتر/ گویی به هوا نیز میتوان زیست. - شعری از هالینا پوشویاتووسکا
26 اسفند 1385 ( شعر ترجمه )
هالینا پوشویاتووسکا (۱۹۳۵-۱۹۶۷) «فروغ فرخزاد لهستان»
فریاد میزنم/ هرگاه که میخواهم زنده باشم/ آنگاه که زندگی ترک میگویدم/ به آن میچسبم/ میگویم زندگی/ زود است رفتن/ دست گرمش در دستم/ لبم کنار گوشش/ نجوا میکنم... - شعرهايی از ویسلاوا شیمبورسکا
11 اسفند 1385 ( شعر ترجمه )
شعرهايی از ویسلاوا شیمبورسکا، شاعر زن لهستانی، برندهی نوبل ادبی ۱۹۹۶
(شعرهای: زندگی فیالبداهه، واژکها، شب شعر، در کثرت، همه چیز عاریهای است، بچههای عصر خود، انحطاط قرن، پوشاک، مکّارهی معجزات، میتواند بی عنوان باشد)
... همانام که هستم/ نافهمیدنی/ مثل هر اتفاق/ کافی بود/ نیاکان دیگری داشته باشم/ تا از لانهی دیگری برخیزم/ تا زیر بوتهی دیگری/ از تخم درآیم/ در جُبّهخانهی طبیعت/ تنپوشهای زیادیست/ تنپوش عنکبوت، مرغ دریایی، خوش صحرایی/ هر کدام درست اندازه است و راحت/ تا زمانی که پاره شود/ من هم فرصت انتخاب نداشتم/ اما شکایتی ندارم/ میتوانستم چیزی کمتر باشم/ از راستهی ماهیان، موران، انبوه وزوزکنان/ پارههای منظری که باد این سو و آن سو میکشدش/ کسی ناخوشبختتر... - بنبستی وجود ندارد (بخش دوم)
28 بهمن 1385 ( گفتوگو )
(مصاحبه با محمد شیروانی، کارگردان ايرانی، سازندهی مستند تحسينشدهی «رئيسجمهور ميرقنبر») - بخش دوم
... در اواخر آذرماه سال ۱۳۸۵ به مناسبت این که فیلم «رئیسجمهور میرقنبر» در ششمین جشنوارهی بینالمللی فیلمهای مستند در ورشو شرکت کرد، شیروانی روزی چند در پایتخت لهستان به سر برد. فرصتی پیدا شد که دوشنبهی آفتابی ۲۴ آذر با ایشان مصاحبه انجام دهم. هر چند که این مصاحبه برای سایت اینترنی لهستانیزبان ایرانشناسان ورشو هست، فکر کردم حیف است دوستان عزیز ناشناس ایرانی از امکان آشنایی بیشتری با شخصیت این کارگردان هموطن خود محروم باشند، پس متن مصاحبه را به فارسی هم در اختیار هموطنان ايشان میگذارم... - بنبستی وجود ندارد
18 بهمن 1385 ( گفتوگو )
(مصاحبه با محمد شیروانی، کارگردان ايرانی، سازندهی مستند تحسينشدهی «رئيسجمهور ميرقنبر») - بخش نخست
... در اواخر آذرماه سال ۱۳۸۵ به مناسبت این که فیلم «رئیسجمهور میرقنبر» در ششمین جشنوارهی بینالمللی فیلمهای مستند در ورشو شرکت کرد، شیروانی روزی چند در پایتخت لهستان به سر برد. فرصتی پیدا شد که دوشنبهی آفتابی ۲۴ آذر با ایشان مصاحبه انجام دهم. هر چند که این مصاحبه برای سایت اینترنی لهستانیزبان ایرانشناسان ورشو هست، فکر کردم حیف است دوستان عزیز ناشناس ایرانی از امکان آشنایی بیشتری با شخصیت این کارگردان هموطن خود محروم باشند، پس متن مصاحبه را به فارسی هم در اختیار هموطنان ايشان میگذارم...








