مقالستان جهان انديشه جهان شعر جهان داستان
متون کهن
مقالستان
طنز
معرفی و نقد کتاب
انديشه
گفت‌وگو
معرفی نويسنده
شعر فارسی
شعر ترجمه
نقد شعر
داستان فارسی
داستان ترجمه
نقد داستان

معرفی:

زيبا کاوه‌يی
ziba_kavehi@yahoo.com

متولد اسفندماه ۱۳۴۳، شهر همدان
داراي مدرک کارشناسی علوم تغذيه از دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی
کارشناس دفتر بهبود تغذيه جامعه، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی.

در نوجوانی از دريچه‌ی اشعار فروغ با شعر آشنا شدم و از همان زمان به صورت پراكنده به سرودن شعر پرداختم.
با شركت در کارگاه‌های شعر جناب آقای «سيد علی صالحی» به صورت حرفه‌ای به شعر روی آوردم و موفق به دريافت جايزه‌ی اول دومين دوره‌ی «شهروند واژه» و نيز دريافت مدال اين جايزه شدم.
به غير از دو كتاب جمعی «توتيا ۱ و ۲»، فعاليت هنری خود را در نشريات و پايگاه‌های اينترنتی در زمينه شعر و نيز ترجمه و ويرايش متون علمی مرتبط با رشته شغلی‌ام ادامه می‌دهم. در زمينه‌ی ادبيات کودک و تغذيه تأليفاتی به صورت شعر و داستان و نيز مجموعه‌ای از شعرهای سال‌های اخير را در دست چاپ دارم.

وبلاگ شخصی: http://zibakv.blogspot.com



  • شعری از زيبا کاوه‌يی
    15 بهمن 1385  ( شعر فارسی )

    روایت اول از سر هشیاری سحرگاهی بود / با تبدیلی از ترانه و ریحان / بر پشت رؤیا نعل‌زده در سکوتی لزج / چشم‌ها را کاسه‌گردان روز کردیم / پرنده‌ای از گلوی روزهای پیش نخواند / تنها صدای بازمانده‌ی دری که تاب می‌خورد / روایت دوم اما پیش از آن که پایان بگیریم تمام شد...


  • شش هايکو از زیبا کاوه‌یی
    8 شهریور 1385  ( شعر فارسی )

    تاب می‌خورم
    در سفیدی شالت
    بر زمینه‌ی کدر روز


  • يکی از اين روزهای بی‌منطق
    9 فروردین 1385  ( شعر فارسی )

    به صداقت عاميانه‌ی خود مشکوکم / و به تصويری که هر طلوع نقش روز را به خاطرم می‌آورد / پنجره‌ها به آن‌سوی حيرتم باز می‌شوند / و نمی‌دانم کدام جانوران از پشت آن‌ها در آمد و رفتند / به فلسفه بدبينم / بين خدايان‌مان بماند / ميل غريبانه‌ای پيدا کرده‌ام به خنديدن به تحکم اشيا / جور غريبی می‌خندم / دلت ريش درمی‌آورد بشنوی / و خاطره‌های موهوم در رفت‌وآمد مکررم سرگردانند...


  • از خواب‌های مشوش اين روزها
    28 دی 1384  ( شعر فارسی )

    سقوط که می‌کنم هر بار از لبه‌ی تاريک حرف‌هايی که سمت و سويی ندارند / اميد بهبودی‌ام نمی‌رود / خلاص نشده‌ام از خوابکده‌ی دربدری‌های مزمن اين لحظه / جاده‌ها مثل مار می‌پيچند روی تلاش‌هايم / و دستان سرد گزيده‌ام توی جيب ديوار دارد بالا می‌آورد...


  • شعری از زيبا کاوه‌يی
    26 آبان 1384  ( شعر فارسی )

    (برای ۲۵ سالگی «ناديا انجمن» شاعره‌ی مقتول افغانی)
    خاکسترم بوی حرف‌های تازه نمی‌دهد / آتش خاموش آبادی / کورسوی خنده‌های تو نبود / چشم از تمام اين داستان / دست از ترانه می‌کشم...


  • شعری از زيبا کاوه‌يی
    25 مهر 1384  ( شعر فارسی )

    نام طبيعی‌ات را می‌گذارم گل / تا بوی آرزوهای بر باد نشسته‌ام / در دهان سکوت / و خاطره‌ی بی‌سرپرست دنيا / زمزمه پژواک کند...


  • خواب ديده‌ام...
    15 شهریور 1384  ( شعر فارسی )

    خواب ديده‌ام از پروانه / از درخت / از پنجره ميان روزهای پر ابهام / خواب ديده‌ام از ترانه‌ی بی‌لب / از رهايی دست‌های تو / کنار توهمی که پرتگاه آرزو...


  • به زنان کشورم
    6 مرداد 1384  ( شعر فارسی )

    ... مگر همين ديروز نبود / که دختر همسايه از فرط خنده‌های بی‌دليل دق کرد / ميان خانه‌ای که لابلای سنگ‌های حياتش / نه ترانه کاشته بودند / نه آدم‌های حسرت‌زده از دلگشای اين منظره...


  • يلدا
    5 اردیبهشت 1384  ( شعر فارسی )

    راستی هم / نه حکايت اين شب بلند و هلهله‌ی مهتاب و پارگی اين لحظه‌های بی‌آسمان سهمی در افسانه‌ی باران داشت / نه بلندی قبای پروانه را پيراهنی هم‌اندازه‌ی گل‌های اين شب صحرايی ساخته بود / گاهی فقط آسمان ترک برمی‌داشت...


  • عيادت
    5 آذر 1383  ( شعر فارسی )

    کمی آشنايی از پلک‌هايت... / دور ايستاده‌ای / و چهره‌ی مرا در پنجره قاب گرفته‌ای / فردا هم آفتاب طلوع می‌کند / دشت‌ها بی‌تاب دست‌ها می‌شوند / پاهای خسته را وام می‌گذارم / و مدت کوتاهی.....


  • نابغه‌ای بودم از خواب‌های شما...
    7 شهریور 1383  ( شعر فارسی )

    نابغه‌ای بودم از خواب‌های شما / تعبير عقيم فعل‌هايی که... / می‌ماندم / لابلای پنجره‌های شک / روز يک جايی خواب مانده بود / هوا که فسفری می‌شد پاک می‌شدم / از رسوايی قهقهه‌های کشدار / که جنون را قاب می‌زدند روی ديوار اتاق...


  • معرفی
    12 اردیبهشت 1383  ( شعر فارسی )

    سلجوقيان تاريخم / با پيشاني نبشته‌ي ميخي / كنده‌كاري روي استخوان‌هاي تلنبار / بر گرده‌ي اجدادي مانده در دوردست گرد و غبار...


زیر چتر شیطان
صورتک‌های تسلیم
پاره‌های ممنوع
خانه به سيلاب