![]() |
معرفی: |
- شعری از زيبا کاوهيی
15 بهمن 1385 ( شعر فارسی )
روایت اول از سر هشیاری سحرگاهی بود / با تبدیلی از ترانه و ریحان / بر پشت رؤیا نعلزده در سکوتی لزج / چشمها را کاسهگردان روز کردیم / پرندهای از گلوی روزهای پیش نخواند / تنها صدای بازماندهی دری که تاب میخورد / روایت دوم اما پیش از آن که پایان بگیریم تمام شد... - شش هايکو از زیبا کاوهیی
8 شهریور 1385 ( شعر فارسی )
تاب میخورم
در سفیدی شالت
بر زمینهی کدر روز - يکی از اين روزهای بیمنطق
9 فروردین 1385 ( شعر فارسی )
به صداقت عاميانهی خود مشکوکم / و به تصويری که هر طلوع نقش روز را به خاطرم میآورد / پنجرهها به آنسوی حيرتم باز میشوند / و نمیدانم کدام جانوران از پشت آنها در آمد و رفتند / به فلسفه بدبينم / بين خدايانمان بماند / ميل غريبانهای پيدا کردهام به خنديدن به تحکم اشيا / جور غريبی میخندم / دلت ريش درمیآورد بشنوی / و خاطرههای موهوم در رفتوآمد مکررم سرگردانند... - از خوابهای مشوش اين روزها
28 دی 1384 ( شعر فارسی )
سقوط که میکنم هر بار از لبهی تاريک حرفهايی که سمت و سويی ندارند / اميد بهبودیام نمیرود / خلاص نشدهام از خوابکدهی دربدریهای مزمن اين لحظه / جادهها مثل مار میپيچند روی تلاشهايم / و دستان سرد گزيدهام توی جيب ديوار دارد بالا میآورد... - شعری از زيبا کاوهيی
26 آبان 1384 ( شعر فارسی )
(برای ۲۵ سالگی «ناديا انجمن» شاعرهی مقتول افغانی)
خاکسترم بوی حرفهای تازه نمیدهد / آتش خاموش آبادی / کورسوی خندههای تو نبود / چشم از تمام اين داستان / دست از ترانه میکشم... - شعری از زيبا کاوهيی
25 مهر 1384 ( شعر فارسی )
نام طبيعیات را میگذارم گل / تا بوی آرزوهای بر باد نشستهام / در دهان سکوت / و خاطرهی بیسرپرست دنيا / زمزمه پژواک کند... - خواب ديدهام...
15 شهریور 1384 ( شعر فارسی )
خواب ديدهام از پروانه / از درخت / از پنجره ميان روزهای پر ابهام / خواب ديدهام از ترانهی بیلب / از رهايی دستهای تو / کنار توهمی که پرتگاه آرزو... - به زنان کشورم
6 مرداد 1384 ( شعر فارسی )
... مگر همين ديروز نبود / که دختر همسايه از فرط خندههای بیدليل دق کرد / ميان خانهای که لابلای سنگهای حياتش / نه ترانه کاشته بودند / نه آدمهای حسرتزده از دلگشای اين منظره... - يلدا
5 اردیبهشت 1384 ( شعر فارسی )
راستی هم / نه حکايت اين شب بلند و هلهلهی مهتاب و پارگی اين لحظههای بیآسمان سهمی در افسانهی باران داشت / نه بلندی قبای پروانه را پيراهنی هماندازهی گلهای اين شب صحرايی ساخته بود / گاهی فقط آسمان ترک برمیداشت... - عيادت
5 آذر 1383 ( شعر فارسی )
کمی آشنايی از پلکهايت... / دور ايستادهای / و چهرهی مرا در پنجره قاب گرفتهای / فردا هم آفتاب طلوع میکند / دشتها بیتاب دستها میشوند / پاهای خسته را وام میگذارم / و مدت کوتاهی..... - نابغهای بودم از خوابهای شما...
7 شهریور 1383 ( شعر فارسی )
نابغهای بودم از خوابهای شما / تعبير عقيم فعلهايی که... / میماندم / لابلای پنجرههای شک / روز يک جايی خواب مانده بود / هوا که فسفری میشد پاک میشدم / از رسوايی قهقهههای کشدار / که جنون را قاب میزدند روی ديوار اتاق... - معرفی
12 اردیبهشت 1383 ( شعر فارسی )
سلجوقيان تاريخم / با پيشاني نبشتهي ميخي / كندهكاري روي استخوانهاي تلنبار / بر گردهي اجدادي مانده در دوردست گرد و غبار...








