![]() |
معرفی: |
- پشتبام
28 مهر 1386 ( داستان فارسی )
بعد از آن روز که آن منظره را کشف کرده بودم برای چندمين بار بود که به پشتبام آپارتمان میرفتم. آنجا خودم را پشت جانپناه لبهی حياط خلوت پنهان میکردم و سرم را با احتياط میآوردم بالا. و از آنجا میتوانستم خيلی خوب و واضح تمام ماجرايی را که در اتاق خواب آخرين طبقهی آپارتمان اتفاق میافتاد ببينم. اولين بار خيلی اتفاقی اين جريان پيش آمد. من آمده بودم که به دستور پدرم آنتن تلويزيون را بچرخانم. و بعد ديدم که خيلی راحت میشود داخل اتاق خواب آقای مردانی را ديد. ديدم که خانم مردانی پشت دراور نشسته است. و دارد موهايش را سشوار میکشد. تازه از حمام آمده بود بيرون...








