مقالستان جهان انديشه جهان شعر جهان داستان
متون کهن
مقالستان
طنز
معرفی و نقد کتاب
انديشه
گفت‌وگو
معرفی نويسنده
شعر فارسی
شعر ترجمه
نقد شعر
داستان فارسی
داستان ترجمه
نقد داستان

معرفی:

مهری محبی (مهرسا)
mehri_mohebbi@yahoo.com

مهری محبی (مهرسا) متولد مهرماه سال نخستین پس از انقلاب...:
«... آفتاب که می‌رفت، من ِ اهل ِ پاییز را میان همین برگ‌های زرد جا گذاشت، «ناشکر نیستم که پاییز فصل من است» اما این جا همیشه انگار که شب است. گاه‌گاهی چند ستاره‌ی قطبی می‌آیند و می‌روند... اما چندتاشان هنوز که هنوز است سوسو می‌زنند و تو را می‌خوانند... آی آفتاب گرم کوچه‌ی ما! تو را به خدا هم که شده باز هم برای‌مان رنگین‌کمان بساز... این جا باران می‌آید اما تو که نیستی چشم‌هامان با رنگ بیگانه است... یادت باشد چشم به راه‌ایم...»
در کنار فعالیت‌های ادبی در طی پانزده سال گذشته که بیش‌تر در حوزه‌ی هنری سازمان تبلیغات اسلامی و زیر نظر استاد عباس براتی‌پور بوده است، فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد مهندسی معماری دانشگاه تهران، دانشکده‌ی هنرهای زیبا و دانشجوی جامعه‌شناسی شهری دانشگاه هیوستن، ایالت تگزاس آمریکا است. مجموعه‌ی اشعار چند سال گذشته‌ی ایشان تا پایان این سال خورشیدی به جامعه‌ی ادب ِ پارسی پیشکش خواهد شد. ایشان به جز سرایش، به ویرایش ادبی در زمینه‌ی معماری و گرافیک نیز می‌پردازند و پرداختن به تحصیلات تکمیلی در زمینه‌ی ادب پارسی در دانشگاه تهران، یکی از برنامه‌های آینده‌ی ایشان است. در زمینه‌ی معماری نیز ایشان به پژوهش و مقاله‌نویسی البته به زبان انگلیسی مشغول‌اند و بخشی از کارهای ایشان در شبکه‌ی جهانی اینترنت در دسترس است.



  • سه شعر از مهری محبی
    1 اسفند 1385  ( شعر فارسی )

    (الف. می‌بارد، سقفِ خانه‌ای چکه می‌کند، کارتن‌خوابی گوشه‌ی خیابان کز کرده است... ــ ب. «غروب» دلگیر نیست. ــ ج. مردی که پول داشت.)
    کوچه، / ... سرد، / عصرِ روزی خزان‌نشسته، / درختان هنوز برگ‌به‌دوش‌اند، / سبز و سرخ و سپید، / ... برف می‌بارد، / بوی خدا دیوانه‌ات می‌کند، / کنجِ این کافه‌ی تنها، / یک نوشیدنی گرم / عطرِ دانه‌های قهوه‌ی زیر شیشه‌ی میز / ... موسیقی کلاسیک،...


زیر چتر شیطان
صورتک‌های تسلیم
پاره‌های ممنوع
خانه به سيلاب