![]() |
معرفی: |
- شعری از مینو نصرت
14 تیر 1387 ( شعر فارسی )
مادرم مهریهی خود را بخشید/ از چنار پیر دهکده جدا شد./ من پیراهن گلدار دستدوزش را/ کنار حوض در آوردم و/ به شهر آمدم./ هنوز بلوغ سر بریدهام/ در حاشیهی کوکبها/ بالا و پائین میجهید/ هنوز در میان سطل پر از جوجههای حنائی/ بالبال میزد و... - سه شعر از مینو نصرت
4 آبان 1386 ( شعر فارسی )
نخستین رؤیای آدمی/ غوطهور شدن/ در برکهای کوچک بود/ که او/ اقیانوساش میپنداشت./ آخرین رؤیای آدمی/ فرو شدن/ در اقیانوسی است/ که او/ برکهاش میپندارد.








