![]() |
معرفی: |
- شعری از مهسا معلمی
7 آذر 1385 ( شعر فارسی )
هر جور که دلم بخواهد مینویسم / به هر زبانی. / کوچهها را شب میبینم، / با وجه دیگر خودمام / که پَر در میآورم / پر / پر / خودم پر. / تنهایی از سر و کولم گم شده است / که من، با خودش است / و تنهایی تهسیگارهای نکشیدهی / لهشدهی / زیر کفشهای بیپاشنه است؛... - دو شعر از مهسا معلمی
30 تیر 1385 ( شعر فارسی )
چیزی سنگین / جسمت را سبک میکند. / بعد تاریکیات راه میرود / به سمت قرصهای ِ... / ولی سیگارهایت را از یخچال برمیداری / و خودت را دود میکنی از پنجرهای که پاهای بدون شلوارت آویزان کرده. / تا حدودی باد میآید / لذت داشتن مردی که مثل بچهها خوابیده... - سه شعر از مهسا معلمی
15 خرداد 1385 ( شعر فارسی )
با واژهها کلنجار / برو / برو / تا اول خط / ولی نمیرسی / و تا اتوبوس بعد بلیتها مچاله میشوند / مثل سی و دو حرف زبان مادریات. / در ایستگاه نهماهی نه میلیون شعر میزایی / که هشت میلیون و نهصد و نود و نه هزار و نود و نه تای آن / عاشقانه است برای کسی که، / چقدر محترمانه حصارپیچیات کرده / و این چادر از تو میرود / میان این دیوار سیاه... - شعری از مهسا معلمی
29 اسفند 1384 ( شعر فارسی )
عیدتان مبارک / که در جهنمیترین جای اتاقم / دستهایم مرا بغل کردهاند / و فندکم را روشن میکنند / حالم هیچوقت خوب نخواهد شد. / مامان و بابا تلویزیون را دوست دارند. / مسکن که میخورم / صدای ضبط را بلند میکنم / و تحقیق تنظیم خانواده مینویسم... - دو شعر از مهسا معلمی
5 دی 1384 ( شعر فارسی )
ما با هميم / اگرچه سيگارهایمان را تنها میکشيم / تا در هيچ سطری از شعر تو اتفاق نيفتم / و توی تلفن نگوييم / که دوستت دارم. / از موهای فرفری من / تا انگشتهای کشيدهی تو / و چشمهايت / که به آدم خيره نمیشود... - شعری از مهسا معلمی
10 مرداد 1384 ( شعر فارسی )
... همهچيز هم که اتفاق بيفتد / ديوارهی فنجان چندان بلند نيست / و به سادگی میشود / هر کسی را به غم مشترک خود نوشت...








