مقالستان جهان انديشه جهان شعر جهان داستان
متون کهن
مقالستان
طنز
معرفی و نقد کتاب
انديشه
گفت‌وگو
معرفی نويسنده
شعر فارسی
شعر ترجمه
نقد شعر
داستان فارسی
داستان ترجمه
نقد داستان

معرفی:

محمدحسین جدیدی‌نژاد
Mohamad_hosein_jadidi@yahoo.com

شناسنامه‌ام می‌گوید متولد سال ۱۳۶۹ همدان هستم. اما خودم قبول ندارم چون گاهی کودکی ۶ ساله‌ام، گاهی جوانی ۱۸ ساله که عاشق ادبیات است و گاهی هم پیرمردی ۹۰ ساله که عاشق ریاضیات است.
هدف من از نوشتن هر داستانی جاودانه شدن در ذهن پسربچه‌ی ۶ ساله‌ای است که بسیار بازیگوش است و در زیر لایه‌های ذهنم زندگی می‌کند. از این طرف به آن طرف می‌دود.
من برای «او» می‌نویسم.

وبلاگ شخصی: quietman.blogfa.com



  • من... تو... او...، یا شناسه‌های جدای زندگی من
    1 بهمن 1387  ( داستان فارسی )

    کلاس پر از صدای خنده است. طوری که می‌توانی تصور کنی هیچ کس این سه کلمه را روی تخته سیاه نمی‌بیند. «من... تو... او...» معلم دارد تخته را پاک می‌کند.
    من از این او می ترسم. از همان موقع که با تو آشنا شدم. انگار یک «او» مراقبمان بود. وقتی دست همدیگر را می‌گرفتیم و قدم می‌زدیم انگار یک او مراقبمان بود. شاید برای همین بود که وقتی با هم قدم می‌زدیم مدام به اطراف نگاه می‌کردم. و تو هم مثل همیشه می‌گفتی: «باز دنبال چی می‌گردی؟»...


زیر چتر شیطان
صورتک‌های تسلیم
پاره‌های ممنوع
خانه به سيلاب