مقالستان جهان انديشه جهان شعر جهان داستان
متون کهن
مقالستان
طنز
معرفی و نقد کتاب
انديشه
گفت‌وگو
معرفی نويسنده
شعر فارسی
شعر ترجمه
نقد شعر
داستان فارسی
داستان ترجمه
نقد داستان

معرفی:

مرتضی کشمیری
farzinkeshmiri@gmail.com



  • مرثیه‌ای بر یک شب برفی
    28 شهریور 1387  ( داستان فارسی )

    ۲۸ ژانویه. ساکم رو بستم. با خانم مارتین هم تصفیه کردم. مثل همیشه از کارم متعجب شد و به روح شوهر مرحومش قسم خورد که من دیوانه‌ام و ازم قول گرفت که حتماً برم پیش دیوید پسر خواهرش که دانشجوی روان‌شناسیه. بهش قول دادم و یک بسته سیگار. این‌هارم بنویسم دیگه دلیلی برای موندن ندارم. فقط یه مشکل کوچیک دارم... اونم این‌که هنوز فکر نکردم کجا برم... شاید برگردم به همون خراب‌شده‌ای که همه‌ی بدبختی‌ها و تنهاییامو مدیونشم... شایدم به عنوان یه غریبه برم تو یک دهکده‌ی کوچیک و رو زمین یکی از اهالی دهکده کار کنم...


زیر چتر شیطان
صورتک‌های تسلیم
پاره‌های ممنوع
خانه به سيلاب