![]() |
معرفی: |
- دو شعر از مصطفا صبوری
29 آذر 1385 ( شعر فارسی )
خانمها! آقایان! / من حرف ندارم. / با یک سررسید تاریخ گذشته / یک خودکار آبی / و کمی بوی قهوه در فضایی مرطوب معجزه میکنم. / اما گاهی که دستم مثل دلم تنگ است / به طعم چای جوشیده راضیام / معمولن انگیزهی شعر را از پا به دست میآورم / وقتی که بر مسیر رسیدن میکوبمش... - شعری از مصطفا صبوری
1 تیر 1385 ( شعر فارسی )
۱.فقط چند روز دیگر؟؟ / جلوی این تابستان شوم را بگیر / کار من هنوز با بهار تمام نشده! / ۲.همیشه در نقاشیهات / جای کسی را با خالی میکشیدی / امروز اما / برای پرکردن آن خالی / رنگی؟ / ۳.یادش بهخیر / از جزر دلهره / به مد شادکامی رسیدیم... - شعری از مصطفا صبوری
29 فروردین 1385 ( شعر فارسی )
ماجرا از چشمان تو آغاز شد / و به چشمان تو ختم. / حالا موجودات خاکی / ضیافتی استثنائی را به سوگ نشستهاند. / صدای عبدالباسط بدجور / ساکنان قبرستان را میآزارد / من خودم با چشمان خودم دیدم / در چشمان تو روح پرخاشگری را / که یکریز فحش میداد / به روح جوانکی پیر که کودک مرد! / مادر خرمای رفتنت را / با حرص پخش میکند / هی فکر میکند / هی فکر میکند / و سر آخر آهی از سر آسایش میکشد که: / «لابد قسمت همین بوده!» / این سؤال اما هنوز در ذهن خواهرانم میلولد: / «سر چند تومن خودشو کشت؟»... - دو شعر از مصطفا صبوری
20 اسفند 1384 ( شعر فارسی )
امروز / سالهاست که به دنیا نیامدهام / آنقدر حال میکنم / که گذشته دارد مثل نفس از یادم میرود / مادرم میگفت من از نطفگی شاعر بودم / پدرم میگفت: / «بگذار به دنیا بیاید / شاید بزرگ شود / عاشق شود / شاعری از سرش بپرد» / و من بزرگ شدم / عاشق شدم / شاعری از سرم پرید / اما به دنیا نیامدم... - دو شعر از مصطفا صبوری
5 بهمن 1384 ( شعر فارسی )
ادکلنهايم بوی سياست میدهد / من / آمپولزدن را از کودکی بلد بودم / همين شد که حقوق خواندم / تا برادرم / موهايش را پيش من اصلاح کند / و مادرم بنازد که: / «گلپسرم مهندس مملکت شده!» / پدر هم که بیخيال!... - دو شعر از مصطفی صبوری
4 دی 1384 ( شعر فارسی )
گيجم! / حالم دست خودش نيست / ديشب شهوانیترين خواب دنيا را ديدم / زبانم را غلاف کنم که نگويم؟! / دختری داشت / تنها / تنها / پرتقالهايش را پوست میگرفت. - شعری از مصطفی صبوری
1 آذر 1384 ( شعر فارسی )
من اشتباه بینقص پدرم بودم / و اختراعی که روی هم رفته / ـ يا نرفته ـ / قنداق شد. / کودکيم به وفق مراد / نه! / مراد وقف کودکيم بود...








