![]() |
معرفی: |
- رازگویی عطار نیشابوری
25 فروردین 1387 ( متون کهن )
(به بهانهی ۲۵ فروردين، روز بزرگداشت عطار نیشابوری)
بیتهای غزل، ابیاتی شگفتاند که از زبان و دل عطار تراویدهاند. این شعر هیچگاه کهنه نمیشود. و از نظر ساختاری، شکل متن در متنی دارد بینظیر. این غزل نزد عطار، همچون شب قدر برای محمد(ص)، گویی کل منطقالطیر است (بهخصوص داستان شیخ صنعان و دخترک ترسا) که ناگهان در یک شعر بازآفریده شده...
«نگاری مست و لایعقل چو ماهی/ درآمد از در مسجد، پگاهی/ سیهزلف و سیهچشم و سیهدل/ سیهگر بود و پوشیده سیاهی...» - گلایهی حکیم مجدود ابن آدم سنائی از روزگار
10 بهمن 1386 ( متون کهن )
شعر، نشان گلایهای است تلخ، از آدمی بزرگ و نازکبین، که معنای کلامش با تمام روزگاران انگار همخوانی دارد. اشعار ازلی ابدی چنین، باید که بارها و بارها خوانده شوند...
«ای مسلمانان خلایق حال دیگر کردهاند/ از سر بیحرمتی، معروف، منکر کردهاند/ در سماع و پند و اندر دیدن آیات حق/ چشم عبرت کور و گوش زیرکی کر کردهاند/ کار و جاه سروران شرع در پای اوفتاد/ زانکه اهل فسق از هر گوشه سر بر کردهاند... - انتقاد از خود و زمانه در زبان کسايی مروزی
5 اردیبهشت 1384 ( متون کهن )
اينبار سراغ حکيم «کسايی مروزی» رفتهايم که شيعهمذهب بوده است و ناصرخسرو قباديانی، بارها از اين شاعر نام برده است و به ياد داشته باشيم، ناصرخسرو قباديانی بسيار خودپسند و متفرعن بوده است... - ساقیا آمدن عید مبارک بادت
4 فروردین 1384 ( متون کهن )
بهاریهای از شاعران کهن - بخشی از قصيده «چهار گوهر شريعت»
5 بهمن 1383 ( متون کهن )
... اما شعر سنايی غزنوی «چهار گوهر شريعت». اين قصيدهی صد و شش بيتی، يکی از عميقترين و مسئولانهترين شعرهای تاريخ ادبيات ماست. استاد شفيعی کدکنی در معرفی اين قصيده نوشته است «به دشواری میتوان در تاريخ شعر فارسی، اثری يافت که دليرانهتر از اين قصيده... - بيست پند از عبيد!
5 بهمن 1383 ( متون کهن ، طنز )
اين ماه، همهی دستاندرکاران طناز پايگاه ما اسير سرماخوردگی شدند و سرماخوردگی مزمن شد و به سرگيجه رسيد. همهی حضرات اهل شوخی و تمسخر، در بستر بيماری افتادند و در طنزخانه بسته ماند. برای همين سراغ عبيد زاکانی، مرشد و بزرگ همهی طنزنويسان و فکاههگويان رفتيم... - داستان پيرزن و شاه در مثنوی «حديقة الحقيقه»
5 دی 1383 ( متون کهن )
پيش از نگاهی به شعر سنايی در مثنوی «حديقة الحقيقه»، به افسانهای دربارهاش اشاره میکنم، چون به گمانم، گاه افسانهها نمايی واقعیتر از حقايق دارند، مخصوصاً دربارهی اعجوبههای شعر و ادب... - بخش کوتاهی از قصيدهی «کژدم غربت»
5 آذر 1383 ( متون کهن )
اثر ناصرخسرو قباديانی
آزرده کرد کژدم غربت جگر مرا / گويی زبون نيافت ز گيتی مگر مرا... - حکايتی از «اسرار التوحيد»
7 شهریور 1383 ( متون کهن )
اين بار حکايتی از «اسرار التوحيد» انتخاب کردهايم، که «محمد بن منور» در زندگی و حالات «بوسعيد ابوالخير»، آن را نوشته و با توضيحاتی کافی و وافی، دکتر «محمدرضا شفيعی کدکنی»، شاعر و استاد آن را در دو جلد چاپ کرده... - قصیدهی «ترسائیه»ی خاقانی شروانی
27 تیر 1383 ( متون کهن )
این قصیده، به واقع نوعی شکوی الغریب شاعراست. تو گویی، تا بوده چنین بوده و تا هست چنین است. و نخبهای، پیدا نمیکنی که به دلیل دانایی و روشنگریهای اصولی و مردمی، در رنج و دغدغه نزیسته باشد... - از تفسير سورهي يوسف
17 خرداد 1383 ( متون کهن )
املاي احمد بن محمد بن زيد طوسي (توسي)
حسن بصري را همسايهاي بود گبر، خانهي آن گبر در زير خانهي حسن بود اندر شهر بصره، آن گبر بيمارشد. حسن گفت اگر چه بيگانه است، بر ما حق مجاورت دارد... - جرعهاي از درياي کلاسيکها
12 اردیبهشت 1383 ( متون کهن )
... اصولاً، اعاظم و بزرگان عرفان عاشقانه ما (نه عرفان خانقاهي ما، كه هردو را داشته و داريم و به موقع هردو نوع آن را معرفي خواهيم كرد.) شاعران و نويسندگان كمنظير مثل سنايي، عطار، عينالقضاة و مولوي، ابليس را، شخصيتي برجسته ميدانند كه لياقت لعنت خدا را، به سبب بزرگي و عشق سرشارش به خداوند دارد، چون:... - هوای عفن، آب ناگوار
6 فروردین 1383 ( متون کهن )
شعری از جمالالدين عبدالرزاق اصفهانی
الحذار اي غافلان زين وحشت آباد الحذار / الفرار اي عاقلان زين ديو مردم الفرار... - از ديدگاه ابليس
5 بهمن 1382 ( متون کهن )
سنايي غزنوي بزرگ، در اين شعر ــ كه ما نام «از ديدگاه ابليس» بر آن گذاشته ايم ــ ابليس را به سخن گفتن واداشته. يعني راوي شعر ابليس است و... - روز رفت و قصه ام کوته نشد
5 دی 1382 ( متون کهن )
شعری از مولانا جلالالدين محمد (مولوی بلخی)
داد جاروبي به دستم آن نگار / گفت که «ز دريا برانگيزان غبار»... - کافر
5 آبان 1382 ( متون کهن )
شعری از شيخ فريدالدين عطار نيشابوری
منم آن گبر ديرينه که بتخانه بنا کردم
شدم بر بام بتخانه درين عالم ندا کردم...








