![]() |
معرفی: |
- آلزايمر
25 مهر 1386 ( شعر فارسی )
عصا را در اتاق پُرُُو جا گذاشتم/ دستهايم را در پيراهنی که گشاد بود/ برادرم را در قصر فرعون/ سايز کفشم/ شلوارم/ شمارهی چشمم/ اينها را میشود فراموش کرد/ شمارهی تو- لامصب رُند هم نيست-/ يادم برود/ مثل موسا در نيل گير میکنم... - دو شعر از رضا مهرعلیان
28 دی 1385 ( شعر فارسی )
(منجیل، بادکنکها)
از این پرههای زمینگیر شده / بوی دریا میگذرد / و صدای زنی که با آخرین آوازش / بر زمین میافتد / پابند زیتونزارها نشدی / مرد، / دستهای سفیدت را / از عسل و بهارنارنج پر کرد / و سوار باد / به کوهها برگشتی / تا دنکیشوت هیچوقت نفهمد / آسیابهای بادی / برای این به آسمان نرفتند... - دو شعر از رضا مهرعلیان
11 تیر 1385 ( شعر فارسی )
(ونیز شهر بیدفاع، اگر مرا...)
موجها که حمله میکنند / ونیز عقب میکشد قایقهایش را / و هی که موجها بیشتر حمله میکنند / ونیز عقبتر میکشد / آنقدر که برج پیزا موجی میشود / و کسی از ترس حملهی مردان ناشناس / به زیارت اهل سیسیل نمیرود / چه کسی بمب میگذارد در کازینو / تا مستها پیش خدا بروند / و برگردند... - دوگانهی راه
1 خرداد 1385 ( شعر فارسی )
جاده راه راه است: / راه است راه نیست / راه است راه نیست / اینجا اسبها را با شمارهی سوارشان میشناسند / دخترهای بور را با شمارهی خانهشان / و شمارهی تنشان / تو آنقدر نازک بودی که شماره نداشتی / در عکسها دیده نمیشدی / مثل واتیکان بودی در نقشهی جهان / من مثل شیلی بلند ایستاده بودم / و بین ما راهی نبود جز آسمان...








