![]() |
معرفی: |
- بازی
5 اردیبهشت 1384 ( داستان فارسی )
چشمهايم را باز میکنم. سوسکی روی ديوار میدود. بیاختيار پاهايم بالا میرود و به کمک پاشنه با دو سه ضربه دنبال سوسک میکنم. صدای ترکيدن پوست سوسک مطمئنم میکند او مرده. نگاهش میکنم که چگونه بر ديوار حک شده... - آقای سيب
4 فروردین 1384 ( داستان فارسی )
خيلیها حاضرند قسم بخورند عزيزخانم را ديدهاند. دست در دست مردی با کت و شلوار مشکی و کلهای شبيه يک سيب سبز بزرگ، از پلهها پايين میآمد. بوی الکل دور سر آدمهای پشت پنجره بدون پردهی اتاق حلقه زده. دستانش از دو طرف ويلچر آويزان شده....








