![]() |
معرفی: |
- مسکو
19 مهر 1388 ( داستان فارسی )
مقدمه: مسکو پایتخت کشوریست که مهد ادبیات و داستاننویسیست. اما داستان "مسکو" هیچ اشارهای به نویسندگان بزرگ این کشور ندارد. مسکو دو فصل بیشتر ندارد. زمستان، بهار. حال آنکه بهارش هم بهاری نیست. اما بالاخره جوانهای زده میشود و اندکی شهر جان میگیرد. تنها اندکی. زندگیمان شده مثل شرایط آب و هوایی مسکو. در زمستان زندگی میکنیم و انتظار بهار را میکشیم. وقتی بهار میرسد، هر لحظه احتمال باریدن زمستان را میدهیم. و زیر بارش زمستان مدفون میشویم... - به یاد ارنست همینگوی...
3 مرداد 1388 ( معرفی و نقد کتاب ، معرفی نويسنده )
(دو مقاله: «کف اقیانوس» و «به سادگی تفاوت بین داشتن و نداشتن»، در سالمرگ ارنست همینگوی)
... کسی نیست که ظاهرشان را ببیند و پی به باطن داستان نبرد. همیشه داستان است. همیشه داستان بوده. او خود یک داستان است. آدم متولد شد اما انسان باقی نماند. داستان شد. داستان باقی ماند. و پیرمرد دریاها و گمگشتهی کلیمانجارو باقی خواهد ماند. «ارنست همینگوی» فکر میکنم در شناسنامه نامش «داستان همینگوی» است... - نام این بازی جنگ است
23 شهریور 1387 ( انديشه )
(یادداشتی دربارهی فیلم «Redacted»، جدیدترین ساختهی برایان دیپالما)
نام این بازی جنگ است. نام این نبرد کشتار است. نام این ترس سرگیجه است و نام این انفجار مرگ است. از بازی کردن در کنار جنگ چه لذتها برده شده و چه صحبتها گفته شده. این سردرد و سرگیجه را کدامیک جواب خواهند داد؟ غیر از رها کردن به حال خویش چه کنند؟ زمانی در معرض بلا نیستم و به بلا به چشم یک فاجعه نگاه نمیکنم. اما آنگاه که منفجر میشوم از ترس رخدادن رخداد چه کنم؟ دو دستی به سر بکوبم یا دستهایم را ببرم و فریاد بزنم؟... - مرد خرسی جریان یک دلهره
13 فروردین 1387 ( انديشه )
... «ورنر هرتزوگ» از معدود کارگردانهایی است که میتواند این دو ویژگی (صدا و تصویر) را همزمان داشته باشد. در فیلم «مرد خرسی» (Grizzly man) هرتزوگ به روایتی میپردازد که شاید برای بسیاری از مخاطبان تازگی داشته باشد. «مرد خرسی» داستان مردی است به نام تریدول با علاقهای شدید به خرسها که تصمیم میگیرد برای حفاظت از آنها به جنگلهای گریزلی برود و کنار آنها زندگی کند. فیلم ساختاری مستند دارد و براساس بازماندههای فیلمهایی ساخته شده که تریدول و زن همراه وی از خود و زندگی خویش در کنار خرسها گرفتهاند... - یادداشتی بر فیلم خونبازی
10 مهر 1386 ( انديشه )
در سینمای ایران چه قبل و چه بعد از انقلاب فیلمهای زیادی دربارهی معتادان و عوارض مصرف مواد مخدر ساخته شده است. پیش از «خونبازی»، فیلم «شمعی در باد» ــ پوران درخشنده، ۱۳۸۲-۱۳۸۳ ــ آخرین فیلمی بود که در این باره ساخته شد. «شمعی در باد» بیش از اینکه یک فیلم برای ضد تبلیغ قرصهای x باشد به یک کلیپ ضد اعتیاد شبیه بود. شبیه به یک صفحه از روزنامههای زرد حوادث. یک اتفاق، یک حادثه. «خونبازی» توانسته است مشکل کلیپبودن این فیلمها را حل کند... - قنديل
12 مرداد 1384 ( داستان فارسی )
قنديل بزرگ بود. قنديل خشن همهچيز او بود. عاشق لحظهای بود که صدای خردشدناش را میشنود. زمانی را دوست داشت که مینشست و ساعتها به قنديل نگاه میکرد. از سيصد و شصت و چند روز سال، عاشق نود روز زمستان بود تا قنديل بشکند...








