![]() |
معرفی: |
- توهم
1 اسفند 1384 ( داستان فارسی )
مسیر را به راننده گفت و سوار شد. هوای ماشین گرم بود. میتوانست چشمهايش را ببندد و به موزیک ملایمی که از رادیو پخش میشد گوش بدهد. همهچیز خوب بود. فقط خسته بود و کمی هم سردرد داشت. اما مهم نبود. مثل اینکه همه چیز خوب پیش میرفت. مدتی به همان حالت ماند. سردردش هر لحظه بیشتر میشد....








