مقالستان جهان انديشه جهان شعر جهان داستان
متون کهن
مقالستان
طنز
معرفی و نقد کتاب
انديشه
گفت‌وگو
معرفی نويسنده
شعر فارسی
شعر ترجمه
نقد شعر
داستان فارسی
داستان ترجمه
نقد داستان

معرفی:

شاپور احمدی
ahmadi_shapur@yahoo.com

وبلاگ شخصی: http://shapurahmadi.blogfa.com



  • شکار شاهباز سفید در قلعه‌های آینه‌ای تاریک. یک
    31 شهریور 1388  ( شعر فارسی )

    کوهی در جانم دمیده است./ کورمال رگه‌های تاریک را آن چنان سودم/ که نزدیک بود خاکه‌ی پوستم بوته‌زار عقرب و پولک را برافروزد./ آن گاه به یاد آوردم/ با تفریق‌های شرم‌آورم سرراست کناره می‌گزیدم از گنج‌های زنده‌ی دره/ حنای گیسوانی که در زیر گلو به هم گره می‌خورند/ دودی که بوی موهای سوخته‌ی پلنگ می‌دهد./ می‌خواهم تا صبح صورت فلکی سگی بی‌رمق باشم بر چکادی نه چندان دور از سایه‌ی شیرهایی سنگی/ که در جلبک‌های شعله‌ور با گنجشکان دم سحر بازیگوشی می‌کنند...


  • کلید کالبدهای بهشتی
    9 مرداد 1388  ( شعر فارسی )

    ... خالک خود را درست از زیر پلک‌های خاکستری و بخشایشگرش تماشا می‌کرد./ آن‌جا بود که اندکی کام می‌ستاندیم از آن همه گل‌های تیغدار/ و ستارگان سمی که شیفته‌ی لجنزار بودند/ و ترکش‌های طلایی که بوی خاک می‌دادند./ و در خاک زانو زدیم/ تا خشت‌های مسجدی وارونه را در صخره‌های آسمان بنشانیم./ اوخ، زود است که سر صبح نوبتمان شود...


  • جابه‌جایی نیمرخ‌های کالبد و تاریک‌روشنایی
    15 فروردین 1388  ( شعر فارسی )

    شبانه بر لب رود می‌گریم/ شانه بر رود می‌مالم./ حتا اگر در خانه‌ای کم‌رنگ آن‌جا که خورشید/ بر آخرین سنگ‌فرش‌های زمین تباه می‌شود/ تازه آفرینش ِ خالی کبود بر صورتی تکیده بیاغازد/ سر در میان آرنج‌هایی کبود می‌گذارم و می‌زارم./ من خاموشی را دوست دارم:/ خاموشی زمین/ هنگامی که ماه بر آن می‌سرد/ و خانه‌های کاهگلی آتیش می‌گیرند/ و در نیمرخی تکیده و سنگی/ با رگه‌های طلا و سبزه/ چشم‌ها فرو می‌روند...


  • اکنون نوبت من است
    9 اسفند 1387  ( شعر فارسی )

    اکنون نوبت من است./ وقتی جمجمه‌ام زبانه می‌کشید، بی‌هول/ رودخانه‌ی سیاه را غربال می‌کردم./ شامگاهان / بر سکوی بنفش سکوت / نعل کژدیس/ داغی نقره می‌نهد./ کژدم چروک/ سایه‌ی پیشانی‌ام را/ سوزاند./ تا سر صبح/ خیلی مانده است...


زیر چتر شیطان
صورتک‌های تسلیم
پاره‌های ممنوع
خانه به سيلاب