جهان انديشه
مقالستان جهان شعر جهان داستان
متون کهن
مقالستان
طنز
معرفی و نقد کتاب
انديشه
گفت‌وگو
معرفی نويسنده
شعر فارسی
شعر ترجمه
نقد شعر
داستان فارسی
داستان ترجمه
نقد داستان

پيشينه‌ی « معرفی و نقد کتاب » در خزه:

    ( 1  |  2  | تمام آثار)



به یاد ارنست همینگوی...
سعيد تسبيحی  (3 مرداد 1388)

(دو مقاله: «کف اقیانوس» و «به سادگی تفاوت بین داشتن و نداشتن»، در سال‌مرگ ارنست همینگوی)
... کسی نیست که ظاهرشان را ببیند و پی به باطن داستان نبرد. همیشه داستان است. همیشه داستان بوده. او خود یک داستان است. آدم متولد شد اما انسان باقی نماند. داستان شد. داستان باقی ماند. و پیرمرد دریاها و گم‌گشته‌ی کلیمانجارو باقی خواهد ماند. «ارنست همینگوی» فکر می‌کنم در شناسنامه نامش «داستان همینگوی» است...


جست‌وجوی هویت گمشده در زمان‌ها و مکان‌های دور
نسرین پورهمرنگ  (16 تیر 1388)

(مروری بر «به رنگ برگ‌های سپیدار» اثر خسرو حمزوی)
خسرو حمزوی داستان‌نویس پرتوان کشورمان است. کسانی که با آثار این نویسنده آشنایی دارند می‌دانند که او به دور از فرم‌زدگی با قلمی توانا می‌نویسد. پختگی، جذابیت و غنای ادبی قلم حمزوی در حدی است که به قول عبدالعلی دستغیب منتقد سرشناس کشورمان «رشک برانگیز» است. او در بیان کنجکاوانه‌ی روایت، وصف صحنه‌های نمایشی، تنظیم گفت‌وگوها و تلفیق این سه با هم، از مهارتی فراوان برخوردار است...


پیشنهاد کتاب
اصحاب خزه  (13 اردیبهشت 1387)

و اما نمایشگاه کتاب! هر چند که در سایه‌ی الطاف متولیان امور، اوضاع کتاب امسال کم‌رونق‌تر از همیشه است و آنچه خود دانی! اما هنوز هم کتاب‌هایی هستند که خواندن‌شان حال و روز آدم را عوض می‌کند. چندتایی از آن‌ها را معرفی می‌کنیم، باشد که حال شما را هم مانند اصحاب و خزه خوب کند...


نگاهی کوتاه بر نمايش‌نامه‌ی «در تاریکی سوزان»
منصوره اشرافی  (2 شهریور 1386)

(نگاهی بر نمایش‌نامه‌ی در تاریکی سوزان، نوشته‌ی آنتونیو بوئرو بایخو)
ما انسان‌ها در عین چشم داشتن نابینا هستیم. نابینا بدین خاطر که چشم را بر روی حقایق می‌بندیم. «در تاریکی سوزان» حکایت جدال میان پذیرش یا انکار نور است. حکایت کتمان واقعیت یا روبه‌رو شدن با آن (هر چند تلخ). حکایت پذیرفتن واقعیت و رنج بردن از آن و یا فراموش کردن واقعیت و شاد زیستن است. دیالکتیک تسلیم شدن یا نشدن، تن دادن یا تن ندادن است...


دايرة‌المعارف‌نويسی ايرانی
محمد ايوبی  (29 خرداد 1386)

(درباره‌ی کتاب ادبیات داستانی در ایران‌زمین، از سری مقالات دانش‌نامه‌ی ایرانیکا)
کاش «ادبیات داستانی در ایران‌زمین» ترجمه نمی‌شد، تا این یک ذره احترام سطحی به نزد خود ایرانیان نمی‌ریخت: راحت‌تر بود که این احترام ـ مثل خیلی چیزهای دیگرمان پیش انگلیسی‌زبان‌ها ـ از بین می‌رفت...
... اینک واقعن پسندیده است نویسنده‌ی سالمند و قدیمی، که بسیاری او را از نسل اول می‌دانند و به قول ظریفی بعد از پنجاه سال نوشتن به اندازه‌ی موهای سرش شاهکار تحویل جهان ادبیات داستانی ما داده است، یعنی جناب آقای «جمال میرصادقی» در مقاله‌ای مثلن اصولی، در ایرانیکا، دم به دم از خودش نام ببرد؟...


سفر شاهین سرکیسیان: بنیانگذار تآتر نوین ایران
علی‌اکبر علیزاد  (10 دی 1385)

فقط یک اتفاق باعث شد تا در مقام ویراستار کتاب «شاهین سرکیسیان: بنیانگذار تآتر نوین ایران» قرار بگیرم. در نگاه اول آن‌چه که در کتاب مجذوبم کرد، نه خاطرات این و آن بود و نه حتا تصاویر تلاش خستگی‌ناپذیر مردی که تآتر، همه چیز اوست. جذبه‌ی کتاب جذبه‌ی حاصل از نمود مردی است که زندگی خود را به عنوان حجتی راسخ در اختیار ما می‌گذارد. تاریخ هنر مدرن پر از اشخاصی است که در راه ایده‌های خود شهید می‌شوند؛ آرتو، کافکا، بنیامین، کامو، فقط چند نمونه‌ی مشهور هستند. در تاریخ هنر معاصر ایران نام هدایت، بهرام صادقی، غلامحسین ساعدی و شاهین سرکیسیان بیش از هر نام دیگری به ذهن متبادر می‌شود...


قرنطینه‌ی هویدا
صالح تسبيحی  (1 دی 1385)

ماه گذشته، خبر کوچک و جمع‌وجوری منتشر شد تحت عنوان «مرگ فريدون هویدا». اين مقاله نوشته‌ای است درباره‌ی رمان درخشان او، «قرنطينه» که آمیخته شده است با نویسنده‌اش. نویسنده‌ای که حالا پرونده‌ی عمرش بسته شده.
هویدا نویسنده‌ای پرآوازه، نظریه‌پردازی خوش‌فکر و از بنیان‌گذاران مجله‌ی سینمایی «کایه دو سینما» بود. تربیت‌یافته‌ی نسل و نظام پر تب و تاب جنگ جهانی دوم...


صید قزل‌آلا به سبک آمریکایی
شعله آذر  (1 آذر 1385)

براتیگن صید قزل‌آلا را در یک تابستان نوشت. تابستان ۱۹۶۱. در سفری با همسرش ویرجینیا آلدر و دخترشان یانته. ویرجینیا می‌گوید که او و براتیگن با استفاده از وام ۳۵۰ دلاری یک واگن استیشن خریدند و به سمت آیداهو راه افتادند: «استیشن را پر از کتاب کردیم، فانوس و چادر و اجاق و کیسه‌خواب و پوشک بچه برداشتیم و راه افتادیم سمت رودخانه‌ی اسنیک توی آیداهو. کنار چشمه‌ها چادر می‌زدیم. ریچارد ماشین تحریر قدیمی‌اش را آورده بود. یک میز بازی داشتیم که آن را هم برداشته بودیم. آن وقت بود که شروع کرد به نوشتن صید قزل‌آلا در آمریکا. ریچارد باید نثر نوشتن را یاد می گرفت، آخر هر چه می‌نوشت تبدیل می‌شد به شعر.»...


ادای دین به «یاغی»
علی‌اصغر احسانی  (14 تیر 1385)

(نقدی بر مجموعه‌شعر «جوانمرگنامه» از علی‌اکبر یاغی‌تبار)
... بی‌شک اگر ذات هنر را به تعبیر شاملو «عصیان» بدانیم، شاعر این مجموعه با ظرافتی کم‌نظیر با «شک‌کردن» بر تمام قطعیت‌ها و با نیشخندهای فلسفی به این هنر دست می‌یابد. هنری که فارغ از نسخه‌پیچی‌های مرسوم روشن‌فکرانه، و پالوده از اداهای مرسوم زبانی این دسته، تنها با آینه‌گرفتن در برابر اجتماع، پارادوکس‌های آن را به تصویر می‌کشد...


کتاب درخشانی برای خواندن، انديشيدن و لذت بردن
محمد ايوبی  (4 فروردین 1384)

معرفی کتاب گهواره‌ی گربه، نوشته‌ی کورت وانی‌گات جونيور، ترجمه‌ی مهتاب کلانتری / منصوره وفايی


ترس متروک، لرز مبهم
صالح تسبيحی  (5 دی 1383)

(درباره «ترس و لرز» غلام‌حسین ساعدی)
... اینجا دست می‌گذاریم روی «ترس و لرز». حتا نویسنده‌ی شکوه‌مند دهه‌ی چهل هم نه. دقیقاً نویسنده‌ای که ترس و لرز را نوشته و ترسش و لرزش را در حروف ریز و درشت کاغذ ریخته...


نگاهي به مجموعه شعر «شعبده‌باز»
احمدرضا غفاری  (18 مهر 1383)

مجموعه شعر «شعبده‌باز»، سروده‌ي:حسين مزاجي
شعر شعبده باز در وجه روايي ـ نمايشي و همچنين داستان‌پردازي و خلق شخصيت‌هاي نمايشي، که از ويژگي‌هاي شعر بلند است، در عرصه‌ي نحوه‌ي ترکيب کلمات، تصويرسازي و ايجاد فضا، نهايتا به شعري روان مي‌انجامد...


در جستجوي سال‌هاي خوب گمشده
محمد ايوبی  (7 شهریور 1383)

انتشارات روزبهان، دو جلد قطور خاطرات عبدالرحيم جعفري بنيانگذار و مدير انتشارات اميرکبير را، با جلد و کاغذي خوب، در هزار و چند صفحه، درآورده است و گويا اين دو جلد مفصل، قسمت نخست خاطرات جعفري است و قسمت دومش را هم بايد دربياورد. نوشتم اين خاطرات مدير و همه‌کاره‌ي انتشارات اميرکبير است، البته، تا پيش از مصادره‌ي اين انتشاراتي معتبر...


وقتي بخوانيد خواهيد گريست
صالح تسبيحی  (27 تیر 1383)

«تمام شد. وقتي بخوانيد خواهيد گريست.» صبح روزي که «انوره دو بالزاک» با موهاي آشفته و درهم، در را گشود و چهره‌هاي نگران هم‌خانه‌هايش را ديد اين جمله را گفت.
ماه‌ها در گير و دار نوشتن «بابا گوريو» تب و تاب داشت...


تجزيه‌ و تحليلي‌ از كتاب‌ «منم‌ ايوب»
كاوه‌ احمدی‌ علی‌آبادی  (27 تیر 1383)

چگونه‌ سر برآوردي‌، با چشماني‌ باز يا بسته‌؟ اين‌ همان‌ پرسشي‌ است‌ كه‌ منتهي‌ به‌ آفرينش‌ كتاب‌ «منم ‌ايوب‌» شده‌ است‌. تشكيكي‌ كه‌ منتهي‌ به‌ ديدن‌ و تأويل‌ آن‌ بخشي‌ از هستي‌ مي‌شود كه‌ خوشايندمان‌ نيست...


چپ‌تاريخ
صالح تسبيحی  (17 خرداد 1383)

(مختصر حرفي درباره‌ي کتاب «قيام سربه‌داران خراسان»)
از منظري که دو ريشه دارد، تاريخ تکرار مي‌شود. اين دو ريشه که به ظاهر در تناقض با هم موجوديت مي‌يابند، در نقطه‌ي تلاقي «تاريخ» به تفاهم رسيده‌اند. از سوي سنت، تاريخ دايره‌اي است و خط آغاز و پايان بر هم نهاده...


جغرافیای زوال
احمدرضا غفاری  (12 اردیبهشت 1383)

نگاهی به شعر «طعم آفتاب» سروده‌ی «روشن رامی»
... او انسان تاریخی و تاریخ انسانی را به گونه‌ای شاعرانه، اما تلخ با تصاویری رمز آلود و نمادین در قالب یک شعر بلند، اما پاره پاره سروده است...


ما و مدرنیت، کتابی از داریوش آشوری
محمد ايوبی  (12 اردیبهشت 1383)

... این آثار صادقانه‌ی استوار بر تحقیق و تفحصی جانانه، همیشه نو و تازه می‌مانند و حتا گاه به فراخور مسایلی که طرح کرده‌اند، مبدل می‌گردند به کتاب‌هایی بالینی و مأخذی.
ما و مدرنیت داریوش آشوری، از همین سنخ است. بنا به همین اعتقاد است که امروز به معرفی این اثر پرداخته‌ام و اضافه می‌کنم...


نقدی به نقد کتاب «پيش‌درآمدی بر استبدادسالاری در ايران»
احمد سیف  (6 فروردین 1383)

در شماره‌ی قبلی خزه نقدی بر کتاب «پيش‌درآمدی بر استبدادسالاری در ايران» به قلم آقای احمدرضا غفاری منتشر شد. آقای احمد سيف، نويسنده‌ی کتاب، پاسخی به آن نقد نوشته‌اند که در ادامه از نظر می‌گذرد....


نقد شعر، كتاب «جامعه»
احمدرضا غفاری  (6 فروردین 1383)

کتاب «جامعه»، اثر علی عبدالرضايی
... عنوان كتاب «جامعه» است و با اين نام، عبدالرضايي خود را به عنوان يک شاعر اجتماعي معرفي مي‌كند، شاعري كه سعي كرده است، تمام ظرفيت‌هاي زباني را در خدمت شعرش بكار بگيرد...



زیر چتر شیطان
صورتک‌های تسلیم
پاره‌های ممنوع
خانه به سيلاب