جهان انديشه
مقالستان جهان شعر جهان داستان
متون کهن
مقالستان
طنز
معرفی و نقد کتاب
انديشه
گفت‌وگو
معرفی نويسنده
شعر فارسی
شعر ترجمه
نقد شعر
داستان فارسی
داستان ترجمه
نقد داستان

پيشينه‌ی « انديشه » در خزه:

    ( 1  |  2  |  3  | تمام آثار)



در خدمت آدمیت
اصحاب خزه  (۳ اردی‌بهشت ۱۳۸۷)

(به بهانه‌ی درگذشت فریدون آدمیت، مورخ معاصر)
با عنایت به این که «هگل» در تبیین فلسفه‌ی تاریخ خود می‌گوید کشوری که تاریخش را ننوشته است اصلن تاریخ ندارد، باید به سراغ متون شبه تاریخ‌نگارانه‌ی کهن ما رفت تا فهمید تلاش و توجه امثال «آدمیت» تا چه حد حکم باریکه‌ی جوی به ریشه‌ی تشنه داشته است. فریدون آدمیت در زبان و کشوری به تحقیقات تاریخی دست زد و رو به تحلیل آورد که تاریخ‌نویسی‌اش بیش از هر چیز «تذکره»نویسی شاهان و مسافرت‌های ماجراجویان می‌بود...


مرد خرسی جریان یک دلهره
سعيد تسبيحی  (۱۳ فروردين ۱۳۸۷)

... «ورنر هرتزوگ» از معدود کارگردان‌هایی است که می‌تواند این دو ویژگی (صدا و تصویر) را هم‌زمان داشته باشد. در فیلم «مرد خرسی» (Grizzly man) هرتزوگ به روایتی می‌پردازد که شاید برای بسیاری از مخاطبان تازگی داشته باشد. «مرد خرسی» داستان مردی است به نام تریدول با علاقه‌ای شدید به خرس‌ها که تصمیم می‌گیرد برای حفاظت از آن‌ها به جنگل‌های گریزلی برود و کنار آن‌ها زندگی کند. فیلم ساختاری مستند دارد و براساس بازمانده‌های فیلم‌هایی ساخته شده که تریدول و زن همراه وی از خود و زندگی خویش در کنار خرس‌ها گرفته‌اند...


تعزيه در ايران‌زمين از آغاز تاکنون
كاوه‌ احمدی‌ علی‌آبادی  (۱۰ اسفند ۱۳۸۶)

سوگواری برای از دست‌رفتگان، به خصوص اشخاصی چنان برجسته که به اسوه و اسطوره‌ای در نزد وجدان ‌جمعی يک ملت بدل شده‌اند، در جوامع و فرهنگ‌های مختلف آمده است و گرچه در برخی از اديان منع ‌شده، اما با اين همه به حيات و بازآفرينی‌اش همراه با فراز و فرودهای مختلف ادامه داده است؛ به ويژه اگر مرگ آنان با يک تراژدی همراه بوده باشد. قيام و شهادت امام حسين، ميترا، سياوش، مسيح و... از اين جمله‌اند...


در تقابل هنرمند و دیوانه
منصوره اشرافی  (۲۱ بهمن ۱۳۸۶)

این یک توهین نیست، واقعیت است! اگر به عنوان یک هنرمند در جامعه زندگی می‌کنید، فکر می‌کنید، رفتار می‌کنید و سخن می‌گویید هیچ‌گاه حیرت نکنید که گاه‌گاهی دیگران شما را روانی و دیوانه خطاب کنند، حتا اگر این دیگران در زمره‌ی دوستان‌تان باشند، چون علت این خطاب پرواضح است و قابل درک و فهم. گفته‌اند به تعداد انسان‌ها جلوه‌های گوناگون جنون وجود دارد و بدیهی است که هنرمند نیز یک انسان است و این جلوه‌ها در او بارزتر، پررنگ‌تر و واضح‌تر است، چرا که انسانی است با حساسیت‌ها و تأثیرپذیری بیش‌تری از دیگر مردم...


یادداشتی بر فیلم خون‌بازی
سعيد تسبيحی  (۱۰ مهر ۱۳۸۶)

در سینمای ایران چه قبل و چه بعد از انقلاب فیلم‌های زیادی درباره‌ی معتادان و عوارض مصرف مواد مخدر ساخته شده است. پیش از «خون‌بازی»، فیلم «شمعی در باد» ــ پوران درخشنده، ۱۳۸۲-۱۳۸۳ ــ آخرین فیلمی بود که در این باره ساخته شد. «شمعی در باد» بیش از این‌که یک فیلم برای ضد تبلیغ قرص‌های x باشد به یک کلیپ ضد اعتیاد شبیه بود. شبیه به یک صفحه از روزنامه‌های زرد حوادث. یک اتفاق، یک حادثه. «خون‌بازی» توانسته است مشکل کلیپ‌بودن این فیلم‌ها را حل کند...


اوديسه‌ی انسان در «اقيانوس هوشمند»
كاوه‌ احمدی‌ علی‌آبادی  (۳۱ تير ۱۳۸۶)

(بازآفرينی فيلم سولاريس)
... پيام‌های نامفهومی از ايستگاه سولاريس در فضا به زمين مخابره می‌شود و زمينی‌ها از جمله کلوين را برمی‌انگيزد تا با توجه به سويش، راه آسمان را در پيش گيرند. يافتن موجوداتی عجيب و غريب و مهم‌تر از آن، کشف جهان‌هايی تازه شايد بتواند پاسخی به سردرگمی انسان در اين فضای لايتناهی بدهد! پس ‌انسان‌ها ايستگاهی به نام سولاريس را در فضا تأسيس می‌کنند تا آزمايشات و تحقيقاتی را صورت دهند که شايد به آن کشف و راه‌حلی رهنمون شود...


دراماتیزه شدن موسیقی ایرانی
مهران پورمندان  (۲۲ خرداد ۱۳۸۶)

(سیری در روند موسيقی دراماتيک ايران)
... یکی از اشکال ثابت و پایدار حضور موسیقی در جامعه‌ی ایران، تلفیق آن با اشکال مختلف نمایشی بوده است. دراماتیزه شدن موسیقی در ساده‌ترین شکل آن با نقالی همچون حمله‌خوانی آغاز شد؛ کلام آهنگینی که به شرح وقایع حماسی یا مذهبی می‌پرداخت و با اشکال مختلف نقالی همچون حمله‌خوانی، روضه‌خوانی، پرده‌داری و صورت‌خوانی در دوران‌های متفاوت به حیات خود ادامه داد. پراکنده شدن چند هزار خنیاگر و مطرب هندی در زمان بهرام گور (۴۲۱ تا ۴۳۸ میلادی) در مناطق مختلف ایران به رواج اشکال تلفیقی موسیقی‌ـ‌نمایش، در قالب‌ بازیگری، خوانندگی و نوازندگی انجامید...


... با اين همه‌، من «يک پدر حقيقی» هستم‌
كاوه‌ احمدی‌ علی‌آبادی  (۲۱ فروردين ۱۳۸۶)

(تحليل فيلم «من سام هستم»)
... فيلم «من سام هستم» نشان می‌دهد که اگر سام از نظر هوش رشد نکرده، اما از بعد احساسات و بلوغ شخصيتی (احساس مسئوليت در مقابل ديگران، وظيفه‌شناسی‌، ابراز محبت، پشتکار حتا در کارهايی که ناتوان بوده و زير طوفان حملات ديگران راه درست را برگزيده و...) در حدی ورای ديگران رشد يافته و از اين منظر کامل است‌. دوربين هرگز به دادگاه نمی‌رود، تنها تصاوير بازی لوسی را نشان می‌دهد که در آن سام، مادرخوانده‌ی لوسی، وکيل، دوستان سام و هم‌بازی‌های لوسی حضور دارند و در کمال شادی بازی می‌کنند و اين تصاوير خود گواه همه‌چيزند.


جنگ قدرت
بهاران بنی‌احمدی  (۲۱ اسفند ۱۳۸۵)

(نگاهی به نمایش‌نامه‌ی «اولئانا» نوشته‌ی «دیوید ممت» و به بهانه‌ی اجرا در تئاتر شهر)
زمانی که اولئانا در سال ۱۹۹۲ نوشته شد، واکنش‌های مختلفی را برانگیخت. یکی از تبعیض جنسی در نمایش‌نامه حرف می‌زند و دیگری مسئله‌ی قدرت را پیش می‌کشد، اما گروهی هم که همیشه آتش‌شان تندتر از بقیه است ممت را متهم می‌کنند که متنی ضدفمینیستی نوشته است. فمینیست‌ها معتقدند محور داستان تمسخر زنان است. آن‌ها می‌گویند «ممت» به قانون مهم زنان در آمریکا نگاهی تمسخرآمیز دارد...


انقلاب ديجيتال در جشنواره‌ی فیلم فجر
حسين ذوقی  (۳ اسفند ۱۳۸۵)

... ديجيتال در سينما جريانی دموکراتيک ايجاد کرده است. نفی کنترل صاحبان قدرت در سينما شايد اولين اقدام دموکراتيک ديجيتال در سينما باشد. فناوری ديجيتال، جهان واسطه‌های ابزار سينما را حذف می‌کند. امکانات را تقريبن يکسان در اختيار کسانی می‌گذارد که می‌خواهند فيلم بسازند. در ادامه حتا انحصار را از دست کسانی درمی‌آورد که ترانزيت فيلم انجام می‌دهند....


بازآفرينی تحليلی فيلم «بدل»
كاوه‌ احمدی‌ علی‌آبادی  (۱۳ بهمن ۱۳۸۵)

(دنياهای واقعی و بدل‌ در «بدل‌»)
در «بدل‌»، انسانی پس‌ از سردرگمی‌های بسيار با «خودش‌» روبه‌‌رو می‌شود!؟ او در حقيقت‌ با چيستی خود مواجه‌ می‌شود. او در عصر کنونی همچون‌ بسياری، انسانی بی‌هويت‌ شده‌ که‌ تنها شبيه‌ همان‌ انسان‌هايی است‌ که‌ پيش‌ از اين‌ بوده‌اند. دنيايی را که‌ وی پيش‌ رويش‌ می‌بيند، در حقيقت‌ تنها رؤيايی است‌ که‌ قدرت‌های بزرگ‌ برای او و ديگران‌ تعريف‌ کرده‌اند. همان‌گونه‌ که خود می‌گويد: «من‌ خواب‌ بودم‌». پول‌، نيروهای پليس‌، رسانه‌ها، اتفاقات‌ و حتا مرگ‌ و زندگی ديگران‌ (در حقيقت‌ بدل‌ها) در اختيار آن‌هاست‌ که‌ از قدرت‌، ثروت‌ و تفکر برتر برخوردارند....


مروری بر مبانی موسیقی راک
مهران پورمندان  (۵ بهمن ۱۳۸۵)

روند موسیقی «راک» به یک‌بار صورت نگرفت بلکه در دهه‌ی 60 شکل اولیه‌ی آن پدید آمد و در دهه‌ی 70 شکل آن گسترده‌تر شد و در دهه‌ی 80 انواع مختلف خود را یافت. به هر حال جوامع اروپایی که از یک سو با پدیده‌ی انقلاب‌های رهایی‌بخش مواجه شده بودند و جامعه‌ی آمریکایی که با مسئله‌ی تبعیض نژادی و اعزام جوانان به جنگ دسته و پنجه نرم می‌کرد، همه نوعی دیگر از موسیقی را طلب می‌کردند که فراگیرتر و عام‌تر و همه‌پسند باشد؛ به همین دلیل موسیقی راک بر پایه‌ی اصل هر چه ساده‌تر بودن استوار شد...


بوتیقای شعر، یا هنر مردمی؟
روسیا روشن  (۱۴ دی ۱۳۸۵)

(روی میز محفل زیباشناسان! زیبایی‌شناسی، زیباشناسی، زیباپرستی، یا جمال‌خواهی؟)
... حدود ۲۱۰۰ سال بعد از کتاب زیباشناسی هنر شعر، یعنی «بوتیقای» ارسطو، اسکندر باوم گارتن، فیلسوف آلمانی در سال ۱۷۵۰، شاخه‌ی فلسفه‌ی زیباشناسی یعنی «استتیک» را رسمن در عصر جدید وارد فضای فرهنگی غرب کرد. مفهوم استتیک در زبان یونانی به معنی «درک با کمک حواس» است. امروزه علم استتیک یا زیباشناسی، بخشی از رشته‌ی فلسفه است که به: شرایط تشکیل آثار ادبی‌ـ‌هنری، ساختار آنان، رابطه‌ی میان هنر و واقعیت، شرایط و اشکال نقد و تأثیر زیبایی روی فرد و اجتماع، می‌پردازد...


از آرمان‌شهر تا ناکجاآباد
آتوسا سلطانزاده  (۱۲ دی ۱۳۸۵)

(سيری در پيشينه‌ی آرمان‌شهر و ريشه‌های آن در ادبيات و سياست...)
گرچه بیش از دو هزارسال است که از نظرات و پیشنهادهای اتوپیستی غرب انتقاد می‌شود، ولی فرهنگ‌شناسی دانشگاهی، انسان را موجودی ساختارـ‌و کمال‌گرا می‌نامد که از عهد حجر تا زمان سکونت در ستاره‌ها، همیشه در جست‌وجوی بهشتی زمینی و عملی بوده است و خواهد بود...


داستان کوتاه غرب ـ چند پرسش!
سارا ارمنی  (۵ دی ۱۳۸۵)

(آيا داستان کوتاه، رمانی است پنج دقیقه‌ای؟!)
آیا داستان کوتاه اروپا در قرن بیستم، همان داستان کوتاه (شورت استوری) آمریکا در قرن نوزدهم است؟ آیا سبک داستان‌نویسی همینگوی و فاکنر در قرن بیستم، توانسته جای استاد و نظریه‌پرداز داستان‌نویسی، مانند ادگار آلن پو در آمریکای قرن نوزدهم را بگیرد؟ چرا باید خواندن متن یک داستان کوتاه سه تا پنج دقیقه طول بکشد؟


نوع دیگر مبارزه‌ی فرهنگی
لاله امبلی  (۲۷ آذر ۱۳۸۵)

(سوررئالیسم ادبی و انتقاد استالینیستی)
سوررئالیسم به زبان لاتین و فرانسوی، «ورای واقع‌گرایی» یا «ماورای رئالیسم» تعریف شده که بین دو جنگ جهانی در اروپا، مخصوصن در فرانسه شکوفا گردید. نخستین بار نویسنده‌ای به نام «گيوم آپولینر» در سال ۱۹۱۷ اثری از خود را «درام سوررئالیستی» نامید، هرچند که در اوایل، در فضای ادبی آن زمان، سوررئالیست‌ها را گروهی جوان «ادا و اطواری» به‌شمار می‌آوردند. طبق نظر جامعه‌شناسان‌، سوررئالیسم از ادبیات گذشته مخصوصن از: عرفان دوره‌ی باروک، رمانتيسيسم آلمان، و خلسه، نشئگی و سرمستی در ادبیات شرق، تغذیه کرده است...


به نام زندگی
كاوه‌ احمدی‌ علی‌آبادی  (۱۷ آذر ۱۳۸۵)

(تحلیلی بر نمایش «آرامش از نوعی دیگر»)
جان براون خواستار اتاقی در بیمارستان برای استراحت و اقامت است، در حالی که او مریض نیست! خواهش عجیب براون، دکتر و پرستاران بیمارستان را به حیرت می‌اندازد. ایجاد خراش کوچکی روی انگشت، بهانه‌ای خوب برای اقامت در بیمارستان است؛ شاید پس از مدتی او خسته یا منصرف شود و به سراغ زندگی خود برود. اما انگار زندگی براون دقیقن همان‌جاست. او از بیمارستان خوشش آمده و انگار بهترین دوران زندگی‌اش را در مناسب‌ترین نقطه‌ی دنیا سپری می‌کند...


قدسی شدن جست‌‌وجو
صالح تسبيحی  (۲۳ آبان ۱۳۸۵)

(درباره‌ی «سید حسین نصر» و کتاب «در جست‌وجوی امر قدسی»)
این، پرش‌های فکری نامنظمی است که کتاب گفتگوی سید حسین نصر را بهانه کرده. و در واقع مجموعه دریافت‌های شخصی نگارنده است از مجموعه آثار نصر. دریافت‌هایی که طی سالیان و با مطالعه‌ی کتب دیگر او آمده و با گفتگویی که اخیرن منتشر شده رسیده به نتیجه.
... كتاب «در جست‌وجوی امر قدسی»، نصر اصلی را با فراز و فرودهای روان خودش (و نه فرازو فرود فكرش) نشان می‌دهد. از سویی، این برای شناخت او لازم نیست. جوهر وجود نویسنده است، روح متفكر است كه در قالب كلمات آمده و با شناختن فكری، متفكرش را هم می‌شناسی. از سوی دیگر اما، شناختن یک خط سیر فكری و تأملات آدم متفكر با دور و برش است كه فكرش را حاصل می‌شود...


تأملاتی در باب تآتر و بازیگری
علی‌اکبر علیزاد  (۱۹ آبان ۱۳۸۵)

چرا باید تآتر کار کنیم؟ می‌توان به این سؤال از منظری فلسفی پاسخ گفت. در این صورت پرسش فوق مربوط می‌شود به ماهیت خود تآتر و یا به آن اشاره می‌کند. این همان سؤالی است که ذهن برخی از بزرگ‌ترین نظریه‌پردازان تآتر مدرن را به خود مشغول کرده است. گروتفسکی، بروک، و باربا با این پرسش‌های به ظاهر ساده کار خود را آغاز کردند و هر کدام پاسخ‌های خاص خود را به آن دادند. اما در این‌جا (در شرایط کشور ما) این پرسش خالی از هر گونه ماهیت فلسفی است...


اودیسه‌ی انسان عقلایی
كاوه‌ احمدی‌ علی‌آبادی  (۱۵ آبان ۱۳۸۵)

(هبوط تا فروغ، دگرآفرینی فیلم «۲۰۰۱: یک اودیسه‌ی فضایی»)
میمون انسان‌نما در اودیسه‌ای فضایی به «انسانی کاوشگر و عقلایی» بدل می‌شود. ابزار او از استخوان به سفینه‌ی فضایی بدل شده است. چه چیزی این تکامل را پدید آورده است؟ قدرت!؟ چنان که نیچه در «چنین گفت زرتشت» معرفی می‌کند و فیلم «۲۰۰۱: یک اودیسه‌ی فضایی» برای همین موسیقی‌اش را از «چنین گفت زرتشت اشتراوس» وام گرفته است. اما جملگی به خطا رفته‌اند!...



پرشین کارتون
اندوه جنوبی
خانه به سيلاب