جهان انديشه
مقالستان جهان شعر جهان داستان
متون کهن
مقالستان
طنز
معرفی و نقد کتاب
انديشه
گفت‌وگو
معرفی نويسنده
شعر فارسی
شعر ترجمه
نقد شعر
داستان فارسی
داستان ترجمه
نقد داستان

پيشينه‌ی « انديشه » در خزه:

    ( 1  |  2  |  3  |  4  | تمام آثار)



اوديسه‌ی انسان در «اقيانوس هوشمند»
كاوه‌ احمدی‌ علی‌آبادی  (31 تیر 1386)

(بازآفرينی فيلم سولاريس)
... پيام‌های نامفهومی از ايستگاه سولاريس در فضا به زمين مخابره می‌شود و زمينی‌ها از جمله کلوين را برمی‌انگيزد تا با توجه به سويش، راه آسمان را در پيش گيرند. يافتن موجوداتی عجيب و غريب و مهم‌تر از آن، کشف جهان‌هايی تازه شايد بتواند پاسخی به سردرگمی انسان در اين فضای لايتناهی بدهد! پس ‌انسان‌ها ايستگاهی به نام سولاريس را در فضا تأسيس می‌کنند تا آزمايشات و تحقيقاتی را صورت دهند که شايد به آن کشف و راه‌حلی رهنمون شود...


دراماتیزه شدن موسیقی ایرانی
مهران پورمندان  (22 خرداد 1386)

(سیری در روند موسيقی دراماتيک ايران)
... یکی از اشکال ثابت و پایدار حضور موسیقی در جامعه‌ی ایران، تلفیق آن با اشکال مختلف نمایشی بوده است. دراماتیزه شدن موسیقی در ساده‌ترین شکل آن با نقالی همچون حمله‌خوانی آغاز شد؛ کلام آهنگینی که به شرح وقایع حماسی یا مذهبی می‌پرداخت و با اشکال مختلف نقالی همچون حمله‌خوانی، روضه‌خوانی، پرده‌داری و صورت‌خوانی در دوران‌های متفاوت به حیات خود ادامه داد. پراکنده شدن چند هزار خنیاگر و مطرب هندی در زمان بهرام گور (۴۲۱ تا ۴۳۸ میلادی) در مناطق مختلف ایران به رواج اشکال تلفیقی موسیقی‌ـ‌نمایش، در قالب‌ بازیگری، خوانندگی و نوازندگی انجامید...


... با اين همه‌، من «يک پدر حقيقی» هستم‌
كاوه‌ احمدی‌ علی‌آبادی  (21 فروردین 1386)

(تحليل فيلم «من سام هستم»)
... فيلم «من سام هستم» نشان می‌دهد که اگر سام از نظر هوش رشد نکرده، اما از بعد احساسات و بلوغ شخصيتی (احساس مسئوليت در مقابل ديگران، وظيفه‌شناسی‌، ابراز محبت، پشتکار حتا در کارهايی که ناتوان بوده و زير طوفان حملات ديگران راه درست را برگزيده و...) در حدی ورای ديگران رشد يافته و از اين منظر کامل است‌. دوربين هرگز به دادگاه نمی‌رود، تنها تصاوير بازی لوسی را نشان می‌دهد که در آن سام، مادرخوانده‌ی لوسی، وکيل، دوستان سام و هم‌بازی‌های لوسی حضور دارند و در کمال شادی بازی می‌کنند و اين تصاوير خود گواه همه‌چيزند.


جنگ قدرت
بهاران بنی‌احمدی  (21 اسفند 1385)

(نگاهی به نمایش‌نامه‌ی «اولئانا» نوشته‌ی «دیوید ممت» و به بهانه‌ی اجرا در تئاتر شهر)
زمانی که اولئانا در سال ۱۹۹۲ نوشته شد، واکنش‌های مختلفی را برانگیخت. یکی از تبعیض جنسی در نمایش‌نامه حرف می‌زند و دیگری مسئله‌ی قدرت را پیش می‌کشد، اما گروهی هم که همیشه آتش‌شان تندتر از بقیه است ممت را متهم می‌کنند که متنی ضدفمینیستی نوشته است. فمینیست‌ها معتقدند محور داستان تمسخر زنان است. آن‌ها می‌گویند «ممت» به قانون مهم زنان در آمریکا نگاهی تمسخرآمیز دارد...


انقلاب ديجيتال در جشنواره‌ی فیلم فجر
حسين ذوقی  (3 اسفند 1385)

... ديجيتال در سينما جريانی دموکراتيک ايجاد کرده است. نفی کنترل صاحبان قدرت در سينما شايد اولين اقدام دموکراتيک ديجيتال در سينما باشد. فناوری ديجيتال، جهان واسطه‌های ابزار سينما را حذف می‌کند. امکانات را تقريبن يکسان در اختيار کسانی می‌گذارد که می‌خواهند فيلم بسازند. در ادامه حتا انحصار را از دست کسانی درمی‌آورد که ترانزيت فيلم انجام می‌دهند....


بازآفرينی تحليلی فيلم «بدل»
كاوه‌ احمدی‌ علی‌آبادی  (13 بهمن 1385)

(دنياهای واقعی و بدل‌ در «بدل‌»)
در «بدل‌»، انسانی پس‌ از سردرگمی‌های بسيار با «خودش‌» روبه‌‌رو می‌شود!؟ او در حقيقت‌ با چيستی خود مواجه‌ می‌شود. او در عصر کنونی همچون‌ بسياری، انسانی بی‌هويت‌ شده‌ که‌ تنها شبيه‌ همان‌ انسان‌هايی است‌ که‌ پيش‌ از اين‌ بوده‌اند. دنيايی را که‌ وی پيش‌ رويش‌ می‌بيند، در حقيقت‌ تنها رؤيايی است‌ که‌ قدرت‌های بزرگ‌ برای او و ديگران‌ تعريف‌ کرده‌اند. همان‌گونه‌ که خود می‌گويد: «من‌ خواب‌ بودم‌». پول‌، نيروهای پليس‌، رسانه‌ها، اتفاقات‌ و حتا مرگ‌ و زندگی ديگران‌ (در حقيقت‌ بدل‌ها) در اختيار آن‌هاست‌ که‌ از قدرت‌، ثروت‌ و تفکر برتر برخوردارند....


مروری بر مبانی موسیقی راک
مهران پورمندان  (5 بهمن 1385)

روند موسیقی «راک» به یک‌بار صورت نگرفت بلکه در دهه‌ی 60 شکل اولیه‌ی آن پدید آمد و در دهه‌ی 70 شکل آن گسترده‌تر شد و در دهه‌ی 80 انواع مختلف خود را یافت. به هر حال جوامع اروپایی که از یک سو با پدیده‌ی انقلاب‌های رهایی‌بخش مواجه شده بودند و جامعه‌ی آمریکایی که با مسئله‌ی تبعیض نژادی و اعزام جوانان به جنگ دسته و پنجه نرم می‌کرد، همه نوعی دیگر از موسیقی را طلب می‌کردند که فراگیرتر و عام‌تر و همه‌پسند باشد؛ به همین دلیل موسیقی راک بر پایه‌ی اصل هر چه ساده‌تر بودن استوار شد...


بوتیقای شعر، یا هنر مردمی؟
روسیا روشن  (14 دی 1385)

(روی میز محفل زیباشناسان! زیبایی‌شناسی، زیباشناسی، زیباپرستی، یا جمال‌خواهی؟)
... حدود ۲۱۰۰ سال بعد از کتاب زیباشناسی هنر شعر، یعنی «بوتیقای» ارسطو، اسکندر باوم گارتن، فیلسوف آلمانی در سال ۱۷۵۰، شاخه‌ی فلسفه‌ی زیباشناسی یعنی «استتیک» را رسمن در عصر جدید وارد فضای فرهنگی غرب کرد. مفهوم استتیک در زبان یونانی به معنی «درک با کمک حواس» است. امروزه علم استتیک یا زیباشناسی، بخشی از رشته‌ی فلسفه است که به: شرایط تشکیل آثار ادبی‌ـ‌هنری، ساختار آنان، رابطه‌ی میان هنر و واقعیت، شرایط و اشکال نقد و تأثیر زیبایی روی فرد و اجتماع، می‌پردازد...


از آرمان‌شهر تا ناکجاآباد
آتوسا سلطانزاده  (12 دی 1385)

(سيری در پيشينه‌ی آرمان‌شهر و ريشه‌های آن در ادبيات و سياست...)
گرچه بیش از دو هزارسال است که از نظرات و پیشنهادهای اتوپیستی غرب انتقاد می‌شود، ولی فرهنگ‌شناسی دانشگاهی، انسان را موجودی ساختارـ‌و کمال‌گرا می‌نامد که از عهد حجر تا زمان سکونت در ستاره‌ها، همیشه در جست‌وجوی بهشتی زمینی و عملی بوده است و خواهد بود...


داستان کوتاه غرب ـ چند پرسش!
سارا ارمنی  (5 دی 1385)

(آيا داستان کوتاه، رمانی است پنج دقیقه‌ای؟!)
آیا داستان کوتاه اروپا در قرن بیستم، همان داستان کوتاه (شورت استوری) آمریکا در قرن نوزدهم است؟ آیا سبک داستان‌نویسی همینگوی و فاکنر در قرن بیستم، توانسته جای استاد و نظریه‌پرداز داستان‌نویسی، مانند ادگار آلن پو در آمریکای قرن نوزدهم را بگیرد؟ چرا باید خواندن متن یک داستان کوتاه سه تا پنج دقیقه طول بکشد؟


نوع دیگر مبارزه‌ی فرهنگی
لاله امبلی  (27 آذر 1385)

(سوررئالیسم ادبی و انتقاد استالینیستی)
سوررئالیسم به زبان لاتین و فرانسوی، «ورای واقع‌گرایی» یا «ماورای رئالیسم» تعریف شده که بین دو جنگ جهانی در اروپا، مخصوصن در فرانسه شکوفا گردید. نخستین بار نویسنده‌ای به نام «گيوم آپولینر» در سال ۱۹۱۷ اثری از خود را «درام سوررئالیستی» نامید، هرچند که در اوایل، در فضای ادبی آن زمان، سوررئالیست‌ها را گروهی جوان «ادا و اطواری» به‌شمار می‌آوردند. طبق نظر جامعه‌شناسان‌، سوررئالیسم از ادبیات گذشته مخصوصن از: عرفان دوره‌ی باروک، رمانتيسيسم آلمان، و خلسه، نشئگی و سرمستی در ادبیات شرق، تغذیه کرده است...


به نام زندگی
كاوه‌ احمدی‌ علی‌آبادی  (17 آذر 1385)

(تحلیلی بر نمایش «آرامش از نوعی دیگر»)
جان براون خواستار اتاقی در بیمارستان برای استراحت و اقامت است، در حالی که او مریض نیست! خواهش عجیب براون، دکتر و پرستاران بیمارستان را به حیرت می‌اندازد. ایجاد خراش کوچکی روی انگشت، بهانه‌ای خوب برای اقامت در بیمارستان است؛ شاید پس از مدتی او خسته یا منصرف شود و به سراغ زندگی خود برود. اما انگار زندگی براون دقیقن همان‌جاست. او از بیمارستان خوشش آمده و انگار بهترین دوران زندگی‌اش را در مناسب‌ترین نقطه‌ی دنیا سپری می‌کند...


قدسی شدن جست‌‌وجو
صالح تسبيحی  (23 آبان 1385)

(درباره‌ی «سید حسین نصر» و کتاب «در جست‌وجوی امر قدسی»)
این، پرش‌های فکری نامنظمی است که کتاب گفتگوی سید حسین نصر را بهانه کرده. و در واقع مجموعه دریافت‌های شخصی نگارنده است از مجموعه آثار نصر. دریافت‌هایی که طی سالیان و با مطالعه‌ی کتب دیگر او آمده و با گفتگویی که اخیرن منتشر شده رسیده به نتیجه.
... كتاب «در جست‌وجوی امر قدسی»، نصر اصلی را با فراز و فرودهای روان خودش (و نه فرازو فرود فكرش) نشان می‌دهد. از سویی، این برای شناخت او لازم نیست. جوهر وجود نویسنده است، روح متفكر است كه در قالب كلمات آمده و با شناختن فكری، متفكرش را هم می‌شناسی. از سوی دیگر اما، شناختن یک خط سیر فكری و تأملات آدم متفكر با دور و برش است كه فكرش را حاصل می‌شود...


تأملاتی در باب تآتر و بازیگری
علی‌اکبر علیزاد  (19 آبان 1385)

چرا باید تآتر کار کنیم؟ می‌توان به این سؤال از منظری فلسفی پاسخ گفت. در این صورت پرسش فوق مربوط می‌شود به ماهیت خود تآتر و یا به آن اشاره می‌کند. این همان سؤالی است که ذهن برخی از بزرگ‌ترین نظریه‌پردازان تآتر مدرن را به خود مشغول کرده است. گروتفسکی، بروک، و باربا با این پرسش‌های به ظاهر ساده کار خود را آغاز کردند و هر کدام پاسخ‌های خاص خود را به آن دادند. اما در این‌جا (در شرایط کشور ما) این پرسش خالی از هر گونه ماهیت فلسفی است...


اودیسه‌ی انسان عقلایی
كاوه‌ احمدی‌ علی‌آبادی  (15 آبان 1385)

(هبوط تا فروغ، دگرآفرینی فیلم «۲۰۰۱: یک اودیسه‌ی فضایی»)
میمون انسان‌نما در اودیسه‌ای فضایی به «انسانی کاوشگر و عقلایی» بدل می‌شود. ابزار او از استخوان به سفینه‌ی فضایی بدل شده است. چه چیزی این تکامل را پدید آورده است؟ قدرت!؟ چنان که نیچه در «چنین گفت زرتشت» معرفی می‌کند و فیلم «۲۰۰۱: یک اودیسه‌ی فضایی» برای همین موسیقی‌اش را از «چنین گفت زرتشت اشتراوس» وام گرفته است. اما جملگی به خطا رفته‌اند!...


وکيل‌مدافع شيطان: پاسخی از شيطان!؟
كاوه‌ احمدی‌ علی‌آبادی  (30 خرداد 1385)

(دگرآفرینی فیلم وکيل‌مدافع شيطان)
اين کيست که در درون، می‌انديشد...؟! اگر آن تنها منم، پس به چه سبب او متفاوت حرف می‌زند، متناقض فکر کرده و رفتار می‌کند و مهم‌تر از همه شک می‌کند؟ اگر او تنها يکی‌ست، پس به چه جهت گاه بازخواست کرده و گاه چشم‌پوشی می‌کند، زمانی اعتراف کرده و زمانی انکار می‌کند و لحظه‌ای مصمم رفتار کرده و لحظه‌ای ديگر وسوسه می‌شود؟! او خداست يا شيطان؟ اين روح معنايی‌ست که در «وکيل‌مدافع شيطان» مدام قل زده و می‌جوشد.حقايقی که با بستن ديدگان بر روی‌شان نمی‌توان ناديده‌شان گرفت يا تحت تأثير آن‌ها نبود: در هر لذتی، هر کاميابی، هر خواستن و توانستنی در زندگی، همواره ردپای شيطان هست، همان‌گونه که حضور خداوند مستتر است! بشر فرزند شيطان نيز هست، همان‌سان که روح خدايی نيز در اوست....


از مسير سبز تا مسير پايانی
كاوه‌ احمدی‌ علی‌آبادی  (17 اردیبهشت 1385)

(تجزیه و تحلیلی بر فیلم مسیر سبز)
مسير سبز با پاره‌هايی از يک فاجعه آغاز می‌شود!! جست‌وجو برای يافتن فرزندانی که دزديده شده و کشته شده‌اند! مسير سبز همان دنيايی‌ست که گذرگاه همگی ماست و مسير پايانی، استعاره‌ای از مرگی‌ست که برای همه اجتناب‌ناپذير خواهد بود... مسير سبز در جست‌وجوی احساسی با نگاهی صميمی‌ست تا تجربه‌ای فراواقعی، اما حقيقی را تحقق بخشد که در دنيای ما ادراک نمی‌شود، ولی احساس، تجربه و معنا می‌شود، طوری که مشکل بتوان جلوی اشک‌های ديدگان را در طی «مسير سبز» تا «مسير پايانی» گرفت.


ماتریکس از فراسوی ماتریکس، بخش دوم
كاوه‌ احمدی‌ علی‌آبادی  (19 بهمن 1384)

بازآفرینی فیلم ماتریکس، بخش دوم


ماتریکس از فراسوی ماتریکس، بخش اول
كاوه‌ احمدی‌ علی‌آبادی  (19 بهمن 1384)

(بازآفرینی فیلم ماتریکس)
اثری که می‌خوانید تحلیل و بازآفرینی فیلمی «یگانه» با نام «ماتریکس» است. از منظر نگارنده ماتریکس نه سه‌گانه است و نه نسخه‌های مکمل دارد، بلکه فیلم‌های بعدی که با عنوان‌های ماتریکس ۲ و ۳ ساخته شدند، یک کپی تقلیل‌یافته و ضعیف از نسخه‌ی یگانه‌ی ماتریکس بودند و به هیچ‌وجه تکمیل‌کننده‌ی مضامین مطرح‌شده در ماتریکس به شمار نمی‌رفتند و تنها به سبب «استقبال بی‌نظیر» از آن تولید شدند. نگارنده بر این باورست که پس از گذشت سالیان متمادی خواهد بود که سینما از ماتریکس به عنوان نقطه‌ی عطفی یاد خواهد کرد که سینما را به دو دوره‌ی پیش و پس از آن تقسیم می‌کند...


مانيفستی برای زندگی
كاوه‌ احمدی‌ علی‌آبادی  (13 دی 1384)

(بازآفرینی تحلیلی از «فارست گامپ»)
... «انگيزه، موفقيت، اتفاق، رضايتمندی شخصی و رضايت ديگری، هيچ‌يک به تنهايی نمی‌تواند توصيف‌کننده‌ی فارست گامپ باشد، بلکه آن‌ها جملگی فصل مشترکی را می‌سازند که بر طبق آن‌ها تنها می‌توان گفت: «فارست گامپ مانيفستی است برای زندگی مردم عادی». مردمی که در جريان زندگی عادی بارها با آن‌ها برخورد داريم و سعی فارست گامپ نيز پرداختن به نمونه‌هايی از همان‌هاست، نه نخبگان، شايستگان و افرادی با ويژگی‌های استثنايی و منحصر به فرد، بلکه اشخاصی معمولی که اهميت‌شان در همان کارها و تجربه‌های ملموس زندگی نهفته است...



زیر چتر شیطان
صورتک‌های تسلیم
پاره‌های ممنوع
خانه به سيلاب