مقالستان
جهان انديشه جهان شعر جهان داستان
مقالستان

پيشينه‌ی « مقالستان » در خزه:

    ( 1  |  2  | تمام آثار)



قعر تاریخ
اصحاب خزه  (۲۸ اسفند ۱۳۸۶)

گزارش تصویری خزه از گورستان تاریخی گوهرتپه
در نزدیکی شهر ساری دو غار باستانی وجود دارد که حوالی آن‌ها، چون دیگر تپه‌های باستانی (مانند مارلیک)، از اشیای تاریخی و یادگارهایی از دوران کهن پر است. بقایای شهری بسیار کهن، به جای مانده از اواخر دوران مفرغ و عصر آهن، از ژرفای تاریخ، قدمتی که به بیش از ۳۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح می‌رسد...


گزارش تصویری کنسرت راجر واترز در دبی
صالح تسبيحی  (۷ اسفند ۱۳۸۵)

این یادداشت‌ها و عکس، تقسیم یک حال و هواست. برای آن‌ها که هنوز در قرن بیستم گرفتارند. آن‌ها که جنگ و صدای آژیر یادشان هست. و برای آن‌ها که هراس هبوط دارند. برای آن‌هايی یادداشت تصویری را آماده کرده‌ام که به دنبال سخره‌ی یقین‌اند در اقیانوس شک. راجر واترز یک موسیقی‌دان نیست. گمانم او، یک آدم متفکر باشد، یک هنرمند تمام‌عیار باشد که از واسطه‌های هنری مختلف بهره گرفته تا حرف بزند. حرف‌هایی که هیچ‌وقت کهنه نمی‌شوند. چون تاریخ پر است از جنگ برای صلح...
کنسرت امسال در دبی، که چند شب پیش برگزار شد، نشان داد که او و آن موسیقی هنوز چقدر زنده است و جان دارد...


شما به حساب طنز بگذارید!
دانيال بويايی  (۲۰ بهمن ۱۳۸۵)

(اندر آغاز جشنواره (ببخشید: بیست و پنجمین فستیوال جهانی فیلم فجر) در سینمای رسانه‌ها)
... دیدم غلغله‌ای است که به وصف نیاید، حتا اگر نویسنده‌ای قلم‌ها ساید. بیرون سینما، الی ماشاالله، از شیر مرغ تا لباس سیمرغ، فت و فراوان، با خود گفتم: گلی بر گوشه‌ی جمال خندان شهردار که لابد جهت خبرنگاران کم‌درآمد، بازار روزی ـ نه، جمعه‌بازاری تدارک دیده تا خبرنگاران البسه‌ی زیر خود و جوراب سالیانه و رب گوجه‌ی شش‌ماهه و تن و کنسروهای هرروزه‌اش را ارزان بخرد «تا نگویند اسیران کمند تو کم‌اند!»...


به ياد دوست
محمد ايوبی  (۳ آذر ۱۳۸۴)

يادداشت کوتاهی به ياد زنده‌ياد «منوچهر آتشی»


ديناميت ادبی نوبل و ما فراموش‌شدگان
نصرت شاد  (۲۷ مهر ۱۳۸۴)

(نگاهی به تاريخ جايزه‌ی ادبی نوبل)
... جايزه‌ی نوبل در ميان هزاران جايزه‌ی ملی و بين‌المللی ادبيات در جهان، امروزه مهم‌ترين آن‌ها است، ولی بر اثر معيارهای گاهی غلط کميته‌ی نوبل، درآغاز و يا محاسبات سياسی و يا ناسيوناليستی، تنی چند از مهم‌ترين نويسندگان جهانی تاريخ، از دريافت آن محروم مانده‌اند...


داستان و شعر معاصر، تا کی غريب و مهجور می‌ماند؟
دانيال بويايی  (۵ اردی‌بهشت ۱۳۸۴)

واقعاً مشکل ناشناخته ماندن داستان و شعر معاصر ما در دنيا، در کجاست؟ با کدام شخصيت بايد گلايه‌هامان را درميان بگذاريم؟ می‌گويند اين خاصيت يا روشن‌تر بگوئيم، تنگنای غريب‌ماندن ادب فارسی، به خاطر خط و زبان ماست....


بی تو مهتاب‌شبی باز از آن کوچه گذشتم
محمد ايوبی  (۵ اردی‌بهشت ۱۳۸۴)

خيال می‌کنم، راهی جز اين برای من و شايد شما نمانده، اگر شما هم مثل من، حالا، روزی همين ديروز مثلاً، بيدار شده باشيد و سوت‌زنان، سوت زنان؟ می‌توانيد سوت بزنيد؟ دندان‌های مصنوعی شما مانع سوت‌زدنتان نمی‌شود؟...


درسی که اسکار به کن آموخت
كاوه‌ احمدی‌ علی‌آبادی  (۵ اردی‌بهشت ۱۳۸۴)

(ديالوگ خاموش هاليوود با کن)
سال گذشته جشنواره‌ی کن با انتخاب سياسی فيلم «فارنهايت 11/9» از مايکل مور ـ به عنوان بهترين فيلم، نشان داد که از اهداف بانيانش فاصله گرفته است...


جشنواره ۲۳ فيلم فجر
دانيال بويايی  (۴ فروردين ۱۳۸۴)

سينمای ايران واقعاً، بعد از اين همه کش و قوس‌ها! اين همه حرف و حديث و بايد و نبايدها، به کجا می‌رود؟ تا کی بايد ميان فيلم‌های گيشه‌پسند و فيلم‌سازان شيفته‌ی جشنواره‌های اين گوشه و آن گوشه‌ی جهان سرگردان باشيم؟...


که به گردت می‌رسد نويسنده؟
محمد ايوبی  (۵ دی ۱۳۸۳)

... در تمام داستان‌های چاپ‌شده‌اش که از نظر کميت، زياد نيستند اما از نظر کيفيت، هرکدام‌شان، کافی است تا او را در رده‌ی نويسندگان بزرگ بنشاند. هر داستان بهرام صادقی گوهری است که شرف و آبروی ادبيات داستانی ما را تضمين کرده است...


مرگ نقاش در پاييز
دانيال بويايی  (۵ آذر ۱۳۸۳)

هوشنگ پزشک‌نيا، نقاش...
... اگر سراغ هوشنگ پزشک‌نيا رفته‌ايم، به دليل رنج‌های نقاش است و اين نکته که در آذرماه فوت کرده است. زمانی که اين شماره خزه درمی‌آيد...


يادداشت‌هايي براي فيلم مثلاً چهره‌اي به نام «دزفول»
مهدی اخوان ثالث  (۱۸ مهر ۱۳۸۳)

اين نوشته‌اي است چاپ نشده از شاعر بزرگ معاصر مهدي اخوان ثالث. نوشته، يادداشت‌هايي است كه م. اميد براي فيلمي مستند نوشته است. به دليل طولاني بودن يادداشت آن‌ها را در چند شماره‌ي پياپي مي‌آوريم. مرحوم اخون ثالث (م. اميد) در شروع يادداشت‌ها آورده است: يادداشت‌هايي براي فيلم مثلا‌ً چهره‌اي به نام «دزفول».
بخش آخر


يادداشت‌هايي براي فيلم مثلاً چهره‌اي به نام «دزفول»
مهدی اخوان ثالث  (۷ شهريور ۱۳۸۳)

اين نوشته‌اي است چاپ نشده از شاعر بزرگ معاصر مهدي اخوان ثالث. نوشته، يادداشت‌هايي است كه م. اميد براي فيلمي مستند نوشته است. به دليل طولاني بودن يادداشت آن‌ها را در چند شماره‌ي پياپي مي‌آوريم. مرحوم اخون ثالث (م. اميد) در شروع يادداشت‌ها آورده است: يادداشت‌هايي براي فيلم مثلا‌ً چهره‌اي به نام «دزفول».
بخش دوم


يادداشت‌هايي براي فيلم مثلاً چهره‌اي به نام «دزفول»
مهدی اخوان ثالث  (۱۷ خرداد ۱۳۸۳)

اين نوشته‌اي است چاپ نشده از شاعر بزرگ معاصر مهدي اخوان ثالث. نوشته، يادداشت‌هايي است كه م. اميد براي فيلمي مستند نوشته است. به دليل طولاني بودن يادداشت آن‌ها را در چند شماره‌ي پياپي مي‌آوريم. مرحوم اخون ثالث (م. اميد) در شروع يادداشت‌ها آورده است: يادداشت‌هايي براي فيلم مثلا‌ً چهره‌اي به نام «دزفول».


يک اشاره‌ی سردستي
محمد ايوبی  (۶ فروردين ۱۳۸۳)

در شماره 10 و 11 نشريه‌ي خوب شوكران مطلب كوتاهي آمده از اسدالله امرايي، كه در اين نوشته نگاهي داشته به ترجمه‌ي شعرهاي مهدي اخوان ثالث، م.اميد بزرگ.
دراين نوشته‌ي كوتاه و بسيار موجز ايرادهايي به كار مترجم گرفته و تنها ــ اگر اشتباه نكنم ــ در يک مورد نظر خودش را در گزينش واژگان انگليسي آورده است كه...


دغدغه های نوشتن داستان نويس
محمد ايوبی  (۶ فروردين ۱۳۸۳)

... اين جلوه هاي تازه است كه داستان پست مدرن غرب و اروپا را ماندگار مي كند، اما پست مدرن نويسنده ي جوان ما را هيبتي هراسناک مي بخشد كه دراوج هراسناكي، خنده هم مي آورد، خنده اي كه جز تمسخر بن مايه اي ندارد و خنده اي نيست حتا، كه كودكان غرب و اروپا به دلقک ها نثار مي كنند...


و اينک ستاره اي ديگر و نيز دوباره و چندباره و...
اصحاب خزه  (۵ بهمن ۱۳۸۲)

ياد و يادگاري از نصيب نصيبي براي ثبت در جريده ي ايام براي خواندن فيلمسازان و منتقدان جوان تر،‌ تا...
از مهمترين كارهاي نصيب، كمک مستمر در راه اندازي سينماي آزاد پيش از انقلاب...


واقعاً در ايران هم سينما سينماست؟
دانيال بويايی  (۵ بهمن ۱۳۸۲)

براي بيست و دومين جشنواره بين المللي فيلم فجر
به راستي سينماي ما، همين است كه در جشنواره ي فجر ديده ايم؟ اگر چنين باشد كه «نه بر مرده، بر زنده بايد گريست»...


طاعون هايي خاص خودمان
محمد ايوبی  (۵ بهمن ۱۳۸۲)

(نقد كتاب و اوضاع نشر)
حيرتا كه چاپ و نشر كتاب هاي داستاني و شعر، دارد به بن بستي مي انجامد كه ما ـ همه ـ با كوته نظري و تنبلي هاي روحي رواني، باعث آن شده ايم. هرچند حكايت ما، حكايت آن يک نفر شتر!! است كه چون پرسيدند: چرا خلاف ديگر موجودات،‌ پيشابت از پس است؟» به سبک و سياق هايدگر و ميشل فوكو...


تداعي
صالح تسبيحی  (۵ آبان ۱۳۸۲)

(براي كاغذهايي كه «همه جا» هستند)
در دل زرد تابستان، وسط روز، كنار پياده‌رو را كه بگيري و بروي دستاني به سويت دراز مي‌شوند كه تكدي نمي‌كنند، كاغذ مي‌دهند...



پرشین کارتون
اندوه جنوبی
خانه به سيلاب