جهان شعر
مقالستان جهان انديشه جهان داستان
متون کهن
مقالستان
طنز
معرفی و نقد کتاب
انديشه
گفت‌وگو
معرفی نويسنده
شعر فارسی
شعر ترجمه
نقد شعر
داستان فارسی
داستان ترجمه
نقد داستان

پيشينه‌ی « شعر فارسی » در خزه:

    ( 1  |  2  |  3  |  4  |  5  |  6  |  7  |  8  |  9  |  10  |  11  |  12  | تمام آثار)



سه شعر از آرش سالار
آرش سالار  (۱۲ خرداد ۱۳۸۸)

(بر بخار خواب‌های دره، به گسست زمین از مدار آفتاب، گورستان)
بر بخار خواب‌های دره/ رازهای تک پنجره‌های محو/ به پرواز در می‌آیند./ بیگانه نشسته بر کنده‌ای عقیم/ در اندیشه‌ی رسالت هسته‌ای/ چون قاصدک‌های نخ‌نما در زمین علف و نمک/ و فکر جوانه زدن ستارگان قوت می‌گیرد/ دانه دانه/ پخت شراب‌های نهفته در روح من/ بر کرشمه پرنده سکوت/ بر شاخه‌های سرخ/ که زن پشت دار را دفن می‌کرد...


چند شعر از نورالله وثوق
نورالله وثوق  (۶ خرداد ۱۳۸۸)

(شعر معاصر افغانستان؛ شعرهای همزاد، بحران فریاد، شاعر هتاک، صدای هوشمند، سیلی جانانه، اصل و بدل، ویروس جهالت)
به جز آتش کسی همزاد ما نیست/ وگر باشد گمانم یاد ما نیست/ الا بشقاب‌های ماهواره/ نصیب‌تان به جز فریاد ما نیست


شعری از علی ساروی
علی ساروی  (۳۱ اردی‌بهشت ۱۳۸۸)

روز در برداشت خارجی/ در نگاه کم‌حرف پرستاران/ دفن می‌شود/ برف/ بیرون پنجره/ میان کوچ پرستوهاست/ در باد/ تکه/ تکه می‌شوم/ روز را با روزنامه‌ی شب در بیمارستان/ مرور می‌کنم...


جابه‌جایی نیمرخ‌های کالبد و تاریک‌روشنایی
شاپور احمدی  (۱۵ فروردين ۱۳۸۸)

شبانه بر لب رود می‌گریم/ شانه بر رود می‌مالم./ حتا اگر در خانه‌ای کم‌رنگ آن‌جا که خورشید/ بر آخرین سنگ‌فرش‌های زمین تباه می‌شود/ تازه آفرینش ِ خالی کبود بر صورتی تکیده بیاغازد/ سر در میان آرنج‌هایی کبود می‌گذارم و می‌زارم./ من خاموشی را دوست دارم:/ خاموشی زمین/ هنگامی که ماه بر آن می‌سرد/ و خانه‌های کاهگلی آتیش می‌گیرند/ و در نیمرخی تکیده و سنگی/ با رگه‌های طلا و سبزه/ چشم‌ها فرو می‌روند...


میدان
احمد زاهدی  (۱۸ اسفند ۱۳۸۷)

تو می‌دانی/ اسب با پرش از مانع رد نمی‌شود/ تحقیر می‌شود/ و تماشاگرانِ مست/ هر بار/ برای سواری دست می‌زنند/ که شلاق را محکم‌تر فرو ‌آورد...


اکنون نوبت من است
شاپور احمدی  (۹ اسفند ۱۳۸۷)

اکنون نوبت من است./ وقتی جمجمه‌ام زبانه می‌کشید، بی‌هول/ رودخانه‌ی سیاه را غربال می‌کردم./ شامگاهان / بر سکوی بنفش سکوت / نعل کژدیس/ داغی نقره می‌نهد./ کژدم چروک/ سایه‌ی پیشانی‌ام را/ سوزاند./ تا سر صبح/ خیلی مانده است...


دو غزل از نورالله وثوق
نورالله وثوق  (۶ اسفند ۱۳۸۷)

(شعر معاصر افغانستان)
ناباوران فلسفه‌ی شیک ابرها/ ماییم و باز پوشش آنتیک ابرها/ خورشید را به چنگ اسارت سپرده‌اند/ باید که رفت از پی تبریک ابرها/ در هرچه دیده لنز سیاهی نشانده‌اند/ صد آفرین به این همه تکنیک ابرها/ پا را به پای سایه‌ی همسایه سوده‌اند/ یاران انتحاری تحریک ابرها...


دو شعر از علی صالحی بافقی
علی صالحی بافقی  (۲۴ بهمن ۱۳۸۷)

(کلمات همیشه کم می‌آورند، حواسِ شش‌گانه)
می‌گویند بازگشته‌ای/ بی آن‌که دیده‌اَت باشند/ من اما/ در برقِ خونِ چشم‌هاشان دیده‌ام‌اَت/ می‌گویند بازگشته‌ای/ بی آن‌که شنیده‌اَت باشند/ من اما شنیده‌ام‌اَت/ میانِ نجواترسِ کلماتِ روشن‌شان/ می‌گویند بازگشته‌ای/ بی آن‌که لمس‌اَت کرده باشند/ من اما لمس‌اَت کرده‌ام/ در هُرم ِ خالیِ سردِ تَـن‌پیرهن‌های پُر وصله‌پینه‌شان...


چهار شعر از نورالله وثوق
نورالله وثوق  (۱۴ بهمن ۱۳۸۷)

(شعر معاصر افغانستان)
تمام صورتش خمپاره‌ای بود/ دلش تا ناکجا آواره‌ای بود/ به خون آغشته دیدم کودکش را/ اگر چه روی او مهواره‌ای بود


y = 1/2 g t ²
علی صالحی بافقی  (۴ بهمن ۱۳۸۷)

(شعری از علی صالحی بافقی)
شباهتِ ما در تفاوتِ پریدنـِــمان بود...


دايره
سمیرا برادری  (۱۹ دی ۱۳۸۷)

ميان بوسه‌ای آرام و/ خدايی دور/ ممنوعه و/ شيرين/ دايره شديم و/ ماهی مرد/ دريغ از چشم/ سرانجام/ شيشه می‌شوی/ بر رگ‌هايم


شاید ترسِ تو آنقدرها هم بی‌جا نبود
مینا حسنی  (۱۳ دی ۱۳۸۷)

از زنی/ که موهایش را در رودخانه شانه/ و صورتش را با سیلی باران سرخ.../ همین کفش‌های کهنه مانده وُ/ قابِ عکسی لال/ و بادبادکی که گوش‌واره‌هایش را/ باد.../ من مانده‌ام/ با این ساعت تکراری/ که تیک تاک دور حلقم پیچیده است/ و به یادم می‌آورد/ تو را/ که از من حلق‌آویز...


دو شعر از شبنم آذر
شبنم آذر  (۲ دی ۱۳۸۷)

(بلیط تک‌سفره، می‌دانست می‌دانست)
چشم عادت می‌کند/ به تاریکی/ به نور/ مسافران گرامی/ لطفاً/ برای رسیدن به میدان آزادی/ در ایستگاه «ملت» پیاده شوید/ «دروازه دولت» تعطیل است


ایست‌گاه
آرش نصرت‌اللهی  (۲۷ آذر ۱۳۸۷)

نامم آب است/ از ناودان آمده‌ام/ و خانه‌ام گودی کوچکی است در ایست‌گاه/ صبح‌گاه/ چکمه‌ی سربازان، خوابم را می‌درد/ سربازان/ سر در قلاده‌های جنگ/ مادران/ رودهای ریخته در من/ من بزرگ می‌شوم/ و عکس هواپیماهای جنگی جا می‌شود در من/ در من ابدیت دریده‌ی آسمان...


سه شعر از علی صالحی بافقی
علی صالحی بافقی  (۲۷ آبان ۱۳۸۷)

(اتفاق، فرقی نمی‌کند...، قرینه)
اتفاق‌ها، همیشه بزرگ نمی‌افتند./ به وسعتِ میلاد و مرگ نیستند همواره./ به بی‌کرانیِ طلوع و غروب هم نیستند/ که باید/ روبه‌رویِ آفتاب/ خیره ایستاده باشی/ تا سایه‌ی بلندِ اتفاق/ از سرت بگذرد...


دو شعر از علی صالحی بافقی
علی صالحی بافقی  (۱۹ مهر ۱۳۸۷)

(‌بی‌زحمت یک عکس یادگاری از ما بگیرید!، از چیزی به خاک افتادم که از جنس تولد بود...)
نه آشیل بودم،/ نه اسفندیار./ نابودی‌ام،/ نه از پاشنه‌ی استوار پاهام بود،/ نه از نگاهِ زنده‌ی چشم‌هام./ از چیزی به خاک افتادم / که از جنسِ تولد بود،/ نه هم‌جنسِ مرگ...


سرگذشت شعر من
کاف.یوشبان  (۳ مهر ۱۳۸۷)

در درونم فریاد/ آرزوهای بزرگم همه تک تک بر باد/ گویی از سپهر هفت‌رنگ شاملو هم اشک می‌بارد/ خان هشتم این‌جاست/ من روایت می‌کنم اکنون/ پس کجایی ماث؟...


حرفه‌ای
سارا محمدی  (۱۸ شهريور ۱۳۸۷)

اذیتم نکن/ تیرم خطا نمی‌رود/ به انگشت‌های کشیده‌ام/ پلیس مشکوک نمی‌شود/ آرام مدادم را پشت گوش می‌گذارم/ زیر لب آواز می‌خوانم/ چه کسی می‌فهمد...


شعری از احمد صوفی
احمد صوفی  (۳ شهريور ۱۳۸۷)

وقتی درخت/ در تهاجم تبرهای سرخ/ از پرنده تهی می‌شود/ باید/ دست به دامن همان ابلیس کوچک بی‌قواره شد/ گلی اگر نشکفت/ چیز بعیدی نیست./ وقتی که بوی انتظار هم‌آغوشی/ از چاک پیراهن کولیان باکره لبریز است/ باید/ بر گاهواره‌هایی خالی از مسیح/ به فاتحه نشست...


دو شعر از شیما فیلی‌زاده
شیما فیلی‌زاده  (۲۴ مرداد ۱۳۸۷)

زیر تختم سوسکی زندگی می‌کند/ سوسک فرهیخته‌ی بالدار/ از حمام گریخت/ به اتاق من آمد/ زیر تختم مانده/ کتاب می‌خواند شب‌ها/ صدای خش‌خش ورق‌زدنش را می‌شنوم/ روزها می‌خوابد/ بی حرکت/ یک گوشه...



زیر چتر شیطان
صورتک‌های تسلیم
پاره‌های ممنوع
خانه به سيلاب