جهان شعر
مقالستان جهان انديشه جهان داستان
متون کهن
مقالستان
طنز
معرفی و نقد کتاب
انديشه
گفت‌وگو
معرفی نويسنده
شعر فارسی
شعر ترجمه
نقد شعر
داستان فارسی
داستان ترجمه
نقد داستان

پيشينه‌ی « شعر فارسی » در خزه:

    ( 1  |  2  |  3  |  4  |  5  |  6  |  7  |  8  |  9  |  10  |  11  |  12  | تمام آثار)



آبی بوم
عليرضا حسين‌آبادی  (4 فروردین 1384)

چشم‌های آشنا / مجال نگاه / بر آبی بوم را ستاند. / تا چشم‌های قيقاج باران / هاشور زند / پيشانی آفتاب را...


جغرافيای معطر
شقايق علی‌پور  (4 فروردین 1384)

تا پا بگيرم / در رمندگی‌ی وحشی‌ی گيسويی / به خاطرات سبک سال‌ها... / جايی كه مرگ / جغرافيايی معطر دارد...


دو شعر از سوشيانس ايرانی
مهدی سلطانی  (4 فروردین 1384)

(مين و مداد، هی دختر...)
هی / دختر خارا! / بر تو خار هم از روييدن / روی بر می‌گرداند. / دوشيزه‌ی دروغ!...


سه شعر از سارا محمدی
سارا محمدی  (5 بهمن 1383)

(گزارش پستچی، رشيدخان، مادر روسپی خوبم)
اشتباه از شما نبود! / تقصير من هم نبود! / به جان مادرم / خودکشی هم نبود...


دو شعر از عليرضا حسين‌آبادی
عليرضا حسين‌آبادی  (5 بهمن 1383)

(تا انتهای خلاء، تا فصل مه)
من، / از قفای شهر / از غنای شب آمده‌ام. / از کابوس فرصت‌های لاابالی / گريه‌های مغموم باران / از نفس‌های حرام باد...


دو شعر از عدنان غريفی
عدنان غريفی  (5 بهمن 1383)

(به ياد سوزان سانتاگ، ناله‌ی فاخته)
به صاحبان اصلی آمريکا مانَد. همان‌هائی که / به خواری بومی می‌خوانندشان / يا سرخ‌پوست. به چشم‌هاش نگاه کنيد / راست نمی‌گويم؟...


همين دست‌های ما
احمدرضا غفاری  (5 بهمن 1383)

اصلاً همين دست‌های ما / همين هوای دم کرده / و غروبی يک روز تعطيل / اين در را باز کرد / تا همگی به پشت‌بام بدويم / و دعا کنيم / که ای کاش ماه هميشه بماند...


دو شعر از سارا محمدی
سارا محمدی  (5 دی 1383)

(زندگی من، آگهی)
مرا دوست نداشته‌باش / من هنوز به دنيا نيامده / دل به مردی مرده دادم / که قبرش سنگ نداشت / ... چه مردی!


آرميده در دوردست
عليرضا حسين‌آبادی  (5 دی 1383)

در دوردست / آرميده‌ای! / در قبايی از خزه. / بی‌هنگام، / در آبشاران آغشته به گِل...


لای برگ‌های اين کتاب
احمدرضا غفاری  (5 دی 1383)

بدجور گير کرده است لای برگ‌های اين کتاب / شايد جن به پاچه‌اش افتاده باشد / ادای فال‌گيرها را درمی‌آورد / ـ اين خانه را می‌شود نجات داد / از شر اين‌همه آفت ريز و درشت...


فاصله
مهدی سلطانی  (5 دی 1383)

چقدر حضرت آدم متلاشی شده / چقدر فاصله‌های کم نزديکند / که آدميان از دهان آدميان دم می‌کشند / در ازدحام اتوبوس، مترو، پياده‌رو / بوی پياز، عرق زير بغل، سيگار و عرق‌سگی...


عيادت
زيبا کاوه‌يی  (5 آذر 1383)

کمی آشنايی از پلک‌هايت... / دور ايستاده‌ای / و چهره‌ی مرا در پنجره قاب گرفته‌ای / فردا هم آفتاب طلوع می‌کند / دشت‌ها بی‌تاب دست‌ها می‌شوند / پاهای خسته را وام می‌گذارم / و مدت کوتاهی.....


دو شعر از ترانه جوانبخت
ترانه جوانبخت  (5 آذر 1383)

(بر ستيغ کوهی ديگر، حسرت)
درمی‌نوردم / قرنی که عصيان / از خون به دست‌ها / روغن تدهين زده است...


ستاره‌ی هالی
احمدرضا غفاری  (18 مهر 1383)

کمی از گوش و نوک دماغ گوينده پيداست / آنتن را می‌چرخانی / می‌خواهی روشنی دنيا را / تماشا کنی / از اين دريچه‌ی تاريک / و چقدر حرف می‌زند:...


اسطوره‌ها، آه...
ابراهيم احمد  (18 مهر 1383)

لکن اين ماندن را / شاعر! / چگونه تفسير می‌کنی؟ / خود را چگونه تعبير می‌کنی؟ / اين‌جا مگر اسطوره‌ای می‌بينی؟ / که در خواب / سنگی به شهر اساطير پرت کنی؟...


غزلی در نوميدی
ابراهيم احمد  (18 مهر 1383)

شور شيرين تيشه‌ی فرهاد می‌خواهد، که نيست / عشق، اول وادی آباد می‌خواهد، که نيست / اين کويرستان ظلم صاحبان زور و زر / نعره‌ای خاراشکن ز اسفنديار راد می‌خواهد که نيست...


سه شعر از کريم شفائی
کريم شفائی  (18 مهر 1383)

(پاييزان، باد و باران، آلزايمر)
بلندگوها بيهوده نام مرا تکرار می‌کنند، / در اين ازدحام شب عيد / چه کسی به ياد من خواهد بود؟ / چه فرقی می‌کند من پيراهن آبی پوشيده باشم / يا شلواری به رنگ قلوه‌سنگ‌های اين پارک گيج و خسته؟...


نابغه‌ای بودم از خواب‌های شما...
زيبا کاوه‌يی  (7 شهریور 1383)

نابغه‌ای بودم از خواب‌های شما / تعبير عقيم فعل‌هايی که... / می‌ماندم / لابلای پنجره‌های شک / روز يک جايی خواب مانده بود / هوا که فسفری می‌شد پاک می‌شدم / از رسوايی قهقهه‌های کشدار / که جنون را قاب می‌زدند روی ديوار اتاق...


دواير تب
محمد هدايت  (7 شهریور 1383)

چگونه چنگ زنم در زلف‌هات / آسمانی کنار گيسوان تو می‌ميرد / و فرشتگان هذيانی نگاهت / چه سوغات دارند / جز چرخشی بی‌حساب / در دواير تب...


من با نگاه روشن خويش...
کريم شفائی  (7 شهریور 1383)

من با نگاه روشن خويش / راهی خواهم گشود برای فرداهای تو ـ / از ميان تاريکی‌هايی که تو را احاطه کرده‌اند / و چنان آرزومندانه دعايت خواهم کرد...



زیر چتر شیطان
صورتک‌های تسلیم
پاره‌های ممنوع
خانه به سيلاب