جهان شعر
مقالستان جهان انديشه جهان داستان
متون کهن
مقالستان
طنز
معرفی و نقد کتاب
انديشه
گفت‌وگو
معرفی نويسنده
شعر فارسی
شعر ترجمه
نقد شعر
داستان فارسی
داستان ترجمه
نقد داستان

پيشينه‌ی « شعر فارسی » در خزه:

    ( 1  |  2  |  3  |  4  |  5  |  6  |  7  |  8  |  9  |  10  |  11  |  12  | تمام آثار)



نقاشی‌های يک اسکيزوفرنی ۱
فاطمه حق‌وردیان  (11 آذر 1385)

چشمانم، / هميشه ابری ِ شمال ِ مادرم / لب‌هايم، / به سرخی ِ آذربايجان ِ پدر / و شانه‌های برهنه‌ام، / که سپيدی ِ استوارش / تيرگی ِ کوه‌ها را به سُخره می‌گيرد / و زير ِ مهتابی ِ پوستم، / سپيدرود ِ پرخروشی است / که در انشعابات ِ هندسی ِ منظم / پل‌های تاريخی ِ تو را عبور می‌کند...


شعری از مهسا معلمی
مهسا معلمی  (7 آذر 1385)

هر جور که دلم بخواهد می‌نویسم / به هر زبانی. / کوچه‌ها را شب می‌بینم، / با وجه دیگر خودم‌ام / که پَر در می‌آورم / پر / پر / خودم پر. / تنهایی از سر و کولم گم شده است / که من، با خودش است / و تنهایی ته‌سیگارهای نکشیده‌ی / له‌شده‌ی / زیر کفش‌های بی‌پاشنه است؛...


از آن تو تمام ابرهای سیاه‌پوشم
حسین شیرزادی  (3 آذر 1385)

می‌دانم که شاید محرم نباشم / برای شانه‌هایت / اما / نگران‌ام که مبادا تنها باشند. / روزی همه آرام می‌گیریم / همه در برابر هم / روزی / عریان خواهیم بود / و / نور / بالاترین قضاوت است / لحظه‌ای / سکوت / و از پس آن / معصومیت / ابدی خواهد بود...


بارانی نو
محسن غمین  (29 آبان 1385)

بارانی نو / سایه‌ی اندام‌ها در هم / آیا ما آبستن‌ایم زنانی که می‌پرسند بارها / دروغی که نخواهند گفت کودکان هرگز / بارانی کهنه می‌آفریند / و سینه‌هایی پر از شیر / مردانی به نادانی فرو رفته در مرداب...


برای «ناصر زرافشان»
ملک‌ابراهيم اميری  (27 آبان 1385)

زرنگار نسیم / نوشته / در نگاهت / شکست سلسله را. / با چشم سرفراز / باش! / هم‌آوار کنگره / دیوار خسته را / و شنود / میهمان کن / با تالار نسیم / غنای / سازه‌وران / زخمه‌ی بسته را...


شعری از کورش ادیم
کورش اديم  (25 آبان 1385)

صدای مرا ببین! / که چگونه می‌شنود / دوردست دهان تو را / نجوای جهود و / جریان جسم شورانگیز این مدهوش / در سیال یاد مفقود تو / می‌خواهمت که بخوانم / به قرائتی ایمان‌سوز / به خوانشی / خرام‌وار و خراب...


دست‌نوشته‌هایم بر پیکر باد
حسنا صدقی  (21 آبان 1385)

افسانه‌ی چشمان تو / دریا را به باریدن کشاند / وقتی نگاه در آغوش / لب به واژه می‌دادی. / ساعت‌ها گذشتند / کنار مردمک گشوده‌ی آسمان / شب می‌شکست و تب...


شعری از حسین مصطفی‌پور
حسین مصطفی‌پور  (17 آبان 1385)

حقیقت بی‌تردید من / و حقیقت من / بی‌تردید / تصویر مبهم مردی‌ست که در چشمان توست / روی برگردانی / میان میلیون‌ها تصویر / گم می‌شوم


دو شعر از فرزین پارسی‌کیا
فرزین پارسی‌کیا  (16 شهریور 1385)

(قلعه‌های شنی، کسی سراغ کسی را که نیست می‌گیرد)
ما قلعه‌های ترد شنی را فروختیم / بر زرد ِ گونه سیلی بی‌وصله دوختیم / گفتیم رازدار غربت نوریم و بی‌دریغ / رفتیم و از تلألو بی‌شعله سوختیم...


شش هايکو از زیبا کاوه‌یی
زيبا کاوه‌يی  (8 شهریور 1385)

تاب می‌خورم
در سفیدی شالت
بر زمینه‌ی کدر روز


بانو
فرزین حسن  (30 مرداد 1385)

این صدای من است / صدای من / می‌خواهم خودم را به صدا درآورم / دوباره بزنم / بزنم، بزنم، آن‌قدر بزنم که از زدن و صدا بیفتم / بانو / عصر روز جمعه را دست‌هایت فال قهوه بگیر / من قهوه‌ای می‌زنم / قهوه‌ای مال من است / به کسی چه ربطی دارد، تمام رنگ‌های دنیا / به قهوه‌ای می‌زند؟...


دو شعر از فرناز لويزه
فرناز لويزه  (26 مرداد 1385)

(هشدار، نامه)
گيرم من و تو هم‌زبان، هم‌خانه، هم‌خون / هم‌کوچ‌مان کرده کدام اجبار؟ برگرد! / دل، هر تپش، مشتی‌ست بر سندان تسليم / او را به حال سرخ خود بگذار و برگرد! / چيزی نمانده بشکنی از سنگباران / چتر تسلای مرا بردار و برگرد!...


اعتراف
حسین شیرزادی  (22 مرداد 1385)

روزه‌دار نگاهی هستم / نگاهی سخت غمناک / و انگار امید هر / «افطاری» / احمقانه است، / و ما را بگو که / «سحر» / توشه‌ای بر نگرفته بودیم به امید / «افطار». / و خواب می‌بینم / تو را که ملحفه بر رویم می‌کشی، / ملحفه‌ای سفید...


چهار شعر از منظومه‌ی شعرهای دريايی
اميرحسين تيکنی  (19 مرداد 1385)

پری زيبای من غمگين نشسته‌ای! / بی‌حوصله / صفحه‌های مجله‌ی شعر را ورق می‌زنی / نمی‌خندی / و دود سيگارت / نه هاله‌ای دل‌مانند / و نه هيچ شکل ديگری نمی‌سازد / [تا من فکر کنم شايد / قصد برگشتن به دريا را داشته باشی.] / زيبای من / معصوميتت در خستگی بوسه‌ای عميق / از لبانی که بوی گرسنگی آفريقا از آن می‌تراود / می‌لرزد / شگفت‌زده نگاه می‌کنی / که هيچ پرده‌ای ميان بودن و نبودنت نيست / شگفت‌زده / انگار که هرگز نبوده‌ای / دريا اما قصه‌ی ديگری دارد...


چهار شعر از بهمن بهمنانه
بهمن بهمنانه  (15 مرداد 1385)

(سنگین، نگاه کن، شاید، آستانه‌ی بهت)
من نگاهم سنگین شده است / به مانند سنگ‌های شکننده‌ی سنگین! / من گوش‌هایم سنگین شده است / احساسم سنگین / روزها و شب‌هایم سنگین / و قلبم که در برابر سنگ‌بارانی سنگین / ایستادگی کرده بود، هم / سنگین شده است! / این جا دیار سنگین‌شده‌ای‌ست، / دست‌های سنگین / بر سترگ شانه‌های سنگین!...


سه شعر از ناهيد سرشگی (طارا)
ناهيد سرشگی  (11 مرداد 1385)

(۷، هیس!، عاشقانه‌ها)
می‌گوید: بخواب / هيس / سر و صدا نکن اين‌قدر / چراغ‌های خانه را خاموش کن / يکی پس از ديگری / می‌گويم: / خوابم نمی‌رود / خواب نمی‌رود چشمانی / که اندوه زمان را روی دوشش / و کبودی زخمه‌های اين تار / زير چشمانش / می‌گويد: / ای شب تار! به زور نچسب به روز / آن‌قدر که فکر می‌کنی / دل‌چسب نيست / اين روزها / و اين زندگی...


سه شعر از غزال امیری‌نژاد
غزال امیری‌نژاد  (7 مرداد 1385)

مادر می‌گويد هرگز عاشق نبوده. / مادر از برگِ زرد پاييز خبر دارد. / مادر هميشه خبردار است. / و دلش هی شور می‌زند، / و هی می‌ترسد که من عاشق شده باشم. / مادر هرگز عاشق نبوده، / اين را هربار خودش می‌گويد. / و هی صغرا کبرا می‌چيند. / و هی از برگ‌های زرد خبر می‌دهد. / و هی می‌ترسد...


دو شعر از مهسا معلمی
مهسا معلمی  (30 تیر 1385)

چیزی سنگین / جسمت را سبک می‌کند. / بعد تاریکی‌ات راه می‌رود / به سمت قرص‌های ِ... / ولی سیگارهایت را از یخچال برمی‌داری / و خودت را دود می‌کنی از پنجره‌ای که پاهای بدون شلوارت آویزان کرده. / تا حدودی باد می‌آید / لذت داشتن مردی که مثل بچه‌ها خوابیده...


سه شعر از فائزه جوانمردی
فائزه جوانمردی  (26 تیر 1385)

(لجنزار، روسپی جان سلام، دختران کار)
تیک‌تاک ساعت / چروک می‌کند / پیشانی حوض را / ... / انتظاری که سر می‌رود / ... تا پاشویه / شیرجه‌ی ماهی‌ها بر سنگ‌فرش حیاط / و عریانی اندامم / میان تعفن آب / بوی لاشه می‌گیرم...


چهار شعر از سارا محمدی
سارا محمدی  (20 تیر 1385)

(شب و روز، رنگ‌ها نبوده‌اند، گردن‌بند، دزد دریایی)
در تمام میهمانی‌ها / آویز گردنِ من / کلید خانه‌ی توست / حالا بگذریم / مرا جرأتِ آمدن نیست و / تو را / جرأتِ عوض‌کردن قفل



زیر چتر شیطان
صورتک‌های تسلیم
پاره‌های ممنوع
خانه به سيلاب