جهان شعر
مقالستان جهان انديشه جهان داستان
متون کهن
مقالستان
طنز
معرفی و نقد کتاب
انديشه
گفت‌وگو
معرفی نويسنده
شعر فارسی
شعر ترجمه
نقد شعر
داستان فارسی
داستان ترجمه
نقد داستان

پيشينه‌ی « شعر فارسی » در خزه:

    ( 1  |  2  |  3  |  4  |  5  |  6  |  7  |  8  |  9  |  10  |  11  |  12  | تمام آثار)



سه شعر از شورا متعبد
شورا متعبد  (16 تیر 1385)

(قایق، خواب یا بیداری، فاصله)
پسربچه / قایق کاغذی را / روی وان پر از آب، / به سمت پسربچه‌ی دیگر / رها می‌کند. / می‌دانی، / مهم نیست که قایقت / کاغذی باشد یا چوبی / کوچک باشد یا اقیانوس‌پیما / مهم این است که در آن سوی آب، / کسی در انتظار پهلوگرفتنش باشد.


دو شعر از رضا مهرعلیان
رضا مهرعلیان  (11 تیر 1385)

(ونیز شهر بی‌دفاع، اگر مرا...)
موج‌ها که حمله می‌کنند / ونیز عقب می‌کشد قایق‌هایش را / و هی که موج‌ها بیش‌تر حمله می‌‌کنند / ونیز عقب‌تر می‌کشد / آن‌قدر که برج پیزا موجی می‌شود / و کسی از ترس حمله‌ی مردان ناشناس / به زیارت اهل سیسیل نمی‌رود / چه کسی بمب می‌گذارد در کازینو / تا مست‌ها پیش خدا بروند / و برگردند...


آوازهایی برای سرخ‌پوست یاغی ۲
فاطمه حق‌وردیان  (5 تیر 1385)

به خود می‌پیچم / پا به ماه یک شهرم / شهری که پایه‌های خانه‌ات را / بر آن بنا کنی / نه! / راه برگشتی نیست / زانو می‌زنم / دست‌ها بالا / تا خرخره / فرو / رفته‌ام / در / تو / بگذار و بگذر / این بار اتوبان می‌شوم از من گذر کنی / نه کوچه‌ای بن‌بست / که شانه‌های حقیرش / آشیانه‌ی جوجه‌کلاغ‌ها شده بود...


شعری از مصطفا صبوری
مصطفا صبوری  (1 تیر 1385)

۱.فقط چند روز دیگر؟؟ / جلوی این تابستان شوم را بگیر / کار من هنوز با بهار تمام نشده! / ۲.همیشه در نقاشی‌هات / جای کسی را با خالی می‌کشیدی / امروز اما / برای پرکردن آن خالی / رنگی؟ / ۳.یادش به‌خیر / از جزر دلهره / به مد شادکامی رسیدیم...


شش شعر از پژمان الماسی‌نیا
پژمان الماسی‌نیا  (28 خرداد 1385)

(تأخیر، نگاتیوهای فراموش‌شده، یادهای ملایم، بیست‌سال بعد، قایم‌موشک، بدرقه)
عکس‌های / روزگار جوانی‌ام را / پنهان کرده‌ای / تا / از یاد ببری / که هرگز / از یاد نبُردمت / حیف! / نمی‌دانی / طرحی دور / از لبخند آن‌روزهایم / از منحنی‌های چهره‌ات / پیداست


همیشه تبر بر دوش
رها رسپينا  (24 خرداد 1385)

گلوگاهم را بریدن نتوانستی / تا قلبم / لایه به لایه / در اعصار زمین / به تکه‌ای سنگ بدل شد / و خونم که استحلال ریختنش / سکه‌ای یا حتا هزاران سکه بود / قطره قطره / در رگانم خشکید / و گرمای تنم / که از زنانگی به زعم تو مزخرفم برمی‌خاست / در هزارگان همیشه یخبندان ِ هراس ِ تو / از / زندگی / مرگ / عشق / و از من / که زن بودم...


سه شعر از فرناز لويزه
فرناز لويزه  (20 خرداد 1385)

(ناتمام، ديوار، جستجو)
بجوييد در من کسی مرده است / که بوی تعفن مرا برده است / کسی باغبان را ربود و گريخت / و باغ گل سرخ افسرده است / از اين جا پرستو گذر هم نکرد / گمانم که از ما دل‌آزرده است / مکن تکيه بر طرح لبخند من / که يک شکلک زار و افسرده است...


روزه‌ات را باز کن
مهدی بهرنگ راد  (19 خرداد 1385)

کاسه را به سمتش دراز می‌کنم / «باز کن روزه‌ات را....» / و رخوتی که در رگ‌های سپيدش و / خون آبی‌اش / عقب‌تر می‌رود / و خيره و درنده و عميق‌تر پنجه به چشمانم می‌زند / دستم می‌لرزد / و کاسه که جلوتر می‌رود / «ب... ب... باز کن ر.. ر.. روزه‌ات را»...


سه شعر از مهسا معلمی
مهسا معلمی  (15 خرداد 1385)

با واژه‌ها کلنجار / برو / برو / تا اول خط / ولی نمی‌رسی / و تا اتوبوس بعد بلیت‌ها مچاله می‌شوند / مثل سی و دو حرف زبان مادری‌ات. / در ایستگاه نه‌ماه‌ی نه میلیون شعر می‌زایی / که هشت میلیون و نهصد و نود و نه هزار و نود و نه تای آن / عاشقانه است برای کسی که، / چقدر محترمانه حصارپیچی‌ات کرده / و این چادر از تو می‌رود / میان این دیوار سیاه...


دو شعر از راحله عرب
راحله عرب  (14 خرداد 1385)

(هفت‌سین...، تولدم...)
آرزویی ندارم / تنها می‌خواهم هفت‌سینم را خودم بچینم / به کجای دنیا برمی‌خورد اگر / جای هفت‌سین، میان سفره‌ام / هفت میم جای دهم؟ / ماه را به خانه بیاورم / پای همه‌ی پنجره‌ها مریم بکارم / مست کنم، خوب...


پنج شعر از بهمن بهمنانه
بهمن بهمنانه  (7 خرداد 1385)

(ابلهانه!، با زهرخند، برو!، در برابر زمان، گناه سرد)
ضرورت ابلهانه‌ای‌ست، خنديدن! / به زمانی که بغض، يک يک ياخته‌های دونده را می‌کاود. / ضرورت ابلهانه‌ای‌ست، ديدن! / به زمانی که هر نگاه، پرده‌ها را به تکرار ورق می‌زند و چيزی نمی‌آموزد. / ضرورت ابلهانه‌ای‌ست، دويدن! / به زمانی که راه نباشد! عشق نباشد! زندگی نباشد! / و چه ابلهانه نوشتم! چرا که انديشه‌ای ندرخشيد و...


شعری از مریم علی‌اکبری
مريم علی‌اكبری  (6 خرداد 1385)

با اين همه مرواريد چه کنم؟ / مرواريدهای کوچکی / که در دل شب / بر دشت خزانی گونه‌ام جاری می‌شوند / و بهای‌شان تکه‌های قلبی شکسته است / که اگر کنار هم رديف شوند / نام تو را به خود می‌گيرند....


دوگانه‌ی راه
رضا مهرعلیان  (1 خرداد 1385)

جاده راه راه است: / راه است راه نیست / راه است راه نیست / این‌جا اسب‌ها را با شماره‌ی سوارشان می‌شناسند / دخترهای بور را با شماره‌ی خانه‌شان / و شماره‌ی تن‌شان / تو آن‌قدر نازک بودی که شماره نداشتی / در عکس‌ها دیده نمی‌شدی / مثل واتیکان بودی در نقشه‌ی جهان / من مثل شیلی بلند ایستاده بودم / و بین ما راهی نبود جز آسمان...


جراحت
انسیه اکبری  (31 اردیبهشت 1385)

زخم / زندگی‌ات / منم... / همه به زخم‌های‌شان / دستمال می‌بندند / تو اما / به زخمت / دل / بسته‌ای...


سه شعر از رضا طاهری
رضا طاهری  (27 اردیبهشت 1385)

(چه نقشه‌ای، آهسته‌تر، زخم)
تصدقت شوم / از حالم خواسته باشی / در حوالی خلوت خیال / نشسته‌ام / برایت نقشه می‌کشم / پشت نقشه‌ی دلم / چه نقشه‌ای / در حیاط خلوت دلم تنها / نشسته‌ام / برایت چشمه می‌کشم / پشت پرده‌ی اشک / چه چشمه‌ای


دو شعر از فاطمه حق‌وردیان
فاطمه حق‌وردیان  (25 اردیبهشت 1385)

(نیمه‌های بریده‌ی یک کابوس، آوازهایی برای سرخ‌پوست یاغی ۱)
اتوبان نیستم از من گذر کنی / تنها کوچه‌ای بن‌بستم / می‌توانی بیایی و در من آواز بخوانی! / رم نیستم همه‌ی راه‌ها به من ختم شود / میدانی مقدسم / که عاشقان را در آن به دار می‌آویزند! / آهسته! / صدایم نزن / خواب فنچ‌های روی شانه‌ام را می‌آشوبی! / دلت شهر می‌خواهد / در من اما هیچ میلی به شهر شدن نمی‌انجامد / یک کوچه / تنها یک کوچه کافی است / که خانه‌ات را در آن بنا کنی!...


سه شعر از رها رسپینا
رها رسپينا  (20 اردیبهشت 1385)

(پایان تاریخ، هر جایی، دلداده)
هنوز / ندیده‌ام در جهان / خودنویسی را / که به رنگی از جوهری پر شود / و به رنگ دیگری بنویسد / پس نپرسیدم / چرا سیاه می‌نویسم / چرا تلخ / مثل زهر مار / و نگوییدم / این چه طرز پایان‌بندی است / وقتی که حتا یک پایان خوش ندیده‌ام / که هر آغاز خود می‌تند / به دور خویش / تکرار تلخی پایان را...


بهار
سعید حسینی شاد  (12 اردیبهشت 1385)

سکوتی در هم شکسته جان من را / هزاران چشم بیدار / هزاران خاطره با شبنم صبح / خوش آوازی / طنین دلنشین نغمه‌هایت / بخوان در گوش این جان پرآشوب / مضاعف کن بهاری را که آمد


دو شعر از ناهيد سرشگی (سرودار)
ناهيد سرشگی  (10 اردیبهشت 1385)

(بی‌نام، بی‌ترديد)
بايد تعبير شوم / يا مصر را بگذارم برای تو؟ / يا عزير من بودی نه مصر! / هنوز هفت سال گرسنه / هفت سال سير را نخورده‌اند / شب که رسيد از راه / بايد عاشق شوم؟ / نمی‌دانم بايد پابندی ببندم به پاهايت / يا کاسه‌ای از چه کنم بسازم برايت در اين زندان / يا رهايش کنم اين زليخای مدرن را...


خنده‌ای محزون...
راحله عرب  (31 فروردین 1385)

پائیز بود / زیر چتری نمناک / پای چناری بی‌برگ / بر نیمکتی بی‌رنگ / با نگاهی خیره / خندیدم / به صف چلچله‌ها / به شکوفایی یک غنچه‌ی گل / زیر باران / به لبخند شقایق در باد / به مواجی موج در رؤیا / خندیدم / خنده‌ای محزون / ناگه / خاطره‌ای لرزید / یادی رد شد / اشکی غلتید / پیرهنی لک شد...



زیر چتر شیطان
صورتک‌های تسلیم
پاره‌های ممنوع
خانه به سيلاب