جهان شعر
مقالستان جهان انديشه جهان داستان
متون کهن
مقالستان
طنز
معرفی و نقد کتاب
انديشه
گفت‌وگو
معرفی نويسنده
شعر فارسی
شعر ترجمه
نقد شعر
داستان فارسی
داستان ترجمه
نقد داستان

پيشينه‌ی « شعر فارسی » در خزه:

    ( 1  |  2  |  3  |  4  |  5  |  6  |  7  |  8  |  9  |  10  |  11  |  12  | تمام آثار)



دو غزل از حسین دیلم کتولی
حسين ديلم کتولی  (2 اسفند 1384)

زنی کنار خیابان و خنجری در مشت / زنی به سایه‌ی خود تا رسید آن را کشت / کشید خنجر و پهلو و گردنش را زد / و ضربه‌های مکرر به قلب او از پشت /فرار کرد و مردم تمامی از دنبال / چه فحش‌ها که نثارش نکرده ریز و درشت...


شعری از حسین ریشهری
حسین ریشهری  (29 بهمن 1384)

جنینم به شکل یک علامت سؤال بود / سؤالی / که هیچ‌کس پاسخش را / نمی‌دانست / فکر کردند / یک کارخانه‌ام / با قیچی نافم را ببرند / و / افتتاحم کنند / قصدم این نبود پیدا باشم / حتا در ذره‌ای...


دو شعر از سارا محمدی
سارا محمدی  (21 بهمن 1384)

(گم‌شده، اتهام: مندرج در پرونده)
این یک ماه عجیب بود، / تلفن‌ها / برگه‌ی احضار / کابوس‌ها / طرز حرف‌زدن مرد همسایه / نه این یک ماه / این یک سال آخر شاید / نه / این دو سال / نمی‌دانم حواسم پرت است / یا دارم دروغ می‌گویم!...


رمه...
راحله عرب  (18 بهمن 1384)

رمه‌ام را باد می‌برد / رمه‌ام / که اندیشه‌های بی‌پروای کودکی تا به حال است / باد که می‌آید / افسارشان از دستم می‌رود. / پائیز نزدیک است و / دل‌دل‌های من نیز / باران برگ‌های زرد به سرم و / سجده‌ی شکر من نیز / و در این باد وحشی پائیزی / رمه‌ام را کجا؟ / در زیر کدامین سایبان جمع کنم؟...


سه شعر از کامليا هاشمی
کامليا هاشمی  (16 بهمن 1384)

(هنوز پشت سورتمه‌ای؟، برف‌پاک‌کن‌ها حرکت، دلم لک زده)
زنگوله‌ها / دور شده‌اند / گوزن‌ها / اشتباه می‌روند / پير شده / پاپانوئل.


سکونی از جنس مرگ
سمانه پورحمزه  (9 بهمن 1384)

زندگی را چنگ می‌زد در ظرفی. / ... / غم‌ها را تا کرد. / گوشه‌ی روسری سفیدش پیچید. / ... / با قاشقی گذشته را هم زد. / ... / چند قطره اشک بر کاسه‌ی روزمرگیش چکید...


دو شعر از مصطفا صبوری
مصطفا صبوری  (5 بهمن 1384)

ادکلن‌هايم بوی سياست می‌دهد / من / آمپول‌زدن را از کودکی بلد بودم / همين شد که حقوق خواندم / تا برادرم / موهايش را پيش من اصلاح کند / و مادرم بنازد که: / «گل‌پسرم مهندس مملکت شده!» / پدر هم که بی‌خيال!...


از خواب‌های مشوش اين روزها
زيبا کاوه‌يی  (28 دی 1384)

سقوط که می‌کنم هر بار از لبه‌ی تاريک حرف‌هايی که سمت و سويی ندارند / اميد بهبودی‌ام نمی‌رود / خلاص نشده‌ام از خوابکده‌ی دربدری‌های مزمن اين لحظه / جاده‌ها مثل مار می‌پيچند روی تلاش‌هايم / و دستان سرد گزيده‌ام توی جيب ديوار دارد بالا می‌آورد...


نقطه‌ی صفر
امير اميری  (24 دی 1384)

از نقطه‌ی صفر. کوله‌بارت را که می‌بندی / منزل به منزل تا نقطه‌ی صفر / قصرهايی روييده‌اند / تا جان‌پناهی برای خستگان تاريخ باشند / در اين سفر / سفره‌هايی گشوده‌اند / با مردگانی زيبا...


چمن از نو شکفت
مسلم صدقی  (23 دی 1384)

چمن از نو شکفت / گل شبّو سرِ دیوارِ دمید / چادرِ صبح به یک جامه سپید / رفت از خاطر شبنم باران / دو سه قطره باقی‌ست / در فضای نم و نای جاده / چمن از نو شکفت / چادرِ صبح سپید / در سکوت جنگل...


با وافور پدرم
حسين ديلم کتولی  (19 دی 1384)

پدرم چوپان دروغگو / مادرم شيرهايش را به بچه‌های همسايه / و از پنجره مگس‌های غول‌پيکر / پيکر پدرم / روی سينه‌ی مادر / سنگينی خاطرات جوانی / خوش بودم / گرگ خواب آهو می‌ديد...


نقاشی
رها رسپينا  (15 دی 1384)

در نمايشگاه تنهايی‌های معاصر / با نقاشی بسترهای آبستره / شاهکار انتزاع مرا از خود / در سه کنج زاويه ساز تنهايی / مفهومی کن / اما / توجيه نکن / افتضاحی را که / با دست خود ساخته‌ای


دو شعر از سارا محمدی
سارا محمدی  (11 دی 1384)

(تهران، پياده‌روی)
پرده را کنار می‌زنم / رنگش پريده / می‌داند / من مثل او عادت نمی‌کنم / که در شهر من / پرده با پنجره / پنجره با ديوار / ديوار با هيچ /فرقی نمی‌کند


سه شعر از سيما حجازی
سيما حجازی  (8 دی 1384)

(کلکسيون پروانه‌ها، نقشه‌ی جغرافيا، پاييز)
سال‌هاست کنار هم‌ايم / در قاب‌های سفيد / به ديوارها / رو به پنجره‌ها / با بال‌هايی خشک، که ذات پروازند / روزگارم، سنجاقی‌ست فروشده در تنم...


دو شعر از مهسا معلمی
مهسا معلمی  (5 دی 1384)

ما با هميم / اگرچه سيگارهای‌مان را تنها می‌کشيم / تا در هيچ سطری از شعر تو اتفاق نيفتم / و توی تلفن نگوييم / که دوستت دارم. / از موهای فرفری من / تا انگشت‌های کشيده‌ی تو / و چشم‌هايت / که به آدم خيره نمی‌شود...


دو شعر از مصطفی صبوری
مصطفا صبوری  (4 دی 1384)

گيجم! / حالم دست خودش نيست / ديشب شهوانی‌ترين خواب دنيا را ديدم / زبانم را غلاف کنم که نگويم؟! / دختری داشت / تنها / تنها / پرتقال‌هايش را پوست می‌گرفت.


دو شعر از ناهيد سرشگی (سرودار)
ناهيد سرشگی  (30 آذر 1384)

(زنده يا مرده..؟، عجب)
فرقی هم می‌کند که بميرم برای تو / يا آن‌قدر زنده بمانم / که باد کنم روی دست‌های خودم / روز که گذشته بود / و ماه / به سال می‌رسيد / ميان من و سال‌های پشت باد / زنی بود که گيسوانش را به باد فروخت...


کودکی
حسين ديلم کتولی  (29 آذر 1384)

با هميشه‌ی خاطرات کودکی / دندان‌های مصنوعی‌اش را / جا می‌گذارد / مادربزرگ / لب‌هايش روی مفاتيح کوچکی / که خاک‌آلود / صدای / الغوث، الغوث... / از لای دندان‌ها...


به ياد منوچهر آتشی
داريوش رضوان  (25 آذر 1384)

يک‌شنبه‌های هميشه / يادت به‌خير، / به کليسای دستانت / آهنگ ديگری ـ / عادت کرده بود / و حجم جمجمه‌ی مرا ـ / که پر از وصف گلُ، گندمُ، گيلاس. / زيباتر از شکل قديم / ديده بودمت، / آهنگ ديگرت اين بود؟!!!!...


پشيمان
مريم علی‌اكبری  (24 آذر 1384)

در من صدايی بی‌صدا پيوسته می‌پرسد / آيا _ تو می‌بخشی گناه واپسينم را / يا با نگاه روشن و بی‌ادعای خود / پر می‌کنی از عشق قلب بی‌نصيبم را / می‌لرزم از خشم تو و آهسته می‌گريد...



زیر چتر شیطان
صورتک‌های تسلیم
پاره‌های ممنوع
خانه به سيلاب