جهان شعر
مقالستان جهان انديشه جهان داستان
متون کهن
مقالستان
طنز
معرفی و نقد کتاب
انديشه
گفت‌وگو
معرفی نويسنده
شعر فارسی
شعر ترجمه
نقد شعر
داستان فارسی
داستان ترجمه
نقد داستان

پيشينه‌ی « شعر فارسی » در خزه:

    ( 1  |  2  |  3  |  4  |  5  |  6  |  7  |  8  |  9  |  10  |  11  |  12  | تمام آثار)



استحاله
رها رسپينا  (20 آذر 1384)

تارهای حنجره‌ام را / به استوانه‌ای از سرب داغ / مهمان کن / پرگار يک‌سر سوزن و يک‌سر تيغ را / به شعاع مردمک چشمانم / و سوخته‌ی قهوه‌ای دورش / باز کن / سر سوزنی‌اش را در مرکز مردمک بگذار / و دور قهوه‌ای‌اش را...


دو شعر از سارا محمدی
سارا محمدی  (18 آذر 1384)

(Santé، حبس)
از چشم‌هايش / می‌افتم درون تو / از درون تو / بيرون می‌آيم / روی يک ميز / در چشم‌های عسلی يک دختر ناشناس / اکتاويو / چشم‌هايت را باز کن / من گم شده‌ام.


دو شعر از رضا طاهری
رضا طاهری  (17 آذر 1384)

(ستاره و سکوت، نامه)
تصدقت شوم / از حالم خواسته باشی / آخر پاييز شد / هرچه را می‌شمارم / چيزی کم است / دختری / راه را پرسيد / سرمای خاک‌گرفته / برف پاکيزه را نمی‌شناسد...


تلفن
حسنا صدقی  (13 آذر 1384)

گوشی تلفن را برمی‌دارم / عطر بوسه‌هايت در اتاق می‌پيچد / قلبم کنار نفس‌هايت خيال تپيدن می‌گيرد / چند لحظه صبر می‌کنم... / گوشم شنيدن بوق ممتد را طاقت ندارد...


دو شعر از ابوالفضل توکلی شانديز
ابوالفضل توکلی شانديز  (12 آذر 1384)

(الفبا، اشتباه)
: «آن‌كه می‌آغازد / ايستاده است / ـ تنها ـ » / معلم گفت و ديگر هيچ!


هفت آواز برای مرداب
علی مسعودی‌نيا  (8 آذر 1384)

دوباره به خويش خواندم / سايه‌های زلالی را / که باد در يادها می‌چرخاند / نه فرصتی بود که بمانيم / نه مهلتی که بميريم / از هلاکت و نور / خواب ديدم: / لجنزارها، باغ‌های خورشيد بودند / خورشيدها کثيف / ستارگان غوکان مستأصل واژه / آواز مؤمنانه‌ی بی‌پايان: / هلا! / هلاکتِ مطلق! / دوستت دارم!...


و ساز عشوه‌باز...
عليرضا حسين‌آبادی  (7 آذر 1384)

مخمل لبانت / بر / فرش خواب افتاد / و سفره‌ی خموشی / بر / بستر ترانه ريخت.
نرم‌نرمک / جامه‌ی ساز / ز تن درآمد / و دف و دهل...


شعری از شبنم آذر
شبنم آذر  (4 آذر 1384)

(به «منوچهر آتشی» که زنده است هنوز، پشت ميز «کارنامه»)
يک‌شنبه / رأس ساعتِ هر بار، دو / دلم به واپسين تو واپس بود / که آخرينش / کار از کار تمام «کارنامه»ها گذشت / از کار ما و / تو که گم شدی از صندلی‌ات / از کيفت / از کتت...


شعری از مصطفی صبوری
مصطفا صبوری  (1 آذر 1384)

من اشتباه بی‌نقص پدرم بودم / و اختراعی که روی هم رفته / ـ يا نرفته ـ / قنداق شد. / کودکيم به وفق مراد / نه! / مراد وقف کودکيم بود...


شکستنی
مهدی سلطانی  (30 آبان 1384)

گفتم که: / «شکستنی است. با احتياط حمل شود!» / هی بی‌احتياط! / هی بی‌سواد! / دوستم نداشتی حتا / شکسته بسته / دوستم نداشتی، کوچک / حتا کوچک‌تر از نام کوچکت...


شعری از زيبا کاوه‌يی
زيبا کاوه‌يی  (26 آبان 1384)

(برای ۲۵ سالگی «ناديا انجمن» شاعره‌ی مقتول افغانی)
خاکسترم بوی حرف‌های تازه نمی‌دهد / آتش خاموش آبادی / کورسوی خنده‌های تو نبود / چشم از تمام اين داستان / دست از ترانه می‌کشم...


دو شعر از مريم علی‌اكبری
مريم علی‌اكبری  (21 آبان 1384)

(آرزو، ماه من)
گفتی: چگونه شعر جاری شد درونم / شوق نگاه عاشق تو شاعرم کرد / تا خواست بگريزد دلم از دام اين عشق / شعر نگاهت آمد و عاشق‌ترم کرد...


چهار شعر کوتاه از حسنا صدقی
حسنا صدقی  (17 آبان 1384)

می‌ترسد / چشم که بر هم می‌گذارد / همه چيز تمام شود / اراده‌ی رفتن به تار و پود بی‌جانش محکم گره بخورد / و چشم باز کند / در غربت پابرهنه‌ها


سکوت کن
مسعود بربر  (13 آبان 1384)

سکوت کن نازنين سکوت کن / فريادت را چنين جماعت منگ / جز به سکوت بر نخواهند تافت / آغوشت را فروگير مهربان / بازوانت را فروگير...


سه شعر از رضا طاهری
رضا طاهری  (7 آبان 1384)

(بازی، در اين سياهی‌ی شب، کنار ساحل رودخانه)
در اين بازی / در اين نمايشی که هست / در اين خانه / در اين کوچه‌ای که نيست / من / نيستم / کيست ديده باشد خود را / که هست...


شعری از داريوش رضوان
داريوش رضوان  (3 آبان 1384)

کسی برای ما صدای باد درنمی‌آورد / گمانا / گمانا / گمانا / ما کِی حريم روسری‌ات را شکستيم / کِی بی‌وجود «خود» / کنار کاسه‌ی چشمانت نشستيم...


سه رباعی از ابوالفضل توکلی شاندیز
ابوالفضل توکلی شانديز  (29 مهر 1384)

(ماجرا، کوشش، عشق)
چندی است سکوت ماجرای من و توست / روی تن شعر جای پای من و توست / از لحن غزل ـ گلایه‌ات دانستم / یک بغض غریب آشنای من و توست.


شعری از زيبا کاوه‌يی
زيبا کاوه‌يی  (25 مهر 1384)

نام طبيعی‌ات را می‌گذارم گل / تا بوی آرزوهای بر باد نشسته‌ام / در دهان سکوت / و خاطره‌ی بی‌سرپرست دنيا / زمزمه پژواک کند...


دو غزل از ابوالفضل توکلی شانديز
ابوالفضل توکلی شانديز  (19 مهر 1384)

(روح زخمی، تو)
به ذهن راكد، تكرار ناگهان بدهيد / به كام دشنه و تابوت، طعم جان بدهيد
چقدر گم‌شده هستم در ازدحام شما / قسم به آينه! من را به من نشان بدهيد...


درخت را می‌گويم
رضا طاهری  (15 مهر 1384)

زير درخت / زير باران بوديم / از من بزرگ‌تر است / درخت را می‌گويم / يادش نبود / زخم دلی که داشت / يادگار جوانی من است...



زیر چتر شیطان
صورتک‌های تسلیم
پاره‌های ممنوع
خانه به سيلاب