سال گذشته جشنوارهی کن با انتخاب سياسی فيلم «فارنهايت 11/9» از مايکل مور ـ به عنوان بهترين فيلم، نشان داد که از اهداف بانيانش فاصله گرفته است. جشنوارهی کن که توسط بنيانگذاران آن ـ جين زی، لويس لوميير، جرج هويسمن و... ـ به منظور برپايی جشنوارهای سينمايی، که در آن هنرمندان عرصهی سينما در جهان با معيارهايی هنری و به خصوص غيرسياسی به رقابت با يکديگر بپردازند، پديد آمده بود تا در مقابل جشنوارههای مطرح اروپايی، همچون جشنوارههای ونيز و برلين، که با ظهور فاشيسم در اروپا، سياسی شده بودند، قد علم کند؛ به طوری که هنر سينما کانون توجه جشنواره و داوریهای آن قرار گيرد، نه حوزههای پيرامونی و حتا مرتبط با آن. کن به سبب همين بیطرفی سياسی و داوری با ملاکهای هنری، به سرعت به يکی از مطرحترين جشنوارههای هنری اروپا و دنيا بدل شد. اما انحراف اخير کن، از منظر منتقدان و ساير جشنوارهها دور نماند. بزرگترين و هنرمندانهترين پاسخ به کن را هاليوود از طريق جشنواره اسکار 2005 داد. جشنوارهی اسکار با واگذاری سه تمشک طلايی برای بدترين بازيگر نقش اول به جرج بوش، بدترين بازيگر مکمل به رامسفلد و بدترين زوج بازيگری به بوش و رايس، به کن آموخت که حتا اگر خواهان انتقادی سياسی در دنيای سينما هستيم بايد آن را به زبان هنر و به خصوص سينما بيان کنيم. واقعاً فيلم مايکل مور به سبب ضعفهای عديدهای که هاليوود به روی تعدادی از آنها انگشت گذاشت، هرگز از توان رقابت با فيلمهای شرکتکننده در کن برخوردار نبود، چه برسد به اين که به جای بهترين آنها برگزيده شود. اما جشنوارهی اسکار با اهدای تمشک طلايی به فارنهايت 11/9 هم به انتقاد خود نسبت به برخی از سياستهای دولت بوش مبادرت ورزيد و هم با ديالوگی خاموش به کن هشدار داد، هشدار که جشنوارهای که زمانی عنوان هنریترين و پيشروترين جشنوارههای دنيای سينما را يدک میکشيد، اکنون با شعارزدگی از دنيای هنر فاصله گرفته است. داوران اسکار نظر خود را دربارهی بازيگری بوش، رامسفلد و رايس در فيلم مايکل مور اعلام کردند، اما دربارهی بازی آنها در افغانستان و عراق، اکنون اين مردم آن کشورها هستند که بايد نظر خود را بدهند!