پايگاه ادبی، هنری خزه، نسخه‌ی قابل چاپ
www.khazzeh.com
----------------------------------------------


سه شعر از سارا محمدی

سارا محمدی
saraharayene@yahoo.com
http://pagard.ayene.com


« گزارش پستچی »

اشتباه از شما نبود!
تقصير من هم نبود!
به جان مادرم
خودکشی هم نبود

زنگ که زدم
اشتباهی
پنجره را
جای در باز کرد

گفتم از شيراز نامه داريد
به جای پله‌ها
باز اشتباهی
مثل پرنده‌ها از پنجره پرواز کرد.




« رشيد خان »

اين لبخند بر لب من
رژ «بورژوا» نيست
مژه‌هايم طبيعی برگشته‌اند
رژ گونه نزده‌ام
برق چشمانم نيز
در چشم هيچ رقاصه‌ای پيدا نمی‌شود

وقتی بروی
چراغ‌ها خاموش می‌شوند
و سيندرلايت
شستن زمين را
از سر خواهد گرفت




« مادر روسپی خوبم »

تنت گاهی کبود
گاهی سرخ
تنت رنگين‌کمان است مادر

صد تومانی‌های ما
بوی عطرهای مردانه می‌دهد
نانوا با ما مهربان نيست مادر

بزرگ می‌شوم
برايت شربت سينه می‌خرم
برای خواهرم مدادرنگی هزار رنگه می‌خرم

رنگين‌کمان به آسمان برمی‌گردد
و شب‌ها کنارت خواهيم خوابيد