پايگاه ادبی، هنری خزه، نسخه‌ی قابل چاپ
www.khazzeh.com
----------------------------------------------


ديناميت ادبی نوبل و ما فراموش‌شدگان

نصرت شاد
nushad@noavar.com


هزينه‌ی جايزه‌ی نوبل درآغاز، از فروش مواد منفجره و ديناميت تهيه می‌شد که آلفرد نوبل (Nobel, Alfred: 1833 – 1896)، شيميدان سوئدی، برای ساختن پل و جاده و سد و تونل، کشف کرده بود. او وصيت کرده بود که جايزه‌ی فوق را در چهارچوب ملی و بين‌المللی هرسال اعطا کنند و حتا اگر لازم باشد، آثار خارجی را برای قضاوت و تصميم‌گيری کميته‌ی توزيع نوبل، ترجمه نمايند. ولی آيا کسی می‌داند که جوان‌ترين برادر نوبل، حين آزمايش برای کشف مواد منفجره‌ی فوق، به قتل رسيد؟ يا اين‌که آلفرد نوبل علاقه‌ی خاصی به ادبيات و فلسفه داشت و از او يک نمايش‌نامه‌ی تراژيک، طرح نوشتن چند نوول و تعدادی شعر به سبک شاعر انگليسی موردعلاقه‌اش يعنی «شلی» به‌جا مانده و او طی ۱۸ سال اقامت در فرانسه با «ويکتور هوگو» دوست بود و علاقه‌ی خاصی به آثار «شکسپير»، «لرد بايرون» و کانت داشت؟!

مدال نوبل در شاخه‌ی ادبيات

جايزه‌ی نوبل در ميان هزاران جايزه‌ی ملی و بين‌المللی ادبيات در جهان، امروزه مهم‌ترين آن‌ها است، ولی بر اثر معيارهای گاهی غلط کميته‌ی نوبل، درآغاز و يا محاسبات سياسی و يا ناسيوناليستی، تنی چند از مهم‌ترين نويسندگان جهانی تاريخ، از دريافت آن محروم مانده‌اند، از آن‌جمله: تولستوی، کافکا، جويس، ويرجينيا وولف، شاملو، دولت‌آبادی، استرين‌برگ، مالارمه، ريلکه، تراکل، زولا، بروخ، موسيل، برشت، گورکی و غيره. مثلن کلودل را به‌دليل کاتوليک‌بودن افراطی‌اش، گورکی را به بهانه‌ی کمونيست بودن‌اش، زولا را به‌سبب کارگری‌بودن آثارش، استرين‌برگ را به اتهام غيراخلاقی بودن نمايش‌نامه‌هايش، از دريافت اين جايزه‌ی پر درآمد محروم کردند.
ده‌ها سال جريان‌های ادبی اکسپرسيونيسم آلمانی و سوررئاليسم فرانسوی نيز از ليست دريافت جايزه محروم بودند. يا به‌نقل از گروهی از منتقدين اين جايزه، نويسندگان کشورهای اسلامی، عربی، چينی و آفريقايی تا نيمه‌ی قرن گذشته از کانديدشدن برای جايزه‌ی فوق محروم شدند.
«رابيندات تاگور»، اولين شاعر غيراروپايی بود که آن جايزه را در سال ۱۹۱۳ دريافت کرد؛ احتمالن چون او در انگلستان درس خوانده و به زبان انگليسی در جوانی شعر می‌سرود!
تا پايان جنگ جهانی دوم غالبن نويسندگان اروپايی و آمريکايی آن جايزه را دريافت کردند. مثلن بين سال‌های ۱۹۰۱ تا جنگ جهانی دوم، کشورهای اروپايی و آمريکا آن جايزه را ۷۹ بار از آن خود ساختند. در طول جنگ جهانی دوم، نويسندگان کشورهای متحده‌ی شرکت‌کننده در جنگ مانند: آلمان، ايتاليا، اتريش، ژاپن و اسپانيا از دريافت آن محروم شدند، گرچه بعضی از آن‌ها خود مهاجر و فراری و تبعيدی از فاشيسم، در خارج از کشورهای فوق زندگی می‌کردند.

منتقدين توزيع جايزه‌ی نوبل، از مواضع: راست، چپ ـ شرقی، غربی ـ سنتی، پيشرفته ـ اروپای مرکزی، جهان سومی ـ بر اين نظرند که بارها به‌جای ارزش‌های ادبی، مواضع سياسی و ملی تصميم‌گيری کميته‌ی نوبل، دخالت داشته است. عده‌ای ديگر هم سال‌ها مشکوک به دريافت جايزه‌ی نوبل می‌شوند، ولی آن‌را هيچ‌گاه دريافت نخواهند کرد.

جايزه‌ی نوبل تا سال ۱۹۸۳ در طول بيش از ۸۰ سال، به بيش از ۵۰۰ نويسنده، دانشمند و مؤسسه اعطا گرديده است. در طول اين مدت توزيع جايزه هفت بار به‌دليل جنگ در سال‌های ۱۹۱۴،۱۹۱۸،۱۹۳۵ و ۱۹۴۰ تا ۱۹۴۲ اعطا نشد. و يک‌بار در سال ۱۹۶۴ از طريق «سارتر» رد شد و در سال ۱۹۵۸ به‌دليل فشارهای استالينيستی از طريق «پاسترناک»، از دريافت آن خودداری شد. اگر برندگان ساير علوم اين جايزه غالبن حدود ۳۰ ساله هستند، دريافت‌کنندگان ادبی آن جايزه، يا بيش از ۵۰ سال سن دارند يا يک سال قبل از مرگ آن‌را دريافت می‌کنند. برنده‌ی جايزه‌ی ادبيات امسال يعنی آقای «پينتر»، بيش از ۷۵ سال سن دارد و متأسفانه نيز به بيماری سرطان گلو مبتلا است.

از زمان جنگ جهانی دوم، تغييراتی در معيار انتخاب به‌وجود آمده؛ ژيد، همينگوی، فاکنر، کامو، سارتر، مارکز، نرودا و غيره توانستند بدين سبب آن جايزه را از آن خود سازند. تا سال ۱۹۸۵ کشورهای شيلی دو بار، گواتمالا، ژاپن، استراليا، کلمبيا، و استراليا هرکدام يک بار آن جايزه را تصاحب کردند. از ۷۹ بار اعطای آن جايزه؛ فرانسه و کشورهای اسکانديناوی ۱۲ بار ـ آلمانی‌زبان ۹ بار ـ آمريکا ۸ بار ـ انگليس ۸ بار ـ ايتاليا ۷ بار ـ اسپانيا و شوروی مرحوم هرکدام ۴ بار ـ لهستان و يونان ۲ بار ـ بلژيک، هلند، ايسلند، هرکدام يک بار، دريافت‌کنندگان جايزه‌ی فوق شدند. ولی بايد قدری دقيق‌تر اشاره نمود که در پشت نام شاعر انگليسی‌زبان «ويليام ويت»، يک ايرلندی ميهن‌پرست، و در پشت نام «اسحاق سينگلر» آمريکايی، يک يهودی يديش زبان، و در پشت نام «هرمان هسه» سوئيسی، يک آلمانی قرار دارند.
از طنزهای روزگار جايزه‌ی نوبل اين‌که سه کشور اسکانديناوی (سوئد، نروژ و دانمارک) هرکدام تا سال ۱۹۸۳، سه بار آن جايزه را از آن خود ساختند که موجب پوزخند بعضی ادب‌شناسان گرديده.
برنده‌ی جايزه‌ی سال ۱۹۲۰ يعنی «کورت هامزن»، شاعر منتقد، بعدها به نازی‌ها پيوست. هيتلر سبيل‌مگسی هم دريافت جايزه‌ی نوبل را برای نويسندگان ساکن امپراتوری رايش سوم رؤيايی خود ممنوع کرده بود و از دريافت‌کنندگان آن جايزه، فوری سلب مليت می‌کرد و گذرنامه‌های‌شان را بی‌اعتبار می‌کرد. بدين‌دليل خانم «نلی ساکس» و آقای «الياس کانتی» آن‌را در تبعيد دريافت نمودند.

آلفرد نوبل

بعدها منشی خصوصی آلفرد نوبل يعنی خانم «برتا سوتنر» پايه‌گذار جنبش صلح شد و درسال ۱۹۰۵ برنده‌ی جايزه‌ی صلح گرديد. وی نويسنده‌ی رمان مشهور «اسلحه را زمين بگذار!» است. نوبل يک‌بار به دعوت وی در کنگره‌ی صلح جهانی آن‌زمان شرکت کرد، ولی طبق علايق سرمايه‌دارانه‌اش فکر می‌کرد اگر تمام کشورهای درنده‌ی جهان تا دندان مسلح شوند، بين آن‌ها جنگی پيش نخواهد آمد. نوبل يک‌بار به دوست و منشی خود گفته بود، ديناميت‌سازی کارخانه‌های من زودتر از کنگره‌های رمانتيک صلح شما به جنگ پايان خواهند داد.
از جمله ديگر پيچيدگی‌های شخصيت نوبل اين بود که او مثلن به ادبيات نيز علاقه‌مند بود.

امروزه اشاره می‌شود که در تاريخ جايزه‌ی نوبل، اکثر ژانرهای ادبی آغاز قرن بيستم که برای ادبيات جهانی اهميت داشتند، به‌دليل معيارهای غلط کميته‌ی نوبل، از دريافت آن جايزه محروم شدند. ولی امروزه اعتراف می‌شود که ادبيات به هر فرم که باشد، واسطه‌ای است برای انعکاس واقعيات.
نويسندگان مهم فرانسوی قرن ۱۹ که موجب تحولات ادبی در قرن ۲۰ شدند؛ مانند: ويکتور هوگو، بودلر، و مالارمه نيز از دريافت آن جايزه محروم شدند. کميته‌ی نوبل بزدلانه تولستوی را به بهانه‌ی خشمگين نکردن دولت تزار از دريافت جايزه‌ی فوق محروم نمود.

گروهی از صاحب‌نظران مدعی هستند که کميته‌ی نوبل علاقه‌ی خاصی به رمان‌های خانوادگی دارد. درقبال دريافت آن جايزه، وظيفه‌ی هر دريافت‌کننده، آن است که وی بعد از شش ماه يک سخنرانی درباره‌ی خود، اثر و احتمالن ساير مسايل بنمايد.

آلفرد نوبل در سال ۱۸۳۳ در سوئد به‌دنيا آمد و در سال ۱۸۹۶ درگذشت. پدرش معمار بود. بعد از مرگ نوبل، وصيت‌نامه‌ی وی موجب تعجب دوست و دشمن گرديد، چون او بخش مهمی از سرمايه‌ی چندمليتی آن‌زمان خود را برای اعطا به نويسندگان و دانشمندان و پزشکان تعيين کرده بود. او در آغاز می‌خواست تمام سرمايه‌ی خود را سالانه به‌صورت جوايزی برای کشفيات و اختراعات و ادبياتی که به‌قول خودش، موجب بهترشدن زندگی نسل بشر می‌شوند، تعيين کند. به اين دليل وصيت‌نامه‌ی او بعد از مرگش در سال ۱۸۹۶ موجب جنجالی در کشور سوئد شد که چرا سرمايه‌ی مملکت را به خارجی‌ها می‌بخشند.
طبق وصيت‌نامه‌ی او در ادبيات کسی حق دريافت جايزه را دارد که با کمک «ادبيات ايده‌آليستی» موجب آگاهی و شناخت انسان شود. او می‌گفت که شناخت موجب رفاه در آينده می‌شود، البته نه رفاه شخصی، بلکه رفاه اجتماعی و با آمدن رفاه، تمام پليدی‌ها، زشتی‌ها و بيچارگی‌های انسان نيز از بين می‌روند، کشفيات علمی و خلاقيت‌های ادبی و زيباشناسی باعث نابودی ميکرب‌های جسمی و روحی می‌گردند و تنها جنگ بايد در آينده عليه ميکرب‌ها باشد.

آشنايی نوبل در دوران تحصيل با چند زبان اروپايی موجب شد که او با ادبيات و فرهنگ‌های خارجی نيز آشنا گردد. او می‌گفت، من ايده‌آليستی هستم که فلسفه را راحت‌تر از غذا هضم می‌کند. او يقين داشت که کشف ديناميت باعث ساختار راحت‌تر ارتباطات بين بشريت می‌شود. او تأکيد کرده بود که نه تمام آثار و يا زندگی يک نويسنده، بلکه آخرين اثر سال پيش او مورد بررسی و قضاوت برای دريافت جايزه قرار گيرد، سفارشی که بعدها به‌دليل شرايط زمانی و آگاهی‌های جديد انسان، امروزه تغيير کرده است.


پی‌نوشت: زمانی‌که راديو ايالتی شهر ما برنده‌ی جايزه نوبل برای ادبيات سال ۲۰۰۵ را آقای هارولد پينتر، نمايش‌نامه‌نويس، هنرپيشه و کارگردان (چپ خياط‌زاده‌ی يهودی‌تبار) انگليسی اعلان کرد، به‌ياد تاريخ جايزه‌ی نوبل افتادم و تصميم به تهيه‌ی مطلب فوق گرفتم. اميد است برای خواننده جالب باشد.


پی‌نوشت خزه: عکس اول مدال نوبل در شاخه‌ی ادبيات است که در آن مرد نويسنده‌ی جوان به سخن يکی از «موز»ها (الهه‌های هفت‌گانه‌ی هنر و موسيقی) گوش می‌کند و می‌نويسد.