![]() |
نويسنده: استيون اچ. گيل
مترجم: شعله آذر
مقدمهی مترجم:
«هارولد پينتر» برندهی جايزهی نوبل ادبيات ۲۰۰۵، دلمشغولی نوشتن را با سرودن شعر
آغاز کرد و آنگونه که در آخرين گفتگوهايش بيان کرده، ظاهرن با شعر نيز میخواهد به
پايان ببرد. اما ۲۹ نمايشنامهای که تاکنون نوشته است ــ از نخستين آن «اتاق» تا
آخرين آن «آواها»ست که او را به شهرت جهانی رسانده است. او با تئاتر ابزورد شروع
کرد و به سبک منحصر به فرد خود پينترسک رسيد، نامی که با همان نخستين نمايشنامهاش
باب شد. هارولد پينتر علاوه بر نمايشنامه، فيلمنامههای اقتباسی ماندنیای نوشته
و بازيگری و کارگردانی تئاتر را نيز هرگز ترک نکرده است. سياست آميخته با شخصيت و
زندگی اوست و انتقادهای سياسی تند و تيز او دربارهی خطمشیهای جنگطلبانهی
امريکا و انگليس مشهور است. هارولد پينتر چند روز پيش از دريافت جايزهی نوبل ۷۵
ساله شده است. او سه سال است که با سرطان میجنگد اما همچنان به بازيگری بر روی
صحنه، کارگردانی و سخنرانیها و نگارش مقالههای سياسی خود با جديت ادامه میدهد.
از معروفترين نمايشنامههای او میتوان اتاق، جشن تولد [۱]،
بازگشت به خانه، فاسق، خاکستر به خاکستر و خيانت [۲] را نام برد.
« اتاق »
اتاق نخستينبار در ژوئن ۱۹۶۰ در کلوپ نمايشی هامپستيد اجرا شد.
شخصيتها:
برت هاد ــ يک مرد پنجاه سالهی گنگ.
رز هاد ــ همسر برت (Bert)، يک زن شصت سالهی ترسو.
آقای کيد ــ يک مرد گيج، صاحبخانهی خانوادهی هاد.
تاد ساندز ــ مرد جوانی که در جستجوی يک اتاق است.
خانم کلاريسا ساندز ــ همسر تاد.
رايلی ــ يک سياهپوست کور که به جستجوی رز از زيرزمين بيرون میآيد.
نخستين نمايشنامهی پينتر، اتاق، دارای تمام اجزايی است (چه از جهت درونمايه، چه
از نظر سبک) که او در دوازدهسال نخست کار نمايشنويسی خود از آنها استفاده میکند.
اين درام بهدليل نمايش تهديد از طريق خلق مشکلاتی که در تثبيت و رابطه وجود دارد،
به خاطر استفاده از طنز و زبان واقعگرا به عنوان دو شگرد متضاد، و اتکای محدود به
تصاوير هر چند بسيار زنده، يک درام نمونه است. «کمدی تهديد» [۳]
پينتر با همين نخستين اثر آغاز میشود و مانند باقی کمدیهای تهديد پينتر، بيشتر
تأثير نمايش بهخاطر جو تهديد آن است.
اساسن درامنويس علاقهمند است که در اين نمايشنامه وجود تهديد را در معرض ديد
قرار دهد و سپس آدمهايی، در اينجا رز، را مطالعه کند که زير فشار اين تهديد در
شرف نابودی هستند.
حالت تهديد، بيشتر از صحنهآرايی ايجاد میشود. يک اتاق هست، و درون اتاق يک در
وجود دارد. با تصويرپردازیای که در مورد رز بهکار رفته، معلوم میشود که اتاق
برای او جای امنی است ــ گرم است، حجم مناسبی دارد، مجزاست. «داشتن همچين اتاقی
يعنی خوش شانسی.» از سوی ديگر، حضور در، وسيلهی دسترسی به هر چيزی را نشان میدهد
که در بيرون آن است. به همان اندازه نيز، نشان میدهد که چيزهای بيرون خوب نيستند
ــ بيرون تاريک و سرد است. بدتر از همه، چيزی است که از آن زيرزمين کوچک، تاريک،
بدبو و مرطوب از در داخل میشود.
و تأثير خود را میگذارد. ابتدا آقای کيد نگرانی رز را تشديد میکند، زيرا رز نمیتواند
با او رابطه برقرار کند. رز احتياج به اطمينان خاطر دارد، اما کيد تنها برای رز
ايجاد ابهام میکند. بعد خانوادهی ساندز با اين خبر میآيند که کسی در زيرزمين
هست و قرار است اتاق رز را اجاره بدهند.
تجاوز عملی به پناهگاه رز، به هيئت يک سياهپوست کور ظاهرن بيچاره صورت میگيرد که
تنها روش حملهی او اين است که از رز میخواهد با او به خانه برگردد. در پايان
نمايش، رز بهخاطر بیحفاظ قرار گرفتن در دنيای بيرون از اتاق ناگهان کور میشود.
او دريافته که حتا در اتاق خودش هم نمیتواند در امان باشد و تا جايی که بتواند عقبنشينی
میکند.
نويسنده در هيچکجای اتاق نمیگويد که چرا رايلی رز را تعقيب میکند، يا چرا رز از
او میترسد. علت اهميتی ندارد. چيزی که مهم است درک وجود تهديد و آسيبپذيری آدمی
نسبت به آن است.
![]() |
« جشن تولد »
جشن تولد نخستين بار در ۲۸ آوريل ۱۹۵۸، در تئاتر هنرهای زيبای کمبريج اجرا شد.
شخصيتها:
پتی بولز ــ مردی شصت ساله، که متصدی صندلیهای يک استراحتگاه ساحلی انگليسی است.
مگ بولز ــ همسر پتی، زنی شلخته و شصت ساله، که «پانسيونشان» را میگرداند.
استنلی ــ مردی در اواخر سی سالگی، يک پيانيست سابق که مستأجر خانوادهی بولز است.
لولو ــ دختر تقريبن بيستسالهی همسايه.
نات (سيمی) گلدبرگ ــ يک يهودی پنجاه ساله که به دنبال استنلی آمده.
درموت (سيموس) مککان ــ يک کشيش «تازه خلع لباس شده» که شريک گلدبرگ است.
هنرمند سرخورده برای استراحت و آنگونه که در انتهای پردهی نخست آشکار میشود،
برای فرار از تهديد نامعلومی به يک شهر ساحلی رفته و در خانهای پانسيون میشود.
[۴]
![]() |
« گارسن لال »
گارسن لال نخستين بار در کلوپ نمايشی هامپستيد در ۲۱ ژانويهی ۱۹۶۰، همراه اتاق
به نمايش درآمد.
شخصيتهای نمايش:
بن ــ يک قاتل کاملن حرفهای اجير شده
گاس ــ همدست بازجوی او
سومين «کمدی تهديد»، گارسن لال، پايانی است بر نخستين دورهی نمايشنامهنويسی
پينتر. او در اين نمايشنامه، همان مسير اتاق و جشن تولد را پی میگيرد، و از همان
جايی آغاز میکند که آن دو تمام شدهاند. بن و گاس از بعدی ديگر، همان گلدبرگ و مککان
جشن تولد هستند. گاس شروع کرده به پرسيدن چيزهايی که وجود دارند و در وضعيت موجود
نظام (به وسيلهی جامعهی درگير) مورد تهديد واقع میشوند، بنابراين، گاس بايد از
بين برود. سرايدار لال، نمايشی است که در آن، تهديدکننده خود تهديد میشود.
![]() |
« فاسق »
فاسق نخستين بار در ۲۸ مارس ۱۹۶۳ در تلويزيون لندن ظاهر شد و نمايش صحنهای آن،
نخستين بار در ۱۸ سپتامبر ۱۹۶۳، در تئاتر هنرهای زيبای لندن و به کارگردانی پينتر
به اجرا درآمد.
شخصيتهای نمايش:
ريچارد ــ شوهر بیتعصبی که مثل مکس (در بازگشت به خانه)، عاشق بازمیگردد.
سارا ــ همسر ريچارد / معشوقه.
جان ــ مرد شيرفروش.
درونمايهی نياز روانی و با توجه به اينکه پينتر احساس میکند آدمها به مسيری میروند
که نيازهایشان را ارضا کنند، در فاسق بهتر از درامهای قبلی او ديده میشود. صراحت
درونمايهی نمايش در نتيجهی اين است که شخصيتها نسبت به نيازهایشان احساس
درماندگی بيشتری میکنند و بيشتر از شخصيتهای نمايشهای قبلی میخواهند رابطهی
بادوامی را حفظ کنند يا بسازند. بنابراين، اعمال نهايی آنها کمی از هنجارهای
اجتماعی پا فراتر گذاشته. در نتيجه، ما نسبت به اتفاقی که میافتد آگاهتريم و علت
آن را نيز بهتر درک میکنيم.
![]() |
« بازگشت به خانه »
بازگشت به خانه نخستين بار در تاتر آلدريچ در سوم ژوئن ۱۹۶۵ به صحنه آمد.
شخصيتهای نمايش:
مکس ــ مردی هفتاد ساله، يک قصاب سابق با رفتاری مردسالارانه که حوادث در خانهی او
اتفاق میافتد؛ پدر تدی، لنی و جويی و برادر سم.
لنی ــ مردی در اوان سی سالگی که زندگیاش را از راه پااندازی میگذراند؛ او نسبت
به شخصيتهای ديگر زيرکتر است؛ پسر دوم مکس و برادر تدی و جويی است.
سم ــ مردی شصت و سه ساله که در هر چيزی جز رانندگی شکست خورده؛ برادر مکس.
جويی ــ مردی در اواسط بيستسالگی که روزها در قسمت تخريب کار میکند و شبها بوکس
ياد میگيرد: کوچکترين پسر مکس و برادر تدی و لنی.
تدی ــ مردی در ميانهی سی سالگی، دکترای فلسفه که در دانشگاه امريکا تدريس میکند؛
همسرش را به خانه آورده تا خانوادهاش را ببيند؛ بزرگترين پسر مکس و برادر لنی و
جويی.
روت ــ زنی در آغاز سی سالگی، مانکن سابقی که شش سال پيش با تدی ازدواج کرده و
اساسن حوادث نمايش را او کنترل میکند.
{جسی ــ مادر متوفی که هرگز ظاهر نمیشود، با اين وجود، نفوذ قاطعانهای روی
خانواده دارد.}
در تعبير بازگشت به خانه، مثل سرايدار، با مشکل مواجهيم، مگر اينکه درک کنيم اين
نمايش نيز بسط مطالعهی پينتر دربارهی نياز روانی به عنوان علتی برای تهديد است.
پينتر گفته است که «بازگشت به خانه در مورد عشق و فقدان عشق است»؛ فقدان عشق، بله،
ولی باز هم مشکل است تصور کنيم که از هر جنبهای اعمال کثيف اين شخصيتها به عشق
ربط دارد. اشارهی پينتر به اين است که وقتی آدمها روی «لبهی تيز زندگی» هستند،
ممکن است با همديگر رفتار کاملن بیرحمانهای داشته باشند. ولی اين رفتارها را خارج
از بافت اصلی زندگیشان انجام میدهند؛ رفتارشان دلبخواه نيست ولی به دلايل بسيار
ريشهداری انجام میگيرد، دلايلی که «بسيار جدی» هستند. به کلام ديگر، هر يک از
افراد خانواده محتاج نوعی رابطهی روحی و عاطفی با ديگری است که بهدست نمیآورد و
روت ايجادش میکند. با اين حال، روت يک زن حشری نيست. (مثلن جويی با او رابطهی
جنسی ندارد؛ و در جستجوی مادر از دست دادهی خود است.) روشن است که ازدواجش نتيجهای
نداشته و میتواند تدی را پس بزند زيرا نتوانسته نيازهايش را تأمين کند؛ او ديگر
هيچ احساسی به شوهرش ندارد. به نظر میرسد در فلسفهی او بايد از چيزی که درست کار
نمیکند، خلاص شد و چيز ديگری را جانشينش کرد که درست عمل کند. هنگامیکه در پايان
نمايش، پس از تبعيد شدن تدی به امريکا پرده میافتد، يک صحنهی بسيار تصنعی ــ با
روت و خانوادهی تازهاش که در کنار او ژست يک خانوادهی سنتی را گرفتهاند ــ روشن
میکند که اين درام دربارهی بازگشت روت به خانه بوده.
بنابراين با توجه به همهی جوانب، بازگشت به خانه کاملن نزديک به فاسق است زيرا اين
نيز تصويری است از افراد درماندهای که سعی دارند نيازهای روانیشان را تأمين کنند.
انگيزهها به همان اندازه روشن نيست، ولی انگيزهها به همان مقدار نمايشنامهی
قبلی قوی است.
![]() |
« درد خفيف »
درد خفيف را برنامهی سوم صدا و سيمای بريتانيا، برای پخش در ۲۹ جولای ۱۹۵۹ به
پينتر سفارش داده بود و پس از آن برای نخستين بار در ۱۸ ژانويهی ۱۹۶۱ در تئاتر
هنرهای زيبای لندن به روی صحنه رفت.
شخصيتهای نمايش:
ادوارد ــ مرد ميانسالی که زندگیاش را ناموفق میداند.
فلورا ــ زن ناراضی او.
کبريتفروش ــ «تهديد» ساکت، کثيف و ژندهپوشی که به خانهشان دعوت میکنند.
درد خفيف يک نمايشنامه از دورهی گذار است که بين «کمدیهای تهديد» و درامهای
بعدی پينتر قرار دارد. اين نيز قطعن يک کمدی تهديد است ولی با يک مشخصهی متفاوت ــ
تهديد به درون اتاق آورده میشود و بیخطری خود را ثابت میکند. تهديد اصلی از خود
فرد ناشی میشود. در نمايشنامههای قبلی، تهديد خارجی و جسمی بود. در درد خفيف
درونی و روانشناختی میشود.
پينتر با اين درام جهتگيری تازهای را شروع کرده، ولی هنوز علاقهمند خود تهديد و
آثار آن است. هرچند که جوهر نمايشنامههای ديگر پينتر در اين نمايشنامه نيز وجود
دارد. تمرکز او روی آثار تهديد است، نه علل آن.
![]() |
« سرايدار »
سرايدار نخستين بار در ۲۷ آوريل ۱۹۶۰ در تئاتر هنرهای زيبای لندن اجرا شد.
شخصيتهای نمايش:
ميک ــ يک مرد مرموز در اواخر بيست سالگیاش، او مالک خانهای است که با برادرش
آستون در آن زندگی میکند و میخواهد برادر بزرگترش را از خطرهای بيرونی حمايت کند.
آستون ــ برادر، مردی در آغاز سی سالگی که تحت معالجهی شوک الکتريکی قرار گرفته.
مک (جنکينز) ديويس ــ پيرمردی که آستون به خانه دعوتش کرده و مزاحمتش تهديدی است
برای رابطهی دو برادر.
وقتی از پينتر پرسيدند که سرايدار دربارهی چيست، او پاسخ داد «عشق». بدون اين
اشاره، نمايشنامه را سخت میشود تفسير کرد، با اين اشاره، سرايدار در تکامل درونمايهی
درامنويس، نقش بسيار مهمی به خود میگيرد. زيرا نشان میدهد که پينتر کاملن از
تفاوت بين اين نمايشنامه با آثار پيشين خود آگاه است. تأکيد او از تهديد به عامل
تهديد جابهجا شده است.
با توجه به توصيف سرايدار به زبان عشق، روشن است که چرا ديويس وارد درام میشود،
تعريف پينتر از عشق نمیتواند همان تعريف قراردادی و واژهنامهای باشد که عشق را
يک دلبستگی غير خودخواهانه میداند و «محبتی بر پايهی ستايش و حسن نيت» که در آن
معشوق به خاطر ارزش ذاتیاش مورد عشق واقع میشود. استون، ميک و ديويس درگير شکل
دادن به روابط بادوام شخصی خود هستند و اگر اين چيزی باشد که پينتر قصد دارد با
واژهی «عشق» انتقالش دهد، شايد ما بايد کلمهی «نياز» را جانشين آن کنيم، که به
نظر میرسد برای روابطی که در نمايشنامه نشان دادهشده، مناسبتر باشد. اکنون
پينتر علاقهمند علت ايجاد تهديد شده، و وقتی میگويد که اين درام دربارهی «عشق» (بخوانيد
«نياز») است، باعث میشود که درک روشنتری از مفهوم اثر و انگيزهی اعمال شخصيتها
داشتهباشيم. اگر ميک، آستون و ديويس همگی نيازهای روانشناختی و عاطفی بنيادی و
مشابهی داشته باشند و تمام کارهای آنها به خاطر ارضاء اين نيازها باشد، مجموعهی
درگيریهای غيرقابل توضيح نمايشنامه، قابل درک میشوند.
« کلکسيون »
کلکسيون را نخستين بار تلويزيون لندن، در ۱۱ مه ۱۹۶۱ نمايش داد و بعدها در تئاتر
آلويچ لندن، در ۱۸ ژوئن ۱۹۶۲ به روی صحنه رفت.
شخصيتهای نمايش:
هری کين ــ مرد چهل ساله، مالک يک خانهی اعيانی در بلگراويا که با بيل لويد در آن
زندگی میکند.
جيمز هرن ــ مرد سی ساله، شوهر استلا؛ در طراحی لباس کار میکند.
بيل لويد ــ مردی در اواخر بيست سالگی که شريکی در خانهی هری کين زندگی میکند؛
او نيز در کار طراحی لباس است.
در عين حال که خيلی ساده میتوان فهميد مجموعه تفسير دراماتيک يکی از درونمايههای
مورد علاقهی پينتر، تثبيت است (و در نتيجه کاربرد يکی از ابزارهای مورد علاقهی او،
تقابل مداوم «حقيقت» و عوامل قراردادی)، اين درام برای نشان دادن الگوی بررسی
نيازهای روانشناختی فرد به عنوان سرچشمهی تهديد نيز مناسب است. در واقع اين نمايشنامه،
دومين دورهی اصلی توصيف دراماتيک اين نويسنده را آغاز میکند.
اعمال تمام شخصيتهای کلکسيون، مانند سرايدار، بر اساس نياز است ــ مشهود است که
رابطههای ميان اين دو زوج، هری و بيل؛ و جيمز و استلا، تمام نيازها، دست کم
نيازهای يکی از افراد هر جفت، را تأمين نمیکند. بنابراين، آنها با نشان دادن اين
که میتوانند قيد و بندهایشان را بشکنند، سعی دارند آنها را تقويت کنند و در
نتيجه، نيازمند نيرو گرفتن هستند. بنابراين، پينتر در اين نمايشنامه شروع به بررسی
اين مطلب کرده که تهديدی که از سوی نيازهای ارضا نشدهی روانی صورت میگيرد، چگونه
باعث بهوجود آمدن اعمالی میشود که با انگيزهی ارضاء اين نيازها انجام میشوند.
پینوشت:
۱ـ جشن تولد توسط اينجانب ترجمه شده و آمادهی چاپ است.
۲ـ اين دو نمايشنامه به همراه «زبان پشت کوهی» توسط اينجانب ترجمه شده و بهزودی
بهوسيلهی نشر «نيلا» در يک مجلد منتشر میشود.
۳ـ برای آشنايی بيشتر با «کمدی تهديد» هارولد پينتر نگاه کنيد به مقالهی «سکوتهای
هارولدپينتر و نوبل ۲۰۰۵» به ترجمهی اينجانب در
روزنامهی شرق، ۲۷ مهر ۸۴.
۴ـ شرح و تحليل دقيق اين دومين کمدی تهديد هارولد پينتر در کتاب در دست انتشار «بررسی
جشن تولد و آثار ديگر هارولد پينتر» نوشتهی استيون اچ. گيل به ترجمهی اينجانب
آمده است.
پینوشت خزه:
همهی تصويرهای متن از سايت اختصاصی «هارولد پينتر» برداشته شده است.