پدرم چوپان دروغگو
مادرم شيرهايش را به بچههای همسايه
و از پنجره مگسهای غولپيکر
پيکر پدرم
روی سينهی مادر
سنگينی خاطرات جوانی
خوش بودم
گرگ خواب آهو میديد
و شليک تپانچهها
از نفسهای آهو
چهارشنبهها
آسش نذری مادر
بوی کافور
من با وافور پدرم
تپانچهبازی
تيرهای سياه
چراغهای خاموش کوچهی ما
کنار دل پدر
مادرم
با عينک تهاستکانی
مزهی دهان پدر
ماستهای ترش
از شير مادرم
همسايهها گريه برای بچهها
مادرم
هر روز مزهی دهان پدر
ترشتر
پدرم با گرگها، با آهوها
مگسها
از پنجرهها
فرار میکنند
آهوها
بچههای همسايه
بدون شير
من چوپان بدون تپانچه
با چراغهای خاموش
با بچههای همسايه
با وافور پدرم