هفت ماهی از تحول خزه و آغاز شیوهی تازهی آن میگذرد. گفتیم بد نیست چند خطی
با شما آشنایان صحبت کنیم از نکتههایی که باید گفت:
۱ ـ از یکی از همراهان عزیز خزه، آقای رضا طاهری، باخبر شدهایم که شاعر ترک و
دوست نادیده م. بولنت،
تعدادی از شعرهای منتشرشده در خزه را به زبان ترکی برگردانده است. مایهی خوشوقتی
و مسرت اصحاب خزه است و در همینجا از ایشان بسیار تشکر میکنیم.
۲ ـ چندی است عزرائیل گویا داس خود را در خرمن نه چندان گستردهی اهل هنر و ادب این
خاک انداخته، مجال نمیدهد از سوگ یکی برخاسته، به سوگ دیگری بنشینیم. خزه مرثیهگویی
را خوش ندارد، چرایش را میتوانید در
یادداشت کوتاه
سردبیر در مرگ «آتشی» عزیز بیابید، در آن خندیدن اهل خاک بر ما بهظاهر زندگان.
گذشته از آن که در باور ماست پاس ارزش هنرمند را داشتن باید در زمان زیستنش باشد،
نه هنگامی که دیگر سودی ندارد. گفتیم تا چنین تصوری پیش نیاید که مرگ جبرانناپذیر
این عزیزان از دید خزه پوشیده مانده است.
۳ ـ بعضی بر ما خرده گرفتهاند که در این زمان، زمان عسرت و آشوب و سیاست و بمب و
ترور و... (میدانید خود، پس چه بگوییم!)، چه جای پرداختن به شعر و داستان و مقاله
است و انگار زیستن در دنیایی دیگر. از دید ما بزرگترین اشتباه است واماندن از یکی
از شئون بشری، و آن هم هنر بزرگی چون ادبیات، به بهانهی کفهای روی آب. اصحاب خزه
و تمامی همراهان آن همراه دیگران با نگرانی، اندوه و اندکی یأس، اخبار را دنبال میکنند.
اما دلیلی نمیبینند که محیط صمیمی خزه را به ساحتی غیر ادبیات آلوده سازند.
۴ ـ چند نامهای داشتهایم که از سانسور نظرها در خزه گله دارند. خزه این کار را
انکار نمیکند و به این روند ادامه خواهد داد. خزه خود را موظف میداند نظرهایی که
به اثر ربطی ندارد و شخصیت نویسنده را هدف قرار داده است، پاک کند. علاوه بر این از
باقیگذاشتن نظرهایی که شکل توهینآمیز دارند، معذور است. اینگونه نظرها را تنها
برای اصحاب خزه باقی میگذاریم، چرا که آنها اهمیتی به توهین نااهلان نمیدهند.
ولی دلیلی نمیبینیم که همهی همراهان خزه چنین دیدی داشته باشند. به احترام کسانی
که برای خزه مطلب میفرستند، ما هم نظرهای نوشتهشده بر کار آنها را بازبینی میکنیم.
۵ ـ روال خزه در بررسی آثار فرستادهشده تا به حال به اینگونه بوده است که پس از
بررسی اثر توسط سردبیر، یادداشت کوتاهی در پاسخ به نویسنده میفرستادهایم که در آن
موافقت یا مخالفت خزه با انتشار اثر، و دلیل آن ذکر شده بود.
دیدهایم بعضی از نویسندگان تاب شنیدن مخالفت ندارند (تو بخوان همان فرهنگ کهنهی
نقدناپذیری در ما)، و به شدت از خواندن یادداشت کوتاه ما (که در نهایت احترام نوشته
میشود) برآشفته میشوند و فکر میکنند قصد توهین یا تحقیر ایشان را داشتهایم.
ما علاقهای به دشمنتراشی نداریم و نخواهیم داشت، حجم کارهای رسیده به خزه هم آنقدر
زیاد شده که وقت کافی هم برای نقد تکتک آثار نداریم. از این پس روال ما بهاین
گونه خواهد بود که در پاسخ آثاری که به هر دلیل قصد انتشارشان را نداریم، به یک
جمله بسنده میکنیم: «از انتشار اثر شما معذوریم.» باشد که ناراحتی کمتری پیش
بیاید. (مگر اینکه کسی خود نقد اثرش را بخواهد، در آن صورت برایش خواهیم نوشت.)
دقت کنید این عدم انتشار لزومن به معنای ضعیفبودن کار نخواهد بود. ممکن است ما
مفهوم کار را متوجه نشده باشیم و فهم اثر اولین شرط انتشار آن است.
در ضمن بهتر است این نکته را یادآوری کنیم که در پاسخ نامههای خود شکیبا باشید.
بررسی آثار رسیده وقت میبرد و اگر پس از دو هفته از فرستادن نامه پاسخی نگرفتید،
پیگیری کنید که آیا به دست ما رسیده یا خیر.
۶ ـ آخرین نکتهی قابل ذکر در این یادداشت سطح بعضی از آثار منتشرشده در خزه است.
اصحاب خزه به خوبی بر کیفیت آثار انتشاریافته واقفند و میدانند بعضی از آثار در
برابر دیگر نوشتهها کم میآورد. یک دلیل این کار مجالدادن به نویسندگان جوانتر و
باآتیه است تا کارشان دیده شود. معمولن در کار اول، خزه سختگیری کمتری دارد تا
کارهای بعدی. هرچند که با رسیدن آثار بیشتر کمی در این معیارها تجدیدنظر کردهایم.
یادداشتمان کمی به درازا کشید. ولی فکر کنیم دیگر نکتهای ناگفته نمانده. کلیشه
است این درخواستها، ولی چاره نیست، از همهی شما همراهان درخواست میکنیم ما را از
پیشنهادها و نظرهای خود بینصیب نگذارید.
با امید بهروزی، بدرود تا بعد...