پايگاه ادبی، هنری خزه، نسخه‌ی قابل چاپ
www.khazzeh.com
----------------------------------------------


شش شعر از پژمان الماسی‌نیا

پژمان الماسی‌نیا
age1rooz@yahoo.com
http://ryra.blogfa.com


« تأخیر »

قطار آن‌قدر دیر رسید
که همه رفتند
حتا من،
خوب که فکر می‌کنم
انتظار باز‌آمدنت را
در ایستگاه جا گذاشتم...

پاییز هشتادوچهار




« نگاتیوهای فراموش‌شده »

عکس‌های
روزگار جوانی‌ام را
پنهان کرده‌ای
تا
از یاد ببری
که هرگز
از یاد نبُردمت

*

حیف!
نمی‌دانی
طرحی دور
از لبخند آن‌روزهایم
از منحنی‌های چهره‌ات
پیداست

زمستان هشتادوچهار، بهار هشتادوپنج




« یادهای ملایم »

از میان تمام
بازی‌های کودکانه‌مان
تنها
یادم تو را فراموش
را
خوب بلد بودی

بهار هشتادوپنج




« بیست‌سال بعد »

به:
آیدین آغداشلو
و دل‌نوشته‌ی «دوعکس»‌ش
با خاطره‌ی مهدی کفایی



کلاغ، پَر.
گنجشک، پَر.
«پژمان»، پَر...

دوشنبه،
بیست شهریور هشتادوپنج؛
پرنده می‌شوم

«دویست قرص خواب و
یک شیشه سم نباتی»

بهای ارزانی‌ست
برای پَرنده‌شدن.

بهار هشتادوپنج




« قایم‌موشک »

...حالا،
   سال‌هاست
   پشت دیوار اتاقت چشم گذاشته‌ام
   تا فقط یک‌بار دیگر صدا بزنی:
                                     بیا...

بهار هشتادوپنج




« بدرقه »

عبور،
        یعنی:
               لحظه‌هایی که می‌روی؛
               سال‌هایی که می‌مانم.

بهار هشتادوپنج