پايگاه ادبی، هنری خزه، نسخه‌ی قابل چاپ
www.khazzeh.com
----------------------------------------------


هماورد

صادق عسکری
Sadegh.askari@Gmail.com
http://Surrealist.blogfa.com


شعر از سیلویا پلات (1963-1932)
ترجمه: صادق عسکری

برای خواندن شعر به زبان اصلی، به اين آدرس مراجعه کنيد:
http://www.khazzeh.com/original/the.rival.htm

سیلویا پلات

براساس یادداشت‌ها و اظهارنظرهای منتقدان آثار پلات؛ او شعرِ (هماورد) را در توصیفِ مادرِ خود ـ آرلیا شروبر ـ سروده است. پلات مادرش را در این شعر به ماهی‌ای زیبا اما عصیانگر تشبیه کرده است (شاید تا حدودی به مرگ اشاره داشته باشد) که مدام از تصمیمات و نظرات دخترش ناراضی و با آن‌ها مخالف است. مادر او زمانی که سیلویا در انگستان بود به وسیله‌ی نامه با او در ارتباط بوده است و بعد‌ها این مجموعه از نامه‌ها در کتاب‌ یاداشت‌ها و نامه‌های سیلویا پلات به چاپ می‌رسد. در این شعر سیلویا مادرش را رقیبی بین خود و پدرش (سیلویا رابطه‌ی عاطفی قوی‌ با او داشت و مرگش وقتی سیلویا هشت سال بیش‌تر نداشت، تأثیری عمیق بر او و آثارش گذاشت) توصیف می‌کند.
تعبیرات احتمالی بیش‌تر را به عهده‌ی خوانندگان می‌گذاریم.



« هماورد »

لبخندِ ماه
شاید
به تو می‌مانست.
با همان احساس ِ
زیبا اما عصیانگرت.
شما هر دو
انعکاسی از نوری والا هستید.
حفره‌های توخالی ِ ماه در اندوه ِ زمین؛
و چهره‌ی تو
ثابت و بی‌تغییر.

و نخستین موهبت ِ تو، سنگ‌ساختن همه‌چیز است.
در آرامگاهی بزرگ چشم می‌گشایم
آن‌جا هستی.
و در حالی که انگشتانت را بر میزِ مرمرین می‌کوبی؛
با کینه‌توزی زنانه‌ات،
نه‌چندان بی‌قرار اما،
به‌دنبال ِ بسته‌ای سیگار می‌‌گردی.
و آماده‌ای
برای جواب‌های دندان‌شکن.

ماه هم زیردستانش را کوچک می‌شمارد.
روزهنگام اما
چقدر مضحک به‌نظر می‌رسد.
ناخشنودی‌های تو
از سویی دیگر،
آمیخته با مهربانی ِ همیشگی‌ات
از شکاف ِ صندوق پستی از راه می‌رسد.
سپید و خالی،
و گسترنده همچون گاز.

هیچ‌روزی
خالی از شنیدنِ نام تو نیست.
هرجا هم که باشی،
در حال قدم‌زدن در آفریقا حتا؛
هنوز به فکر من‌ای.

جولای 1961