پايگاه ادبی، هنری خزه، نسخه‌ی قابل چاپ
www.khazzeh.com
----------------------------------------------


شعری از زيبا کاوه‌يی

زيبا کاوه‌يی
ziba_kavehi@yahoo.com
http://zibakv.blogspot.com


روایت اول از سر هشیاری سحرگاهی بود
با تبدیلی از ترانه و ریحان
بر پشت رؤیا نعل‌زده در سکوتی لزج
چشم‌ها را کاسه‌گردان روز کردیم
پرنده‌ای از گلوی روزهای پیش نخواند
تنها صدای بازمانده‌ی دری که تاب می‌خورد
روایت دوم اما پیش از آن که پایان بگیریم تمام شد
آفتاب از گوشه‌کنار پنجره به شب چنگ کشید
و سر قربانی‌های آویزان در باد تکان می‌خورد
پایان روزهای سفید این مقام در دستگاه شور آوازی نخواند
و پرنده‌ها برای همیشه کوچ گاهی از دردهای پنهان را رها کردند
روایت آخر نبود