حملهی ادبی از درون به سرمایهداری.
دفاع قلمی از نوجوانی بر باد رفتهام!.
مارتین والسر (Martin Walser - 1927)
گرچه گروهی از منقدان ادبی لیبرال تاکنون چندین بار ادعا کردهاند که پارهای از
آثار مارتین والسر، نویسندهی زمان حال آلمان، تمایلات ضد یهودی و ضد صهیونیستی
دارند، در بعضی از دانشنامههای چپ ولی سالهاست که او را نویسندهای با تمایلات
سوسیالیستی و کارگری میدانند که به انتقاد از روابط جامعهی سرمایهداری و سیاستهای
امپریالیستی جهانی میپردازد. او با طرح قهرمانان ادبی از طبقهی متوسط و قشر خردهبورژوازی،
میکوشد تا از درون به سیستم سرمایهداری حمله کرده، آن را از نظر هنری افشا کند.
مارتین والسر نخستین بار علنن حین دریافت جایزهی صلح کتابفروشان آلمان در سال
1998 در یک سخنرانی جنجالی خطاب به حضار، از آن جمله مقامات کشوری و لشکری آلمان ـ
و نمایندگان انجمنها و سازمانهای یهودی، پرسید: چنانچه نسل او یا پدرانش به آزار
و قتل عام یهودیان در زمان 13 سال حکومت فاشیسم پرداخته باشند، چرا باید نسلهای
بعدی و نوههای بیخبر او، از صبح تا شام، در رسانهها، مدارس، نمایشگاهها، سفر و
مهمانی، در داخل و خارج، با باتوم فرصتطلبان، به اتهام وارث فاشیسم بودن، کوبیده و
شرمنده شوند؟. والسر غیر مستقیم، چاپلوسان داخلی لیبرال، انتقامگیران وطنفروش
خودی، و سازمانهای مخفی و آشکار اسرائیل و آمریکا را در این گونه تبلیغات، مقصر میبیند.
ولی مخالفان والسر مدعی هستند که جنایتهای تاریخی را نباید هیچگاه فراموش کرد،
حتا اگر نسلهای جوان آلمانی از این بابت رنج ببرند.
مارتین والسر، خالق رمانهای انتقادی و اجتماعی طنزگونه، یکی از مهمترین نویسندگان
دورهی بعد از جنگ و زمان حال آلمان است. آثار او جام جهاننمایی انتقادی از
جامعهی مصرف، جامعهی رفاه، جامعهی صنعتزدهی زمان حال و مسائل روز آن هستند.
اهل نظر مدعیاند که او آگاهانه با کمک ادبیات به تجزیه و تحلیل دقیق جامعهی خود
میپردازد. والسر نویسندهای است که خود را نه تنها با حضور پدیدهی فاشیسم نو،
بلکه با گذشتهی آلمان و تقسیم آن، مشغول کرده است. او به قول چپها، خواهان ادبیات
مستقل کارگری شده و تأثیر هیجانآمیزی روی ادبیات ترقیخواه کشورش از خود به جا
گذاشته و تحول و هدف سوسیالیستی را، ضرورتی تاریخی میداند و مدعی است که
سرمایهداری و امپریالیسم، سیستمهایی سپریشده هستند.
او با اشاره به نظام سرمایهداری میگوید جامعهای که متکی به مصرف، رقابت، و
سودجویی بیرحمانه باشد، موجب نابودی هویت شخصی انسان میشود و بحران و انحلال هویت
انسانی را به دنبال دارد و یک انسان متوسط، ناتوان است از داشتن هویتی سالم، و
انسان از خود بیگانهشدهی سرمایهداری، باید به طرح استراتژیهایی بپردازد تا از
پای در نیاید و یا جنون نگیرد یا حیوانی درنده شود. شناختهای معمولی به دلیل
اجبارهای اجتماعی غالبن باشکست روبهرو میشوند، چون در میان انسانهای نظام
سرمایهداری، مدام: رقابت، اعمال قدرت، فشار، حیله و دروغ و تظاهر حاکم است. انسان
در اين نظام برای این که مورد تمسخر قرار نگیرد یا دیوانه نشود و یا ضعیف به حساب
آید، باید خود را با خواستهها و اجبارهای قوانین سرمایهداری وفق دهد، به این
دلیل، یکی بریده، درویش و گوشهگیر میشود، دیگری وارد چرخ و دندهی نظام میشود و
خرد میگردد یا سر همنوعانش کلاه میگذارد.
قهرمانان آثار مارتین والسر در جامعهی سرمایهداری، در زندگی، غالبن با شکست
روبهرو میشوند. خواننده در رمانهای او با فراز و فرود شغلی و اجتماعی انسانها
روبهرو میشود و شاهد تأثیرات فشار تولید سودآور، اجبارهای سازش، اعمال قدرت برای
جاانداختن هنجارها میشود و زندگی خصوصی، خانوادگی و اجتماعی، همه جا در یک
مبارزهی رقابتی قرار میگیرند. و انسان مجبور است حتا برای یافتن همسر، خانه، کار،
و دوستی، با کمک فن تبلیغات سرمایهداری، خود را همچون کالایی عرضه کند. و شکست در
برآوردکردن خواستههای جامعهی تولید و سود، شغل و زندگی خصوصی انسان را دائم به
خطر میاندازد. انسانهایی که جهان خود را با نرمهای سرمایهداری تطابق داده
باشند، باید خود را به عنوان وجودی مستقل فراموش کنند. آنها در این گونه نظامها
نمیتوانند با کمک تجربیات شخصی، آزادانه به شناخت و خود آگاهی روانی برسند. گاهی
تشکیل خانواده به عنوان محدودیت برای آزادی و موفقیت شغلی به حساب میآید، گاهی
خانواده باید پناهگاهی شود برای انسانی که مورد هجوم فشارهای سرمایهداری قرار
گرفته است. کودکان اغلب به دلیل اشتغال والدین و تقسیم کار، در پروسهی تربیت
عاطفی، به فراموشی سپرده میشوند.
آثار مارتین والسر شامل: رمان، نوول، داستان، درام، نمایشنامهی رادیویی، مقاله،
شعر، مصاحبه و سخنرانی هستند؛ از آنجمله: نیمه بازی یا نیمه وقت، هواپیمایی بالای
خانه، بلوط، بدون يکدیگر، ازدواج در شهر فلان، یک شاخی، سقوط، قویی سیاه، چاه
فوارهای، مقاومت در زندگی، بیماری گالیسی، ماورای عشق، کار روحی، جنگ اتاقی، شکار،
دفاع از کودکی، وقایعنگاری عشق، و مرگ یک منتقد ادبی، هستند. و از جمله مقالات
معروف او: تجربهی مطالعات، وطنشناسی، موضوع ادبیات، در پناه گوته، و 23 مصاحبه
میباشند. در نمایشنامههای او بیش از رمانهایش، روی مسئولیت اجتماعی ادبیات،
تأکید میشود. او در نمایشنامههای خود معمولن به فاشیسم نو و سیاست فرهنگی ضد
کمونیست جوامع سرمایهداری اشاره میکند. کتاب «دفاع از کودکی» او دربارهی تقسیم
آلمان بعد از جنگ جهانی دوم است. او در آخرین آثارش به نقش دستکاری رسانهها و
عوارض صنعتیشدن جامعه اشاره میکند. منتقدین والسر مدعی هستند که او مسائل
روشنفکران و نویسندگان را مسائل تمام اقشار جامعه معرفی میکند.
مارتین والسر در سال 1927 در خانوادهای متوسط در جنوب آلمان در کنار دریاچهی بادن
به دنیا آمد. او در 30 سالگی دست از همکاری با رادیو و تلویزیون ایالتی کشید و به
روستای محل تولدش برگشت و تاکنون در آنجا به صورت نویسندهای حرفهای زندگی
میکند. والسر در دانشگاه ادبیات، تاریخ و فلسفه خوانده است و مدتی تحت تأثیر برشت،
کافکا و پروست بوده است. امروزه او را با فونتان درقرن 19 و گراس در قرن بیست
مقایسه میکنند. والسر دکترای خود را دربارهی «سبک ادبی کافکا» نوشت و همچون سایر
نویسندگان در دههی 50 قرن گذشته، تحت تأثیر قلمی کافکا بوده است. او سالها هوادار
حزب کمونیست بوده و همچون انسنزبرگر، در جنبش دانشجویی سال 1968 از ادبیات مسئول،
مدتی به سوی عمل سیاسی و اجتماعی روی آورد. والسر مدام در مسائل روز جامعهاش دخالت
میکند و اغلب موجب موجی از جنجالهای رسانهای میگردد. او میگوید برای سلامتی،
لازم است که انسان با خودش توافق و سازش داشته باشد و از خود بیگانه نشود. او از
کسانی که به دیگران اعمال قدرت میکنند، متنفر است. و تاکنون جوایز ادبی: بوشنر،
هلدرین، گروه 47، و جایزهی صلح کتابفروشان آلمان، را از آن خود کرده است.