پايگاه ادبی، هنری خزه، نسخه‌ی قابل چاپ
www.khazzeh.com
----------------------------------------------


بهاریه

اصحاب خزه
info@khazzeh.com


ما زنده‌ایم و نفس می‌کشیم و تا زنده‌ایم، خزه زنده است که ادبیات بخشی از دم و بازدم هر روزه‌ی ماست.
ما زنده‌ایم و نفس می‌کشیم و تا زنده‌ایم، به سنت بیش‌تر زندگان بهار را دوست داریم، از سبزی و رویش تازه لذت می‌بریم و همراه کودکان از نوشدن بر سر شوق می‌آییم.
ما زنده‌ایم و در روزگاری که فضا آکنده از بوی مرگ است، می‌کوشیم که خیام‌وار در بهار به شادخواری بنشینیم و بی‌تأسف و حسرت، همراه طبیعت، آینده را حتا اگر شده برای مدتی کوتاه به پس پشت ذهن‌مان بسپاریم که برای نگرانی و ترس زمستان‌های دیگری در راه است...

خزه موقتن رنگ عوض کرده است، به پاس نوروز، این یادگار جمشید که زود، خیلی زود «فره‌ی ایزدی‌اش» گسست و چنان شد که خود دانی. خزه رنگ عوض کرده است و می‌داند که تو آشنای همراه کم‌تر حوصله داری که در این سرور همگانی به خواندن متن‌های بلندبالا بنشینی، همین است که قناعت می‌کند به دو هدیه، باشد که مقبول افتد:
۱ـ ساقیا آمدن عید مبارک بادت! بهاریه‌ای که سه سال پیش در خزه منتشر شده است و دوباره شما را به آن ارجاع می‌دهیم که مگر بهار، موسم تکرار نیست؟
۲ـ باز هم ساقیا آمدن عید مبارک بادت! این بار در قالب صدای خزه، یک رادیوی اینترنتی، در شادمانی ما شریک شوید...