نه میخواهم تن نیمای اکنون خفته در خاکش بلرزانم
نه میخواهم میان موج نو
آتش برقصانم!
اگر در شعر من
نوری صدایی یا نگاهی
ز رستاخیز نیما غوطهور باشد
به سان صخرهای موج نوین را خرد میسازم!
دگرباره ز هر سار کهنسال میپرسم
کدامین نغمه را روح طبیعت مینوازد؟
بیگمان پاسخ میان ۲ هجای کوته اما سبز میبالد
یوش و هر چه ماز در دنیاست میگوید:
جز به نیما کس نمیشاید.
گناه (شاید نگاه)
بهار ۸۶